توانا نیوز – پایگاه خبری تحلیلی

عهدشکنیِ سریالی؛ از خروج از برجام تا نقض تفاهم ۲۰۲۶، آمریکا هرگز به تعهداتش پایبند نبوده

عهدشکنیِ سریالی؛ از خروج از برجام تا نقض تفاهم ۲۰۲۶، آمریکا هرگز به تعهداتش پایبند نبوده

مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ایالات متحده در هفتاد سال اخیر نه‌تنها همواره یکی از اصلی‌ترین مخالفان نظام حقوقی بین‌الملل بوده، بلکه با خروج از ده‌ها معاهده و تفاهم بین‌المللی، عملاً «تعهدگریزی» را به یک اصل در سیاست خارجی خود تبدیل کرده است. از کنار گذاشتن برجام در سال ۲۰۱۸…

- اندازه متن +


مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ایالات متحده در هفتاد سال اخیر نه‌تنها همواره یکی از اصلی‌ترین مخالفان نظام حقوقی بین‌الملل بوده، بلکه با خروج از ده‌ها معاهده و تفاهم بین‌المللی، عملاً «تعهدگریزی» را به یک اصل در سیاست خارجی خود تبدیل کرده است. از کنار گذاشتن برجام در سال ۲۰۱۸ تا نقض تازه‌ترین تفاهم با ایران در ژوئیه ۲۰۲۶، سوابق نشان می‌دهد که آمریکا از ابتدای تأسیس تاکنون، هیچ‌گاه به تعهدات خود ــ حتی آنهایی که خودشان پای آن را امضا کرده‌اند ــ وفا نکرده است. گزارش پیش‌رو، نگاهی است به این الگوی تاریخی و مصداقِ اخیرِ آن در قبال جمهوری اسلامی ایران.

۱. یک الگوی تاریخی: «استثناگرایی» به‌جای پایبندی
برخلاف ادعای رایج دربارهٔ «نظم مبتنی بر قاعده»، اسناد تاریخی گواهی می‌دهند که ایالات متحده از روزهای نخستین حیات خود، هرگاه معاهده‌ای با منافع ملی‌اش هم‌سو نبوده، یا از امضای آن سر باز زده، یا پس از امضا با شرط‌های تفسیری، مفاد آن را خنثی کرده و یا به‌یکباره از آن خارج شده است. نمونه‌های کلاسیک این رویه عبارت‌اند از: عدم پیوستن به جامعهٔ ملل (۱۹۱۹)، نقض رأی دیوان بین‌المللی دادگستری در پروندهٔ نیکاراگوئه (۱۹۸۶)، خروج از پیمان موشک‌های کوتاه‌بُرد و میان‌بُرد (INF) در سال ۲۰۱۹، و کنار گذاشتن توافق اقلیمی پاریس و سازمان جهانی بهداشت در دورهٔ ریاست‌جمهوری پیشین. این رفتارها، چنانکه بسیاری از حقوقدانان بین‌الملل تأکید کرده‌اند، نه استثنا، که قاعدهٔ ثابتِ سیاست خارجی واشنگتن است.

۲. برجام؛ مهم‌ترین سندِ نقضِ عهد در قرن اخیر
توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ (برجام) که با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت تأیید شد، نه یک معاهدهٔ دوجانبه، بلکه یک سند چندجانبه و الزام‌آور بین‌المللی بود. با وجود تأییدهای مکرر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دربارهٔ پایبندی کامل ایران به تعهداتش، دولت آمریکا در سال ۲۰۱۸ به‌طور یک‌جانبه از آن خارج شد و نه‌تنها تحریم‌های لغو شده را بازگرداند، بلکه تحریم‌های تازه‌ای نیز وضع کرد. این اقدام، حتی از نگاه بسیاری از متحدان اروپایی آمریکا، «نقض آشکارِ عهد» و «تضعیفِ بنیانِ دیپلماسی چندجانبه» ارزیابی شد. ایران نیز در واکنش به این خروج، گام‌هایی را برای کاهش تعهدات داوطلبانهٔ خود برداشت که تمامی آنها در چارچوب بندهای خودِ برجام، قابل برگشت اعلام شد؛ اما آمریکا نه‌تنها گامی برای جبران برنداشت، بلکه با سیاست «فشار حداکثری»، مسیر گفت‌وگو را به بن‌بست کشاند.

