اتحاد استراتژیک ریاض-اسلامآباد؛ از «چتر هستهای» پاکستان تا پیام به واشنگتن در میانه جنگهای خاورمیانه/پیمانی که معادلات منطقه را به هم ریخت
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، پاکستان و عربستان سعودی در ریاض، «توافقنامه دفاع متقابل راهبردی» (SMDA) را به امضا رساندند. این پیمان که در آن هرگونه تجاوز به یکی از دو...
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، پاکستان و عربستان سعودی در ریاض، «توافقنامه دفاع متقابل راهبردی» (SMDA) را به امضا رساندند. این پیمان که در آن هرگونه تجاوز به یکی از دو کشور، بهمنزله حمله به هر دو تلقی میشود، روابط امنیتی چندیندههای این دو متحد استراتژیک را به سطحی بیسابقه ارتقا داد. اما چه عواملی باعث شد این دو کشور پس از سالها همکاری غیررسمی، به یک پیمان رسمی و الزامآور نظامی روی بیاورند؟
ریشههای تاریخی؛ از حمایت مالی تا حضور نظامی
روابط دفاعی پاکستان و عربستان سعودی ریشهای عمیق دارد که به دهه۱۹۷۰ بازمیگردد. پاکستان از همان دوران، بهعنوان یک متحد نظامی قابلاعتماد، نیروهای خود را برای آموزش و حفاظت از مرزهای عربستان مستقر کرده است. در مقابل، عربستان در بحرانهای اقتصادی و جنگهای پاکستان، از جمله جنگهای هند و پاکستان، حامی مالی و سیاسی این کشور بوده است. حتی گمانههایی وجود دارد که ریاض در تأمین مالی برنامه هستهای پاکستان نقش داشته و در ازای آن، تضمینهای غیررسمی برای گسترش بازدارندگی هستهای دریافت کرده است. با این حال، پیمان ۲۰۲۵، این همکاری دیرینه را از سطح سنتی به یک تعهد دفاعی رسمی و راهبردی تبدیل کرد.
علل و عوامل شکلگیری پیمان
۱. کاهش اعتماد به تضمینهای امنیتی آمریکا: مهمترین عامل در انعقاد این پیمان، تردید فزاینده ریاض نسبت به اتکاپذیری واشنگتن بهعنوان ضامن امنیت خلیج فارس است. عربستان سعودی در سالهای اخیر بهدنبال متنوعسازی شرکای امنیتی خود فراتر از آمریکا بوده است. حمله هوایی اسرائیل به دوحه (قطر) در سپتامبر ۲۰۲۵ که در آن اسرائیل یک هیئت از حماس را هدف قرار داد، این نگرانی را به اوج رساند؛ زیرا کشورهای عربیِ متحد آمریکا دریافتند که حتی شراکت نزدیک با واشنگتن نیز نمیتواند آنها را از اقدامات نظامی اسرائیل در امان نگه دارد. بهعبارتی، این پیمان یک پیام دیپلماتیک صریح از سوی ریاض به واشنگتن بود که اگر آمریکا نتواند از متحدانش در برابر اسرائیل محافظت کند، ریاض بهدنبال تأمینکنندگان امنیت دیگری خواهد گشت.
۲. تهدیدات امنیتی منطقهای و نقش قدرت هستهای پاکستان: پاکستان بهعنوان تنها قدرت هستهای جهان اسلام، دارای ارتشی بزرگ و مجهز است که وزن بازدارندگی بالایی به این پیمان میبخشد. عربستان سعودی با در نظر گرفتن تهدیدات ناشی از برنامه موشکی و هستهای ایران و همچنین نفوذ منطقهای آن، بهدنبال یک شریک امنیتی با توانایی بازدارندگی مؤثر بوده است. تحلیلگران معتقدند که بند دفاع متقابل این پیمان، بهگونهای طراحی شده که بهطور ضمنی، پاکستان را بهعنوان بخشی از یک «چتر هستهای» مشترک برای عربستان تلقی کند، هرچند متن رسمی آن بهصراحت به این موضوع اشاره نکرده است.
۳. محاسبات راهبردی پاکستان: از سوی دیگر، پاکستان نیز با امضای این پیمان به اهداف راهبردی خود دست یافته است. درگیری نظامی پاکستان با هند در می ۲۰۲۵، که یک ماه پیش از مذاکرات اولیه این پیمان رخ داد، یکی از محرکهای مهم در محاسبات امنیتی اسلامآباد بود. این پیمان به پاکستان جایگاه راهبردی بالاتری در خاورمیانه بخشیده و میتواند بهعنوان اهرم فشاری در برابر هند عمل کند. بهعلاوه، ایالات متحده با رویکرد جدید «تغییر بار» (burden shifting)، پاکستان را تشویق به ایفای نقش بزرگتر در امنیت غرب آسیا کرده است.
۴. نقش دولت ترامپ و معمای جدید: دولت ترامپ با اعلام اینکه ریاض و ابوظبی قدرتهای اصلی غرب آسیا هستند، از آنها خواست نقش فعالتری در مدیریت امنیت منطقه ایفا کنند. این پیام، انگیزهای مضاعف به عربستان برای انعقاد پیمانی با پاکستان داد تا بتواند با اتکا به یک شریک نظامی قدرتمند، نقش جدید خود را عملی کند.

پیمان در عمل؛ استقرار نیروها و پیامدهای منطقهای
تنها چند ماه پس از امضای پیمان، در آوریل ۲۰۲۶، پاکستان اقدام به اعزام حدود ۸۰۰۰ نیروی نظامی، یک اسکادران جنگنده و یک سامانه پدافند هوایی به عربستان کرد. استقرار جنگندههای «جیاف-۱۷ تاندر» ساخت چین در عربستان، نشاندهنده نفوذ فزاینده نظامی پکن در خاورمیانه از طریق پاکستان نیز تلقی شده است.
این پیمان، معادلات پیچیدهای را در منطقه ایجاد کرده است. از یک سو، میتواند بهعنوان گامی برای ایجاد یک ائتلاف امنیتی گستردهتر در جهان اسلام، مشابه ناتو، تلقی شود. از سوی دیگر، نگرانیهایی را در مورد دسترسی اسرائیل به کریدورهای هوایی منطقه و همچنین توازن قدرت در برابر هند برانگیخته است. کشورهایی مانند ترکیه و قطر نیز ابراز تمایل کردهاند که ممکن است به این پیمان بپیوندند که نشاندهنده پتانسیل گسترش این اتحاد است.

جمعبندی
پیمان دفاعی پاکستان و عربستان، نقطهعطفی در تحولات ژئوپلیتیک خاورمیانه و جنوب آسیا محسوب میشود. این پیمان، نه تنها واکنشی به تهدیدات فوری و کاهش اعتماد به متحدان سنتی است، بلکه نمایانگر یک تغییر استراتژیک در نظم امنیتی منطقه است. عربستان سعودی با تکیه بر توان نظامی و بازدارندگی هستهای پاکستان، بهدنبال استقلال امنیتی بیشتر و نقشی پررنگتر در معادلات قدرت است. در مقابل، پاکستان نیز با این اتحاد، جایگاه ژئوپلیتیک خود را در سطح بینالمللی ارتقا داده و به یکی از بازیگران کلیدی در غرب آسیا تبدیل شده است. با این حال، ابهامات موجود در مورد دامنه واقعی تعهدات، بهویژه در بعد هستهای، و همچنین واکنش قدرتهای بزرگ مانند آمریکا و چین، سرنوشت این اتحاد نوپا را به یکی از جذابترین سوژههای تحولات آینده منطقه تبدیل کرده است.