بحران اعتماد در مدیریت شهری؛ «من شهردارم۴» با تعهدنامه اداره میشود!
توانانیوز، ظاهراً در مدیریت شهری تهران، سادهترین راه برای اصلاح یک طرح، نه بازنگری کارشناسی است و نه پذیرش مسئولیت، بلکه گرفتن «تعهدنامه» از کارکنانی است که خود بیشترین هزینه اجرای آن طرح را...
توانانیوز، ظاهراً در مدیریت شهری تهران، سادهترین راه برای اصلاح یک طرح، نه بازنگری کارشناسی است و نه پذیرش مسئولیت، بلکه گرفتن «تعهدنامه» از کارکنانی است که خود بیشترین هزینه اجرای آن طرح را پرداختهاند. تازهترین نمونه، تعهدی است که این روزها از پرسنل شهرداری تحت عنوان «سفیر من شهردارم» اخذ میشود؛ گویی مشکل طرح «من شهردارم» نه در طراحی، اجرا یا نظارت آن، بلکه در رفتار و نیت کارکنانی نهفته است که سالهاست در خط مقدم پاسخگویی ایستادهاند.
طرح «من شهردارم» اکنون برای چهارمین دوره در حال اجراست؛ طرحی که قرار بود نماد مشارکت مردمی و شنیده شدن صدای شهروندان باشد، اما در عمل به سازوکاری برای انتقال فشار اجتماعی، نارضایتی عمومی و بار پاسخگویی از مدیریت به بدنه اجرایی تبدیل شده است. پیامهای انبوه ۱۳۷ و مکاتبات بیپایان بازرسی، مراجعات حضوری و انتظارات فزاینده شهروندان، همه بر شانههای کارکنانی سنگینی میکند که نه اختیار تصمیم دارند و نه سهمی از امتیازات این طرح!
در چنین شرایطی، بهجای پرسش از اینکه چرا پس از چهار دوره هنوز شاخص روشنی از موفقیت طرح ارائه نشده، چرا هزینهها شفاف نیست و چرا برخی افراد بدون حضور مؤثر، از منافع مالی بهرهمند میشوند، سادهترین راه انتخاب شده است: گرفتن تعهد از پرسنل. تعهد برای چه؟ برای تحمل توهین، بیاحترامی و تهدید شهروندان شاکی؟ برای پاسخگویی به تصمیماتی که در سطوح بالاتر گرفته شده، اما تبعاتش در کف شهر بر سر کارمند آوار میشود؟

کنایهآمیز آنجاست که این تعهدگیری در حالی صورت میگیرد که کارکنان، خود قربانی اصلی کاستیهای این طرح بودهاند. سال گذشته، بسیاری از پرسنل در جریان اجرای همین برنامه، آماج فحاشی و تنشهای اجتماعی قرار گرفتند؛ هزینهای که نه در گزارشها دیده شد و نه در نظام جبران خدمات جبران گردید. اضافهکار تغییری نکرد، حمایت سازمانی افزایش نیافت، اما انتظار تمکین و تعهد، هر سال پررنگتر شد.
اگر طرح «من شهردارم» پس از چهار دوره هنوز نیازمند تعهدنامه است، شاید زمان آن رسیده که بهجای تعهد گرفتن از کارکنان، از طراحان و مجریان آن تعهد گرفته شود؛ تعهد به شفافیت، به ارزیابی مستقل، و به پاسخگویی واقعی. آیا تاکنون گزارشی جامع از نتایج این طرح منتشر شده است؟ آیا مشخص شده چه میزان از مطالبات مردمی واقعاً اجرایی شده و چه بخشی صرفاً به افزایش بار اداری و روانی پرسنل انجامیده است؟ آیا مشخص شده چقدر از مشارکت حقیقی است؟ آیا مشخص شده است اگر این طرح که آیتمهای آن توسط خود شهرداری ارائه میشود، اگر نبود چه میشد؟

در آستانه پایان سال، با افزایش فشارهای درآمدی در حوزه شهرسازی و پاسخگوییهای شبانهروزی، کارکنان شهرداری بیش از هر زمان دیگری فرسودهاند. در چنین فضایی، تعهدنامه نه ابزار مدیریت است و نه نشانه اقتدار؛ بلکه نماد بیاعتمادی به سرمایه انسانی سازمان است.
از علیرضا زاکانی شهردار تهران و مجید باقری معاون برنامهریزی، توسعه سرمایه انسانی و امور شورا انتظار میرود بهجای تعمیم مسئولیت ناکامیها به پایینترین سطوح سازمان، دستور توقف این رویه، بازنگری جدی در طرح «من شهردارم» و ارائه گزارشی شفاف از دستاوردها و هزینههای چهار دوره اجرای آن را صادر کنند. مدیریت شهری با تعهدنامه اداره نمیشود؛ با اعتماد، عدالت و پذیرش مسئولیت اداره میشود.