بریکس؛ ابربازاری برای گریز از تحریمها یا سرابی در کویر اقتصاد ایران؟
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در شرایطی که اقتصاد ایران با انباشتی از تحریمهای مالی، نفتی و بانکی دستوپنجه نرم میکند، هر روزنهای برای تنفس اقتصادی به مثابه یک امید استراتژیک تلقی میشود....
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در شرایطی که اقتصاد ایران با انباشتی از تحریمهای مالی، نفتی و بانکی دستوپنجه نرم میکند، هر روزنهای برای تنفس اقتصادی به مثابه یک امید استراتژیک تلقی میشود. پیوستن ایران به گروه بریکس (شامل برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) در سال ۲۰۲۴، این پرسش را در کانون گفتمان اقتصادی قرار داد که آیا این بلوک نوظهور میتواند به عنوان یک «سپر» در برابر فشارهای یکجانبه غرب عمل کند؟ اما پاسخ، همچون بسیاری از معادلات بینالمللی، در هالهای از ابهام و وابستگی به متغیرهای متعدد قرار دارد. این گزارش با نگاهی تحلیلی، ابعاد تأثیرگذاری بریکس بر اقتصاد ایران و نیز میزان «تبعیت» اعضای این گروه از قواعد تحریمی واشنگتن را واکاوی میکند.
۱. ظرفیتهای ساختاری بریکس؛ از تسویه غیردلاری تا سرمایهگذاری مشترک:
بدون تردید، بزرگترین دستاورد فوری ایران از عضویت در بریکس، دسترسی به شبکهای از سازوکارهای مالی موازی با نظام سوئیفت است. روسیه و چین، به عنوان دو عضو دائمی شورای امنیت و بازیگران کلیدی در اقتصاد جهانی، طی سالهای اخیر زیرساختهایی نظیر «سیستم انتقال پیامهای مالی روسیه (SPFS)» و «یوآن دیجیتال چین» را برای تبادلات دوجانبه توسعه دادهاند. ایران میتواند از این بسترها برای صادرات نفت، گاز و محصولات پتروشیمی به کشورهای عضو استفاده کند و در مقابل، کالاهای اساسی، تجهیزات صنعتی و دارو را بدون اتکا به دلار تأمین نماید. علاوه بر این، بانک توسعه جدید بریکس (NDB) که با هدف تأمین مالی پروژههای زیربنایی تأسیس شده، میتواند منبعی برای جذب سرمایهگذاری در حوزه حملونقل، انرژی و فنآوری اطلاعات باشد؛ هرچند که سهم ایران در این بانک هنوز به مرحله عملیاتی نرسیده و تزریق سرمایه به پروژههای داخلی منوط به تصویب هیأتمدیره و رعایت شاخصهای زیستمحیطی و حکمرانی است.

۲. تأثیر بر کاهش فشار اقتصادی؛ واقعیت یا خوشبینی؟
ارزیابی کارشناسان اقتصادی نشان میدهد که عضویت در بریکس به طور میانگین میتواند بین ۵ تا ۱۵ درصد از هزینههای مبادلات تجاری ایران را از طریق حذف کارمزدهای ارزی و کاهش ریسک نقلوانتقالات کاهش دهد. همچنین، با توجه به نیاز مبرم چین و هند به انرژی ارزانقیمت، ایران میتواند سهم خود از بازار نفت آسیا را افزایش دهد؛ به شرط آنکه بتواند قراردادهای بلندمدت با تخفیفهای رقابتی منعقد کند. اما نکته کلیدی اینجاست که بریکس «جعبه جادویی» برای رفع کامل تحریمها نیست. تحریمهای ثانویه آمریکا همچنان بر سر راه بانکهای بزرگ اروپایی، ژاپنی و کرهای قرار دارد و بسیاری از شرکتهای چندملیتی که با بریکس همکاری دارند، به دلیل وابستگی به سیستم مالی آمریکا، از هرگونه معامله با ایران خودداری میکنند. از این رو، کاهش فشار اقتصادی بیشتر به «مدیریت انتظارات» و «دیپلماسی فعال» بستگی دارد تا صرفاً به عضویت در یک بلوک سیاسی-اقتصادی.
