توانا نیوز – پایگاه خبری تحلیلی

سدهای بلند، رودهای خاموش

سدهای بلند، رودهای خاموش

دکتر فرزانه جعفری همبری ـ توانانیوز، آیا سدسازی بی‌رویه به تشدید بحران آب در ایران انجامیده است؟در حالی که ایران یکی از سدسازترین کشورهای منطقه محسوب می‌شود، بحران آب هر سال ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. طی دهه‌های گذشته، سدسازی به‌عنوان راهبرد اصلی مدیریت منابع آب دنبال شده است؛ راهبردی که…

- اندازه متن +

دکتر فرزانه جعفری همبری ـ توانانیوز، آیا سدسازی بی‌رویه به تشدید بحران آب در ایران انجامیده است؟در حالی که ایران یکی از سدسازترین کشورهای منطقه محسوب می‌شود، بحران آب هر سال ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. طی دهه‌های گذشته، سدسازی به‌عنوان راهبرد اصلی مدیریت منابع آب دنبال شده است؛ راهبردی که قرار بود امنیت آبی، توسعه کشاورزی و کنترل سیلاب را تضمین کند. اما اکنون، هم‌زمان با کاهش بارندگی‌ها، افت ذخایر سدها و تشدید فرونشست زمین، این پرسش مطرح است: آیا توسعه سازه‌محور بدون مدیریت تقاضا، خود به بخشی از بحران تبدیل شده است؟

ایران؛ در میان کشورهای با بیشترین سد در منطقه بر اساس آمارهای رسمی ، بیش از ۶۰۰ سد مخزنی بزرگ در کشور بهره‌برداری شده و ده‌ها پروژه دیگر نیز در دست ساخت است. این در حالی است که طبق گزارش‌های دوره‌ای شرکت مدیریت منابع آب ایران، در برخی سال‌های اخیر بخش قابل توجهی از مخازن سدها کمتر از ظرفیت اسمی خود آب داشته‌اند؛ موضوعی که به‌ویژه در دوره‌های خشکسالی شدیدتر شده است.

کاهش ورودی آب به مخازن، نشان می‌دهد که سدها بدون وجود منابع پایدار بارش، نمی‌توانند به‌تنهایی تضمین‌کننده امنیت آبی باشند.کاهش جریان رودخانه‌ها و تهدید اکوسیستم‌هاکارشناسان محیط‌زیست معتقدند سدسازی گسترده، رژیم طبیعی جریان رودخانه‌ها را تغییر داده است. کاهش دبی پایین‌دست، خشک شدن بستر رودخانه‌ها و افت کیفیت آب از جمله پیامدهای این تغییر است. در برخی حوضه‌های آبریز، ساخت چند سد زنجیره‌ای موجب کاهش جدی آب ورودی به تالاب‌ها شده است.تالاب‌هایی که زمانی نقش تنظیم‌کننده اقلیم محلی، کنترل گردوغبار و حفظ تنوع زیستی را داشتند، اکنون با کاهش سطح آب و ناپایداری اکولوژیک مواجه‌اند.افت آب‌های زیرزمینی و فرونشست زمینهم‌زمان با کاهش جریان‌های سطحی، فشار بر منابع آب زیرزمینی افزایش یافته است.

طبق گزارش‌های سازمان زمین‌شناسی، ده‌ها دشت کشور با پدیده فرونشست مواجه‌اند؛ پدیده‌ای که در برخی مناطق به چندین سانتی‌متر در سال می‌رسد. کارشناسان می‌گویند کاهش تغذیه طبیعی آبخوان‌ها در پایین‌دست سدها، در کنار برداشت بی‌رویه چاه‌ها، از عوامل مؤثر در این روند است.چالش بهره‌وری اقتصادی سدهارسوب‌گذاری مخازن، کاهش ظرفیت ذخیره و افزایش هزینه‌های نگهداری از دیگر چالش‌های مطرح در حوزه سدسازی است.

برخی تحلیلگران حوزه آب معتقدند در شرایطی که ورودی آب کاهش یافته، باید ارزیابی مجددی درباره توجیه اقتصادی پروژه‌های جدید انجام شود.سدسازی در قاب آماربیش از ۶۰۰ سد مخزنی بزرگ در کشورده‌ها پروژه سدسازی در حال اجراکاهش محسوس حجم ذخیره برخی سدها در سال‌های کم‌بارشبیش از ۳۰۰ دشت کشور در وضعیت بحرانی یا ممنوعه برداشت آب زیرزمینیثبت نرخ‌های نگران‌کننده فرونشست زمین در چندین استاندر همین ارتباط، دکتر محمد درویش، پژوهشگر و فعال حوزه محیط‌زیست، بر ضرورت تغییر رویکرد در سیاست‌های آبی کشور تأکید می‌کند. او معتقد است تمرکز صرف بر توسعه زیرساخت‌های سازه‌ای نمی‌تواند راه‌حل پایدار بحران آب باشد.درویش می‌گوید:«حل بحران آب ایران بیش از آنکه به سدهای جدید نیاز داشته باشد، به اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهره‌وری وابسته است. بدون مدیریت تقاضا، هر منبع جدیدی دیر یا زود با کمبود مواجه می‌شود.»به گفته این کارشناس، در شرایطی که کشور با کاهش بارندگی و تغییرات اقلیمی روبه‌روست، سیاست‌گذاری‌ها باید به سمت مدیریت مصرف در بخش‌های کشاورزی، شهری و صنعتی حرکت کند؛ در غیر این صورت، افزایش ظرفیت ذخیره‌سازی آب به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت آبی را تضمین کند.

مدیریت تقاضا؛حلقه

حلقه مفقوده سیاست آبی کشوراظهارات دکتر محمد درویش در حالی مطرح می‌شود که ساختار مصرف آب در ایران همچنان با چالش‌های جدی مواجه است. بر اساس آمارهای رسمی، بخش کشاورزی حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد منابع آب تجدیدپذیر کشور را مصرف می‌کند؛ آن هم در شرایطی که راندمان آبیاری در بسیاری از مناطق پایین‌تر از استانداردهای جهانی است. این موضوع نشان می‌دهد که بدون اصلاح الگوی کشت، بهبود بهره‌وری و کاهش هدررفت، افزایش عرضه آب نمی‌تواند تعادل پایدار ایجاد کند.کارشناسان تأکید می‌کنند توسعه زیرساخت‌های ذخیره‌سازی، زمانی اثربخش خواهد بود که هم‌زمان با آن، سیاست‌های کنترل مصرف و قیمت‌گذاری واقعی آب نیز اجرا شود. در غیر این صورت، افزایش ظرفیت تأمین آب معمولاً به افزایش تقاضا منجر می‌شود؛ پدیده‌ای که در ادبیات اقتصادی از آن به‌عنوان «اثر بازگشتی» یاد می‌شود.از سوی دیگر، تغییرات اقلیمی و کاهش بارش‌های بلندمدت، ریسک اتکای صرف به سازه‌های بزرگ آبی را افزایش داده است. کاهش ورودی مخازن سدها در سال‌های خشک، نشان داده که مدیریت منابع آب دیگر صرفاً یک مسئله مهندسی نیست، بلکه به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، زیست‌محیطی و اجتماعی گره خورده است.

در چنین شرایطی، حرکت به‌سوی مدیریت یکپارچه حوضه‌های آبریز، سرمایه‌گذاری در بازچرخانی آب، بهبود فناوری‌های آبیاری و فرهنگ‌سازی مصرف بهینه، می‌تواند مکمل سیاست‌های زیرساختی باشد؛ رویکردی که بسیاری از متخصصان آن را تنها مسیر پایدار برای عبور از بحران آب می‌دانند

نتیجه گیری سدسازی در ایران اگرچه در برخی مناطق مزایای خاصی مانند ذخیره آب و کنترل سیلاب داشته، اما در مقیاس کلان و بلندمدت، ترکیب این سیاست با خشکسالی، مصرف بی‌رویه و مدیریت ناپایدار آب منجر به بحران‌های جدی شده است.تحلیل داده‌ها و پژوهش‌های علمی نشان می‌دهد که سدها به‌تنهایی نمی‌توانند پاسخگوی چالش‌های آب ایران باشند و بدون یک رویکرد جامع مدیریت منابع، مشکلاتی چون خشکی رودخانه‌ها، تخریب تالاب‌ها، فرونشست زمین و ناپایداری اجتماعی تشدید خواهد شد.

دکتر فرزانه جعفری همبری

مخقق و مدرس حوزه محیط زیست

درباره نویسنده

مریم حسین زاده هنزایی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *