محاصره گازانبری انرژی؛ بسته شدن همزمان تنگههای هرمز و بابالمندب و تهدید نظم اقتصادی جهان
مریم حسین زاده هتزایی ، توانانیوز_ در پی تشدید تنشهای نظامی در غرب آسیا، جهان در معرض یکی از بزرگترین بحرانهای انرژی و تجارت دریایی در تاریخ مدرن قرار گرفته است. بسته شدن همزمان دو گلوگاه...
مریم حسین زاده هتزایی ، توانانیوز_ در پی تشدید تنشهای نظامی در غرب آسیا، جهان در معرض یکی از بزرگترین بحرانهای انرژی و تجارت دریایی در تاریخ مدرن قرار گرفته است. بسته شدن همزمان دو گلوگاه استراتژیک تنگه هرمز و بابالمندب، که ستون فقرات تجارت دریایی و انتقال انرژی جهان به شمار میروند، معادلات اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه و جهان را دگرگون ساخته است.
دلایل بسته شدن؛ از جنگ تا محاصره دریایی
علت اصلی بسته شدن تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین آبراههای جهان برای تجارت انرژی، به حملات نظامی گسترده آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ بازمیگردد. در واکنش به این حملات که با ترور رهبر جمهوری اسلامی ایران همراه بود، ایران تقریباً بلافاصله تنگه هرمز را به روی تردد کشتیهای تجاری بست. سپاه پاسداران با صدور هشدارهایی عبور از تنگه را ممنوع اعلام کرد، به کشتیهای تجاری که قصد نادیده گرفتن این هشدار را داشتند حمله کرد. از ۱۳ آوریل، آمریکا نیز بهطور همزمان قسمت خارجی تنگه هرمز را محاصره کرد. در سوی دیگر، بابالمندب نیز صحنه درگیری شده است. نیروهای انصارالله یمن که مورد حمایت ایران هستند، با اعلام ممنوعیت عبور کشتیهای مرتبط با رژیم صهیونیستی از دریای سرخ، عملاً این تنگه استراتژیک را نیز به روی بخش بزرگی از ترددهای دریایی بستند. این اقدام که گام نخست در واکنش به ادامه تنشها عنوان شده، نگرانیها درباره کشتیرانی جهانی و جریان عرضه انرژی را به شدت افزایش داده است. کارشناسان معتقدند که بسته شدن همزمان این دو تنگه در نتیجه جنگافروزی آمریکا و ائتلاف سعودی در منطقه، فاجعهای عمیق برای اقتصاد جهانی خواهد بود.

تبعات فاجعهبار برای جهان؛ از شوک نفتی تا فلج شدن تجارت
بسته شدن تنگه هرمز که روزانه حدود ۱۸ تا ۱۹ میلیون بشکه نفت، معادل حدود ۲۰ درصد از مصرف جهانی نفت خام، از آن عبور میکند، بزرگترین شوک کاهش عرضه نفت در تاریخ را ایجاد کرده است. این اختلال به تنهایی قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده و پیشبینی میشود در صورت تداوم، قیمت هر بشکه نفت به ۲۰۰ دلار نیز صعود کند. اما فاجعه زمانی کامل میشود که اختلال در بابالمندب به این بحران میافزاید. این تنگه که روزانه ۷ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت و حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از کل تجارت جهانی از آن عبور میکند، مسیر اصلی انتقال کالا از آسیا به اروپا و یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی به بازارهای غربی است. با بسته شدن همزمان این دو آبراهه، جهان هم منبع اصلی عرضه انرژی و هم بخشی از افزونگی حملونقل لازم برای مدیریت این کاهش را از دست میدهد. این وضعیت به یک «بحران همبسته زنجیره تامین جهانی» منجر میشود که در آن افزایش قیمت انرژی، هزینههای حملونقل، تورم و تاخیرهای تولید، همگی یکدیگر را تشدید میکنند. به عنوان مثال، مدت زمان حمل کالا میان آسیا و اروپا از ۳۱ روز به حدود ۴۱ روز افزایش مییابد و هزینه حمل یک کشتی کانتینری متوسط از حدود یک میلیون دلار به نزدیک ۱.۷ میلیون دلار خواهد رسید. این بحران، زنجیره تأمین جهانی را تحت فشار قرار داده، تقاضا برای کشتیهای کانتینری را ۱۲ درصد افزایش داده و اقتصادهای وابسته به واردات انرژی از جمله چین، اروپا، ژاپن، هند و کره جنوبی را مستقیماً با چالشهای جدی روبهرو کرده است. در این میان، مسیرهای جایگزین نیز کارایی خود را از دست دادهاند؛ چرا که خط لوله شرق-غرب عربستان که نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ میرساند، با بسته شدن بابالمندب عملاً بیاثر شده است. حتی تهدید مداوم به بستن این تنگهها نیز با افزایش حق بیمه و تغییر مسیر کشتیها، قیمت کالاهای اساسی را در جهان به طرز بیسابقهای بالا برده است. در چنین شرایطی، کارشناسان هشدار میدهند که جهان با رکود تورمی عمیقی مواجه خواهد شد که آثار آن تنها به بازار نفت محدود نمانده و تمامی زنجیرههای تأمین، امنیت غذایی و معیشت مردم در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

جمعبندی؛ جهانی در محاصره انرژی و آشوب زنجیره تأمین
در جمعبندی این بحران باید گفت که بسته شدن همزمان تنگههای هرمز و بابالمندب، صرفاً یک تنش نظامی محدود نبود، بلکه تبدیل به بزرگترین اختلال در سیستم انرژی و لجستیک جهانی پس از جنگ جهانی دوم شده است. علت وقوع این رویداد، زنجیرهای از اقدامات تلافیجویانه ناشی از جنگافروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و متعاقب آن، واکنش نظامی ایران و متحدانش در یمن بود که دو شاهرگ حیاتی عبور نفت و کالا را همزمان به روی کشتیهای تجاری بست. پیامد این انسداد، فراتر از افزایش حبابی قیمت نفت به سقفهای تاریخی، به یک «فاجعه همبسته» در زنجیره تأمین انجامید که در آن افزایش همزمان هزینه سوخت، بیمه و مسافت حمل، تورم را در سراسر جهان به سطحی مهارنشدنی رسانده و اقتصادهای صنعتی و در حال توسعه را با خطر رکود تورمی عمیقی مواجه کرده است. در نهایت، آنچه جهان با آن روبروست، پایان دوران ثبات نسبی در مسیرهای دریایی و ورود به عصر جدیدی از ریسکهای ژئوپلیتیکی است؛ عصری که در آن امنیت انرژی و کالاهای اساسی، دیگر با معیارهای اقتصادی صرف سنجیده نمیشود و هرگونه گشایش در این بنبست، تنها منوط به تغییرات اساسی در معادلات نظامی و سیاسی منطقه خواهد بود، نه راهکارهای فنی یا مسیرهای جایگزین که همگی عملاً از کار افتادهاند.