۳. آیا اعضای بریکس از سیاستهای تحریمی آمریکا تبعیت میکنند؟
پاسخ به این پرسش، یک «بله» یا «خیر» مطلق نیست. واقعیت آن است که اعضای بریکس رویکردی عملگرایانه و «موردی» در قبال تحریمهای ایران اتخاذ کردهاند. روسیه که خود آماج سنگینترین تحریمهای غرب است، نه تنها از تحریمهای آمریکا علیه ایران تبعیت نمیکند، بلکه به دنبال گسترش همکاریهای راهبردی در حوزه نظامی و انرژی با تهران است. چین نیز با وجود آنکه رسماً تحریمهای یکجانبه را محکوم میکند، بانکهای دولتی خود را از هرگونه تراکنش با نهادهای تحریمی ایران برحذر میدارد و تجارت خود را در چارچوب «یوآن-ریال» و از طریق شرکتهای واسط انجام میدهد تا سطح ریسک خود را کنترل کند. هند و برزیل اما موضعی متعادلتر دارند؛ دهلی نو ضمن حفظ روابط راهبردی با واشنگتن، واردات نفت از ایران را به میزان قابلتوجهی کاهش داده و برزیل نیز تجارت خود با ایران را در سطح محدود و عمدتاً کالاهای کشاورزی و دارویی نگه داشته است. در مجموع، میتوان گفت که اعضای بریکس «تبعیت کامل» از تحریمهای آمریکا ندارند، اما «همکاری شفاف و بیپروایانه» با ایران نیز در دستور کارشان نیست؛ آنها در یک بازی چندوجهی، منافع ملی خود را بر هرگونه تعهد گروهی ارجح میدانند.

۴. چالشهای داخلی؛ مانعی بزرگتر از تحریمها:
نکته حائز اهمیت آنکه حتی با فرض همکاری حداکثری بریکس، ساختار اقتصاد ایران – شامل نرخ بهرهی منفی، کسری بودجه مزمن، فرار سرمایه و ناکارآمدی نظام بانکی – خود بزرگترین سد در برابر جذب منافع این عضویت است.
تا زمانی که فضای کسبوکار داخلی شفاف نشود، گزارشهای مالی استاندارد تهیه نگردد و مبارزه با فساد به اولویت جدی تبدیل نشود، سرمایهگذاران بریکسی ترجیح میدهند به جای ورود به بازار ایران، معاملات خود را با واسطهگری امارات یا ترکیه انجام دهند. به عبارت دیگر، بریکس میتواند «پل» باشد، اما اگر سمت ایرانی پل فرسوده و ناامن باشد، تردد از روی آن به شکست خواهد انجامید.
نتیجهگیری:
ارتباط با بریکس، بدون تردید دریچهای به سوی تنوعبخشی به شرکای تجاری و کاهش وابستگی به دلار میگشاید، اما این دریچه به اندازه کافی وسیع نیست که کل فشار اقتصادی ناشی از تحریمها را خنثی کند. اعضای بریکس در عمل «تبعیت» انفعالی از آمریکا ندارند، اما «همکاری فعال» با ایران را در گرو محاسبات دقیق هزینه-فایده و حفظ رابطه خود با غرب تعریف میکنند. بنابراین، تأثیر واقعی این ائتلاف بر اقتصاد ایران، بیش از آنکه به توافقنامههای پکن یا مسکو وابسته باشد، به توانایی تهران در اصلاح ساختارهای داخلی، افزایش شفافیت و تعریف پروژههای مشترک با جذابیت اقتصادی بالا بستگی دارد. بریکس یک اهرم است، نه معجزهگر؛ و هر چه سیاستگذاران ایرانی این واقعیت را زودتر بپذیرند، استراتژیهای آنها برای عبور از طوفان تحریمها واقعبینانهتر و کارآمدتر خواهد بود.