الهام آقابابائی، توانانیوز_ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با آنکه بر مبانی دینی و آموزههای اسلامی استوار است، در عین حال «هویت تاریخی و فرهنگی ملت ایران» را بخش جداییناپذیر شخصیت حقوقی کشور میداند. این هویت، محصول تاریخ ممتد ایران از دوران باستان تا امروز است. ازاینرو، پرسش مهم این است که قانون اساسی چگونه از میراث ایران باستان حمایت میکند؟ و اهانت به این نمادها از منظر حقوق عمومی چه جایگاهی دارد؟
۱. جایگاه هویت تاریخی در قانون اساسی
در قانون اساسی، چند اصل بهطور مستقیم یا غیرمستقیم بر «حفظ هویت فرهنگی و تاریخی» تأکید میکنند. مهمترین آنها:
۱–۱. اصل سوم، بند ۱۰
این بند دولت را موظف میکند به «ترویج فرهنگ اسلامی و گسترش آگاهیهای عمومی» و «احیای افتخارات و ارزشهای فرهنگی» بپردازد. افتخارات فرهنگی ایران محدود به دورهای خاص نیست و مجموعه تاریخ ایران—including ایران باستان، دوران اسلامی و دوره معاصر—را دربرمیگیرد.

۱–۲. اصل ۱۵۴
این اصل ضمن بیان سياست «حمايت از مظلومان»، بر حفظ «استقلال فرهنگی» و «هویت ملی» تأکید دارد. استقلال فرهنگی بدون پاسداشت ریشهها و نمادهای هویتی تاریخی معنا ندارد.
۱–۳. مقدمه قانون اساسی
در بخش «ویژگیهای انقلاب اسلامی»، قانونگذار از «فرهنگ اصیل اسلامی-ایرانی» یاد میکند. ترکیب «اسلامی–ایرانی» خود نشاندهنده پیوند و همزیستی هویتی است که ایران باستان بخش مهمی از آن را تشکیل میدهد.
۲. نمادهای ایران باستان بهعنوان بخشی از هویت ملی
نمادهای هخامنشی، ساسانی، اشکانی و سایر دورههای ایران باستان، علاوه بر ارزش تاریخی، از منظر علوم هویتشناسی (Identity Studies)، «سرمایههای نمادین» یک ملت محسوب میشوند. این سرمایهها نقشی مهم در:
انسجام ملی
حافظه جمعی
اعتمادبهنفس تاریخی
و استمرار فرهنگی
دارند. ازاینرو، احترام به آنها در واقع احترام به بنیانهای هویت ملی است.
۳. اهانت به نمادهای ایران باستان از منظر حقوق عمومی

در حقوق عمومی، هر رفتاری که به «هویت جمعی» و «سرمایههای نمادین» یک ملت لطمه بزند، میتواند با اصول قانون اساسی در تعارض قرار گیرد. هرچند قانونگذار ایران صریحاً جرمانگاری خاصی تحت عنوان «اهانت به نمادهای ایران باستان» پیشبینی نکرده، اما:
۳–۱. تعارض با روح قانون اساسی
بر اساس اصولِ مرتبط با فرهنگ، توسعه فرهنگی و هویت ملی (اصول ۳، ۱۰، ۱۵۴ و مقدمه)، هر رفتاری که موجب تخریب نمادهای تمدنی یا تحقیر میراث فرهنگی شود، با «روح قانون اساسی» ناسازگار است؛ زیرا:
مانع اعتلای فرهنگ اسلامی–ایرانی میشود.
استقلال و هویت فرهنگی را تضعیف میکند.
منجر به فروپاشی تعلق و افتخار ملی میگردد.
۳–۲. تعارض با قانون حفظ آثار ملی
قانون «حفظ آثار ملی» مصوب ۱۳۰۹ و قانون «مقابله با جرایم علیه میراث فرهنگی» (۱۳۸۹) هرگونه اقدام یا گفتار مخل احترام به آثار تاریخی را قابل پیگیری میداند؛ زیرا آثار تاریخی به عنوان «اموال عمومی» و «دارایی مشترک ملت» شناخته میشوند.
۴. نتیجهگیری
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اگرچه ماهیت اسلامی دارد، اما بهصورت روشن بر «پاسداشت هویت تاریخی–فرهنگی ملت ایران» تأکید کرده است. ازاینرو، اهانت به نمادهای ایران باستان نهتنها یک بیاحترامی فرهنگی است، بلکه از منظر حقوق عمومی اقدامی در تقابل با اصول فرهنگمحور قانون اساسی است. میراث ایران باستان بخشی از شناسنامه تاریخی ماست و قانون اساسی نیز—بهطور مستقیم و غیرمستقیم—بر حفاظت از این میراث تأکید دارد.
منابع و مآخذ
1. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصول ۳، ۱۰، ۱۵، ۱۵۴ و مقدمه قانون.
2. قانون حفظ آثار ملی، مصوب ۱۲ آبان ۱۳۰۹.
3. قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات، مواد مربوط به توهین و تخریب اموال فرهنگی.
4. قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی–فرهنگی، مصوب ۱۳۹۸.
5. بهمن، یحیی. هویت ملی ایرانیان، تهران: نشر نی، ۱۳۹۴.
نویسنده: الهام آقابابائی
دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه تهران
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