۳. نقض تازه‌ترین تفاهم؛ بمباران و تحریم، فقط چند روز پس از امضا
در تازه‌ترین نمونه، خردادماه ۱۴۰۵ (ژوئن ۲۰۲۶)، ایران و آمریکا موفق به امضای یک تفاهم نامهٔ اولیه شدند که بر اساس آن، تنگهٔ هرمز بازگشایی و آتش‌بسِ موقت در منطقه تمدید می‌گشت. اما پیش از آنکه این تفاهم حتی به مرحلهٔ اجرایی کامل برسد، واشنگتن در یک اقدام غافلگیرانه، دستور حملات هوایی به مواضعی در جنوب ایران را صادر و همزمان مجوز ۶۰‌روزهٔ صادرات نفت ایران را لغو کرد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا، صراحتاً اعلام کرد که این تفاهم «پایان یافته است» و مقامات کاخ سفید، بی‌آنکه سندی بر نقضِ تعهد از سوی ایران ارائه دهند، مدعی «تهدیدهای تازه» شدند.

۴. واکنش تهران و انعکاس بین‌المللی
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در نطقی صریح، پنج مصداقِ قطعی از نقضِ تفاهم توسط آمریکا را برشمرد: از تغییرِ ترتیباتِ کشتیرانی در خلیج فارس تا استمرار تهدیدهای نظامی، بازگرداندن تحریم‌های نفتی، حمله به تأسیسات جنوبی و نیز هماهنگی با رژیم صهیونیستی برای تداوم تجاوز به لبنان. وزارت خارجهٔ ایران نیز طی بیانیه‌ای، این اقدام را «نمونه‌ای دیگر از عهدشکنیِ سیستماتیک آمریکا» خواند و آن را محکوم کرد. در سطح سازمان ملل، نمایندهٔ چین در شورای امنیت تأکید کرد که اقدام آمریکا «نقضِ حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد» است و «حاصل ماه‌ها تلاش دیپلماتیک را از بین برده است.»

۵. تحلیل نهایی: آمریکا، شریکی غیرقابل اعتماد
مجموعهٔ این رویدادها، تصویر روشنی از یک بازیگر بین‌المللی ارائه می‌دهد که تا زمانی که توافق‌ها به نفعش باشند، آنها را «قانون» و زمانی که به نفعش نباشند، آنها را «کاغذپاره» تلقی می‌کند. جمهوری اسلامی ایران در دو دههٔ اخیر، همواره ثابت کرده که پایبند به توافق‌های امضا شده است، اما در برابر عهدشکنیِ طرف مقابل، حقِّ پاسخ متقابل را برای خود محفوظ می‌داند. واقعیت این است که تا وقتی آمریکا به‌جای دیپلماسی، زورگویی و تهدید را ابزار اصلی خود قرار داده، اعتماد به هرگونه تفاهمِ آینده نیز با چالش جدی روبرو خواهد بود

جامعهٔ جهانی، اگر به‌دنبال ثبات در خاورمیانه و نظام منع اشاعه است، چاره‌ای جز محکومیتِ صریحِ این نقضِ عهدهای پیدرپی و یافتن سازوکاری برای الزام آمریکا به پایبندیِ واقعی ندارد؛ در غیر این صورت، «برجام» و «تفاهمِ ۲۰۲۶» فقط دو قربانی از میانِ قربانیانِ بسیارِ سیاستِ «اول آمریکا» خواهند بود.د.

درباره نویسنده

مریم حسین زاده هنزایی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *