«عوارض امنیتی» در برابر محاصره؛ طرح جدید میانجیها برای نجات تفاهم در حال فروپاشی یا آرایش برای جنگ تمامعیار؟
مریم حسینزاده هنزایی، توانانیوز ـ وبسایت آمریکایی اکسیوس بهتازگی از طرح جدیدی پرده برداشته که از سوی میانجیهای منطقهای (قطر، مصر، پاکستان و عمان) به آمریکا و ایران ارائه شده است. این طرح شامل...
مریم حسینزاده هنزایی، توانانیوز ـ وبسایت آمریکایی اکسیوس بهتازگی از طرح جدیدی پرده برداشته که از سوی میانجیهای منطقهای (قطر، مصر، پاکستان و عمان) به آمریکا و ایران ارائه شده است. این طرح شامل رفع محاصره دریایی بنادر ایران، بازگشایی کامل تنگه هرمز و پیشنهاد دریافت «عوارض تأمین امنیت» توسط تهران از کشتیهای عبوری است. اما در شرایطی که تفاهمنامه اسلامآباد (ژوئن ۲۰۲۶) بهشدت در حال نقض شدن است و حملات متقابل نظامی ادامه دارد، پرسش کلیدی این است که آیا این ابتکار جدید میتواند دو طرف را به میز مذاکره بازگرداند یا صرفاً اقدامی برای خرید زمان پیش از تشدید نظامی است؟ در ادامه، ابعاد مختلف این طرح، مواضع طرفین و چالش پیشروی آن بررسی میشود.
محتوای طرح جدید میانجیها
بر اساس گزارش اکسیوس، میانجیهای منطقهای پیشنهاد یک آتشبس ۱۰ روزه را ارائه کردهاند که محورهای زیر را شامل میشود:
1. توقف کامل درگیریها در تمام جبههها، از جمله لبنان.
2. بازگشایی هر دو مسیر کشتیرانی در تنگه هرمز.
3. ایجاد فرصتی برای واشنگتن و تهران به منظور نجات تفاهمنامه در حال فروپاشی.
4. دریافت عوارض تأمین امنیت توسط ایران از کشتیهای عبوری، با الهام از مدل تنگههای مالاکا و سنگاپور.
منابع آگاه به اکسیوس گفتهاند که این پیشنهاد، که از طریق پاکستان به ایران و از طریق قطر به آمریکا منتقل شده، هنوز از سوی هیچیک از دو طرف پذیرفته نشده است.
تفاهم نقضشده؛ بازگشت یا تشدید؟
نکته کلیدی آن است که تفاهمنامه اسلامآباد، که در ژوئن ۲۰۲۶ میان ایران و آمریکا امضا شد و شامل آتشبس ۶۰ روزه، بازگشایی تنگه هرمز و مذاکرات هستهای بود، بهشدت در حال نقض شدن است.
نقضهای متقابل:
– آمریکا از دیدگاه ایران، بندهای ۱، ۲، ۹ و ۱۰ تفاهمنامه را نقض کرده است؛ از جمله ادامه حملات نظامی به سواحل جنوبی ایران، لغو مجوز صادرات نفت و اعمال تحریمهای جدید. ایران همچنین ۴۲ مورد نقض از سوی آمریکا را در نامهای به سازمان ملل فهرست کرده است.
– ایران نیز در واکنش، بخشی از تعهدات خود را متوقف کرده و اعلام کرده است که تا زمانی که آمریکا به تعهدات خود بازنگردد، هیچگونه تعهدی را اجرا نخواهد کرد.
آیا بازگشت ممکن است؟
اکسیوس خود ارزیابی کرده است که در شرایط فعلی، «فروپاشی تفاهم اولیه محتملتر از دستیابی به توافق نهایی به نظر میرسد». با این حال، طرح جدید میانجیها دقیقاً با هدف ایجاد یک «وقفه» در چرخه حملات تلافیجویانه طراحی شده است تا شاید فضایی برای دیپلماسی فراهم شود.

آیا ایران میتواند غرامت دریافت کند؟
پرسش محوری دیگر، امکان دریافت غرامت از سوی ایران است. در این زمینه، دو واقعیت مهم وجود دارد:
۱. ادعای غرامت ایران: در پیشنهاد ۱۴ بندی پیشین خود، ایران خواستار آزادسازی حدود ۲۰ میلیارد دلار داراییهای مسدودشده و همچنین دریافت غرامتی در حدود ۲۷۰ میلیارد دلار برای خسارات ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل شده بود.
۲. ابتکار عمل آمریکا: اما دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، بهتازگی اعلام کرده است که داراییهای مسدودشده ایران که در اختیار آمریکا است، برای جبران خسارتهای وارده به کشتیها و محمولههای تجاری در تنگه هرمز استفاده خواهد شد. ترامپ در شبکه اجتماعی خود نوشت: «هرگونه خسارت واردشده به کشتیها یا محمولهها از پول ایرانی که ایالات متحده در اختیار دارد و کنترل میکند، پرداخت خواهد شد».
نتیجهگیری درباره غرامت: در حالی که ایران خواهان دریافت غرامت از آمریکاست، عملاً ایالات متحده از داراییهای مسدودشده ایران به عنوان اهرم فشار و منبع جبران خسارت استفاده میکند. در چنین شرایطی، نهتنها ایران غرامتی دریافت نخواهد کرد، بلکه داراییهایش خود به ابزاری برای جبران خسارت طرف مقابل تبدیل شده است. ایران نیز این اقدام را محکوم کرده و نسبت به عواقب آن هشدار داده است.
مواضع طرفین؛ اختلافی حلنشدنی؟
موضع ایران:
– ایران بر حاکمیت مشترک خود با عمان بر تنگه هرمز تأکید دارد و هرگونه تصمیمگیری درباره مدیریت تنگه را تنها در اختیار این دو کشور میداند.
– تهران دریافت عوارض را اجباری میداند و قالیباف، رئیس هیأت مذاکرهکننده ایران، تأکید کرده که عبور بدون هزینه فقط برای دوره ۶۰ روزه تفاهمنامه پیشبینی شده و تهران «تحت هیچ شرایطی» از حقوق خود در این تنگه کوتاه نمیآید.
– ایران هرگونه گزارش اکسیوس درباره مذاکرات را تکذیب کرده و تأکید دارد که ترتیبات آینده تنگه بر اساس بند ۵ تفاهمنامه اسلامآباد تعیین خواهد شد.
موضع آمریکا:
– واشنگتن معتقد است هرگونه ترتیب جدید برای تنگه هرمز باید با حمایت کشورهای حوزه خلیج فارس همراه باشد، نه صرفاً با تصمیم ایران و عمان.
– فرستادگان ترامپ (ویتکاف و کوشنر) در مذاکرات دوحه سعی کردهاند ایران را متقاعد کنند که سود ناشی از توافق هستهای و لغو تحریمها بسیار بیشتر از درآمد عوارض تنگه هرمز خواهد بود. یک مقام آمریکایی به ایران پیام داده است: «بزرگتر فکر کنید».
اختلاف کلیدی: دو طرف بر سر مدیریت پس از اتمام دوره ۶۰ روزه تفاهمنامه به توافق نرسیدهاند. آمریکا مدیریت بینالمللی (با حمایت کشورهای حاشیه خلیج فارس) را میخواهد، در حالی که ایران بر حاکمیت انحصاری خود (همراه با عمان) تأکید دارد.

چشمانداز؛ جنگ یا دیپلماسی؟
اکسیوس به نقل از منابع آگاه گزارش داده که دونالد ترامپ به یک دوراهی تعیینکننده نزدیک شده است:
گزینه اول: پذیرش آتشبس ۱۰ روزه و تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز از طریق دیپلماسی.
– گزینه دوم: آغاز یک کارزار نظامی گسترده مشترک با اسرائیل برای وادار کردن تهران به تسلیم.
مقامات آمریکایی و اسرائیلی معتقدند تنها این دو سناریو قابل اجرا هستند و ترامپ هنوز تصمیم نهایی را نگرفته است. در همین حال، ارتش آمریکا دهها جنگنده به منطقه اعزام کرده و اسرائیل نیز در وضعیت آمادهباش کامل قرار دارد.
از سوی دیگر، ایران پیشنهاد آتشبس ۱۰ روزه با میانجیگری عراق را رد کرده و تأکید دارد که به توافق موقتی علاقهای ندارد مگر اینکه مسئله تنگه هرمز بهطور قطعی حل شود.

نتیجهگیری
طرح جدید میانجیها اگرچه حاوی عناصر جذابی مانند رفع محاصره و بازگشایی تنگه هرمز است، اما در عمل با چالشهای اساسی روبهروست:
1. بیاعتمادی عمیق: دو طرف یکدیگر را به نقض مکرر تفاهمنامه متهم میکنند و هرگونه تعهد جدید با بدبینی مواجه خواهد شد.
2. اختلاف بر سر مدیریت تنگه: ایران بر حاکمیت انحصاری اصرار دارد و آمریکا بر مدیریت بینالمللی؛ این شکاف در کوتاهمدت قابل پر کردن نیست.
3. مسئله غرامت: نهتنها ایران غرامتی دریافت نخواهد کرد، بلکه داراییهای مسدودشده اش به ابزاری برای جبران خسارت طرف مقابل تبدیل شده است.
4. تهدید جنگ تمامعیار: همزمان با تلاشهای دیپلماتیک، آمادهسازیهای نظامی آمریکا و اسرائیل نشان میدهد که گزینه نظامی روی میز است.
در چنین فضایی، بازگشت به تفاهم نقضشده بسیار دشوار به نظر میرسد و طرح جدید میانجیها احتمالاً بیش از آنکه راهحلی پایدار باشد، تنفسگاهی موقت پیش از تشدید تنشها خواهد بود. همانگونه که اکسیوس ارزیابی کرده، «فروپاشی تفاهم اولیه محتملتر از دستیابی به توافق نهایی است» و آینده تنگه هرمز همچنان در هالهای از ابهام باقی مانده است.