مزیم حسین زده هنزایی ، توانانیوز، در روز ۷ ژوئیۀ ۲۰۲۶، خبری اختصاصی از رویترز، بازارهای جهانی انرژی را تکان داد: عربستان سعودی در حال بررسی طرحی بلندپروازانه برای افزایش چشمگیر ظرفیت خط لولۀ شرق–غرب خود است تا بتواند حجم بیشتری از نفت خام را مستقیماً به سواحل دریای سرخ برساند و از این طریق، وابستگی به تنگۀ هرمز را به حداقل برساند. از فوریۀ ۲۰۲۶ و همزمان با آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، این تنگۀ راهبردی که روزگاری گذرگاه امن حدود یک پنجم نفت جهان بود، به یکی از خطرناکترین نقاط کره زمین تبدیل شده است. اکنون ریاض نه فقط در پیِ پاسخی فوری به این بحران، بلکه در اندیشۀ ترسیم نقشۀ جدیدی برای امنیت انرژی خود و حتی همسایگانش است؛ نقشه ای که میتواند توازن قدرت را در خلیج فارس و فراتر از آن دگرگون کند.
۱. تنگۀ هرمز در آتش: وقتی ۲۰ میلیون بشکه در روز در محاصره قرار میگیرد
برای درک عمق این اقدام سعودی، باید به عقب برگردیم و هولناکیِ وضعیت کنونی را مرور کنیم. تنگۀ هرمز پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده های نفتی را از دل خلیج فارس به اقیانوسها میرساند. اما با حملۀ آمریکا به ایران در فوریۀ ۲۰۲۶، نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عملاً این آبراه را تحت کنترل نظامی خود درآوردند. در ۱۹ آوریل، آنها دو نفتکش را از عبور بازداشتند و برای نخستین بار در تاریخ مدرن، هیچ شناوری از تنگه عبور نکرد. جنگافزارهای بدون سرنشین، رادیوهای هشداردهنده و موشکهای شلیکشده به سوی نفتکشها، فضایی از وحشت و عدم قطعیت را بر این مسیر حیاتی حاکم کرده است.

نتیجۀ این محاصره برای کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس فاجعه بار بود. ظرفیت تولید نفت این کشورها تا ۱۲ میلیون بشکه در روز کاهش یافت. عراق که روزگاری ۴.۳ میلیون بشکه تولید میکرد، به کمتر از ۱.۵ میلیون بشکه سقوط کرد. کویت در ماه مارس وضعیت قوۀ قهریّه (فورس ماژور) اعلام نمود و پالایشگاه بحرین نیز چندین بار هدف حملات موشکی قرار گرفت. حتی پس از توافق موقت ایران و آمریکا در ژوئن، سطح عبور و مرور هرگز به پیش از جنگ بازنگشت؛ و تازه ترین نمونه، شلیک دو موشک سپاه به سوی کشتیهای تجاری در ۶ ژوئیه بود که دو فروند را به شدت آسیب رساند.
۲. خط لولۀ شرق–غرب: میراثی از دل جنگ، اکنون در کانون توجه
در میانه های این آشوب، خط لولۀ شرق–غرب عربستان که در دهۀ ۱۹۸۰ و در جریان جنگ ایران و عراق به عنوان یک مسیر جایگزین ساخته شده بود، ناگهان از یک تأسیسات پشتیبان به شاهرگ اصلی تبدیل شد. این خط که ۱۲۰۰ کیلومتر از دل بیابانهای عربستان میگذرد، مناطق نفتی شرق را به بندر ینبع در کرانۀ دریای سرخ متصل میکند و ظرفیت اسمی آن ۷ میلیون بشکه در روز است. طبق اعلام مدیرعامل آرامکو در ماه مه، حدود ۲ میلیون بشکه از این مقدار برای تأمین خوراک پالایشگاههای غربی مصرف میشود و نزدیک به ۵ میلیون بشکه نیز برای صادرات در دسترس است.
پیش از جنگ، عربستان حدود ۶۰ درصد از صادرات خود را از همین مسیر به ینبع میفرستاد؛ اقدامی که صندوق بینالمللی پول پیشبینی کرد باعث شود رشد اقتصادی عربستان در سال ۲۰۲۶ به ۳.۱ درصد برسد و تنها ۱.۴ درصد کمتر از پیشبینیهای پیش از جنگ باشد. اما همین زیرساخت هم برای جبران کامل بسته شدن هرمز کافی نیست؛ زیرا حداکثر تولید مؤثر عربستان در چارچوب توافق اوپک پلاس حدود ۱۰ تا ۱۰.۵ میلیون بشکه در روز است و خط لوله فعلی فقط ۷ میلیون بشکه از این مقدار را پوشش میدهد. همین شکافِ ساختاری، انگیزۀ اصلی طرح توسعۀ جدید است.
۳. طرح بلندپروازانۀ جدید: ۲۰۰ هزار بشکه بیشتر، و دری به روی همسایگان
بر اساس اطلاعات پنج منبع آگاه که در اختیار رویترز قرار گرفته، عربستان قصد دارد ظرفیت این خط لوله را تا ۲۰۰ هزار بشکه در روز افزایش دهد؛ هرچند هنوز مشخص نیست که آیا این کار از طریق ارتقای خطوط موجود انجام میشود یا ایجاد یک خط لولۀ جدید. برخی منابع حتی از احتمال انتقال فرآورده های نفتی از طریق یک خط دوم با ظرفیت کوچکتر خبر داده اند. این پروژه که سالها زمان و دهها میلیارد دلار سرمایه گذاری نیاز دارد، ممکن است بازنگری در مکانیسم قیمت گذاری نفت عربستان را نیز به دنبال داشته باشد.
اما جذابترین بخش این طرح، بُعد منطقهای آن است. مقامات سعودی با چند کشور همسایه مذاکرات اولیهای را برای اتصال به این شریان جدید آغاز کردهاند. کویت، بحرین و قطر همگی فاقد مسیر جایگزین برای دورزدن هرمز هستند و عراق نیز به دلیل اختلافات طولانی، نتوانسته از خط لولۀ ترکیه به طور کامل استفاده کند.

شیخ نواف الصباح، مدیرعامل شرکت نفت کویت، در اجلاس اخیر انرژی آتلانتیک بهصراحت گفته است: «ما با برادران خود در عربستان و امارات درباره امکان گسترش خطوط لولۀ موجود برای انتقال نفت کویت رایزنی میکنیم.» قطر نیز که عمدتاً صادرکنندۀ گاز طبیعیِ مایع است، با چالشهای فنی بیشتری روبهروست، اما بررسی گزینههای مختلف از جمله عبور از خاک عربستان را در دستور کار دارد.
به عبارت دیگر، خط لولۀ عربستان در حال تبدیل شدن به یک کریدور منطقهای است که میتواند ائتلاف جدیدی از صادرکنندگان نفت خلیجفارس را در پشتِ پشتِ تنگۀ هرمز گرد هم آورد.
۴. رقابت با امارات؛ نبردی تازه بر سر تولید و قیمت
در این میان، عربستان تنها بازیگر صحنه نیست. امارات متحده عربی نیز از مدتها پیش روی خط لولۀ ابوظبی به فجیره (واقع در کرانۀ دریای عمان) سرمایهگذاری کرده که ظرفیت فعلی آن به ۱.۸ میلیون بشکه در روز میرسد. جالبتر اینکه نیمی از ساخت خط لولۀ جدید شرق–غرب امارات نیز به پایان رسیده و قرار است سال آینده با دوبرابر کردن ظرفیت انتقال به فجیره، به بهرهبرداری برسد.
برخی کارشناسان ارشد انرژی معتقدند که توسعۀ خط لولۀ عربستان، فصل تازهای از رقابت دیرینۀ ریاض و ابوظبی را گشوده است؛ رقابتی که در آن هر دو کشور میکوشند با افزایش ظرفیت صادراتِ خروجی از هرمز، تولید نفت خود را بالا ببرند و در نتیجه، برای جذب مشتریان آسیایی و اروپایی، به رقابت قیمتی تن بدهند. زید البلباعی، از شرکای مدیریتی شرکت مشاورهای هاردکاسل در لندن، در این باره میگوید: «مذاکرات اخیر دربارۀ کریدور جدید نفتکشهای کویت، قطر و عربستان، واقعیتی راهبردی را آشکار میکند: درگیری اخیر به همگان نشان داده که تکیه به یک گذرگاه دریاییِ واحد، چه ریسکهای بزرگتری به همراه دارد.»

۵. چشمانداز آینده؛ هزینه ها، چالشها و جهانِ پسا هرمز
این چشم انداز هرچند راهگشاست، اما بیچالش نیست. تأمین مالی دهها میلیارد دلاری، هماهنگی فنی و حقوقی با کشورهای همسایه، توسعۀ همزمان تأسیسات بارگیری در بندر ینبع، و بازنگری در فرمولهای قیمت گذاری نفت، همگی موانعی هستند که سالها زمان خواهند برد. همچنین، هرگونه افزایش صادرات از دریای سرخ، مستلزم تضمین امنیت این مسیر جدید در برابر تهدیدات احتمالی (از جمله حملات موشکی یا خرابکاری) است که خود نیازمند همکاری نظامی ـ امنیتیِ گستردهای با کشورهای غربی و منطقهای خواهد بود.
با این حال، جهتگیری کلی روشن است: «پساـهرمز» دیگر یک شعار نیست، بلکه برنامهای عملیاتی است که در دل بیابانهای عربستان شکل میگیرد. اگر این طرح به سرانجام برسد، وابستگی بازار جهانی نفت به تنگۀ هرمز بهطور ساختاری کاهش خواهد یافت و کشورهای خلیجفارس برای نخستین بار، تنوعی واقعی در مسیرهای صادراتی خود به دست میآورند. همانگونه که ران بوسو، ستوننویس ارشد انرژی رویترز، اشاره کرده، تلاش صادرکنندگان خلیجفارس برای گریز از هرمز، نه یک واکنش موقت، بلکه سرآغاز بازتعریف کامل نظم انرژی در منطقه است.
آینده نشان خواهد داد که آیا این شریان تازه، به امنیت پایدار میانجامد یا اینکه صرفاً صحنه های جدیدی از تنش و رقابت را رقم میزند؛ اما آنچه مسلم است، خیالِ خامِ بازگشت به روزهای آرامِ پیش از جنگ، دیگر در ذهن هیچ مقام سعودی جایی ندارد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