معادله ترامپ: جنگ با ایران یا کاخ سفید؛ کدام قربانی میشود؟
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در حالی که گمانهزنیها درباره پاسخ نظامی آمریکا به ایران بالا گرفته، یک رسانه صهیونیستی پرده از راز بزرگی برداشته است. «اسرائیل هیوم»، روزنامهای که همواره به...
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در حالی که گمانهزنیها درباره پاسخ نظامی آمریکا به ایران بالا گرفته، یک رسانه صهیونیستی پرده از راز بزرگی برداشته است. «اسرائیل هیوم»، روزنامهای که همواره به منابع نزدیک به کاخ سفید دسترسی دارد، در گزارشی تحلیلی اعلام کرده که دونالد ترامپ تا پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶، جنگ با ایران را از سر نخواهد گرفت. اما این توقف موقت، نه به خاطر صلحدوستی واشنگتن، بلکه ناشی از ترسهای عمیق سیاسی و اقتصادی در داخل آمریکا است. در ادامه، این گزارش را در چهار بخش کلیدی واکاوی میکنیم
بخش اول: ###سه دلیل ترامپ برای عقبنشینی موقت به نوشته اسرائیل هیوم،
مشاوران ارشد ترامپ به او هشدار دادهاند که هرگونه اقدام نظامی گسترده قبل از انتخابات، سه پیامد جبرانناپذیر برای او خواهد داشت:
1. شوک نفتی و فروپاشی اقتصادی:
حمله به تأسیسات انرژی ایران، واکنش تهران را به همراه خواهد داشت و قیمت نفت را به ۲۰۰ دلار در هر بشکه و قیمت بنزین در آمریکا را به ۶ دلار در هر گالن میرساند. این یعنی تورم افسارگسیخته و نارضایتی عمومی.

2. از دست دادن کنگره:
با افزایش هزینههای زندگی، جمهوریخواهان اکثریت مجلس نمایندگان را از دست خواهند داد و ترامپ عملاً به رئیسجمهوری «لنگ» تبدیل میشود.
جنگ با ایران برای دولت ترامپ نه تنها دستاورد سیاسی تضمینشدهای نداشته، بلکه به یک «مسئله لاینحل» تبدیل شده است. نظرسنجیها نشان میدهد که عموم آمریکاییها هزینههای جنگ با ایران را بیش از سود آن میدانند، روندی که برای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای بسیار چالشبرانگیز است.
3. خطر استیضاح سوم:
با تسلط دموکراتها بر مجلس، پروندههای قضایی و تحقیقاتی جدیدی علیه ترامپ گشوده خواهد شد که میتواند به استیضاح او بینجامد. از همین رو، ترامپ در شرایط کنونی دستکم تا ۴ نوامبر (۱۴ آبان) از دو گزینه اصلی یعنی «تهاجم زمینی» و «نابودی تأسیسات انرژی ایران» چشمپوشی کرده است.
بخش دوم: هزینههای سنگین جنگ برای آمریکا
جنگ با ایران برای ایالات متحده نه تنها یک «پیروزی سریع» نظامی نبوده، بلکه به یک باتلاق اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است. نظرسنجیهای معتبر در آمریکا نشان میدهد که اکثریت مردم، هزینههای جنگ با ایران را بیش از دستاوردهای آن ارزیابی میکنند. کارشناسان اقتصادی برآورد کردهاند که درگیری نظامی با ایران، علاوه بر افزایش سرسامآور قیمت انرژی، میلیاردها دلار هزینه لجستیکی و جبران خسارتهای جانی به بودجه پنتاگون تحمیل خواهد کرد. این فشار مالی در حالی است که اقتصاد آمریکا همچنان از تورم مزمن رنج میبرد و هرگونه تنش جدید، محبوبیت ترامپ را به پایینترین سطح ممکن خواهد رساند.

تورم و قیمت بنزین، کابوس انتخاباتی ترامپ
منبع آگاه این گزارش توضیح میدهد که ترامپ با دو گزینه برای فشار حداکثری بر ایران روبروست: ۱) عملیات زمینی برای خارج کردن اورانیوم و ۲) نابودی تأسیسات انرژی ایران؛ اما اجرای هر کدام از این گزینهها تا پیش از انتخابات، یک «باخت قطعی» را برای او به همراه خواهد داشت. دلیل آن روشن است: هرگونه حمله گسترده به تأسیسات انرژی ایران، با واکنش تلافیجویانه تهران همراه خواهد شد که به گفته این منبع، قیمت نفت را به ۲۰۰ دلار در هر بشکه خواهد رساند. این افزایش قیمت، زنجیرهای از تورم، افزایش قیمت بنزین به ۶ دلار در هر گالن و در نهایت، از دست دادن کاخ سفید و استیضاح سوم ترامپ را رقم خواهد زد

بخش سوم: توافق خرداد؛
بازی دو سر باخت؟
گزارش اسرائیل هیوم به تفاهمنامه ۱۴ بندی اشاره دارد که در خردادماه میان ایران و آمریکا امضا شد. این توافق که بیشتر شبیه به یک «قرارداد آتشبس موقت» بود، شامل تعهد آمریکا به کاهش تحریمهای نفتی ایران بهمدت ۶۰ روز میشد. اما نکته مهمی که این روزنامه بر آن انگشت گذاشته، ماهیت فریبنده این توافق است: – آمریکا از فشار اقتصادی صددرصدی خود کوتاه نیامده، بلکه تنها چند درصد از فشار را از روی ایران برداشته است. – خسارت وارده به ایران در سالهای تحریم بین ۳۰۰ میلیارد تا یک تریلیون دلار برآورد میشود و این توافق، مانند «پر کردن یک استخر خالی با یک لیوان آب» است. به عبارت دیگر، آمریکا در این توافق هیچ امتیاز راهبردی را از دست نداده و صرفاً زمان خریده است تا بدون هزینههای سنگین نظامی، از طوفان انتخابات عبور کند.
سهگانه «تورم، از دست دادن مجلس، استیضاح»
گزارش اسرائیل هیوم تأکید دارد که اگر ترامپ کنترل مجلس نمایندگان را به دموکراتها واگذار کند، حتی با حفظ سنا، دو سال پایانی ریاستجمهوریاش را زیر سایه «تحقیقات بیپایان» و «تلاش برای استیضاح» سپری خواهد کرد. از همین رو، ترامپ عملاً «با یک دست بسته» با ایران میجنگد؛ بدون تهاجم زمینی، بدون حمله به زیرساختهای انرژی و بدون اشغال کردستان، دستکم تا پایان انتخابات.

بخش چهارم: آینده پایبندی آمریکا؛
سقف شیشهای تا آبان سؤال اساسی این است: پس از انتخابات میاندورهای چه خواهد شد؟ تحلیلگران معتقدند که دست ترامپ پس از ۴ نوامبر بازتر خواهد بود. در آن مقطع، دیگر ترسی از افزایش قیمت بنزین و تأثیر آن بر آرای عمومی وجود نخواهد داشت. از همین رو، ایران در تلاش است تا حداکثر امتیازات ممکن را در همین بازه زمانی محدود از آمریکا بگیرد، زیرا میداند که پس از انتخابات، واشنگتن رویه تهاجمیتری در پیش خواهد گرفت. با این حال، مارک اسپر، وزیر دفاع اسبق آمریکا، معتقد است که حتی پس از انتخابات نیز بعید است ترامپ خواهان یک جنگ تمامعیار باشد؛ چراکه هزینههای بازسازی منطقه و درگیری طولانیمدت، حتی برای یک رئیسجمهور مقتدر نیز سنگین خواهد بود. اما آنچه مسلم است، شکنندگی توافق فعلی و احتمال تشدید تحریمها و حملات سایبری پس از آبانماه است.
جمعبندی نهایی
گزارش اسرائیل هیوم نشان میدهد که رفتار ترامپ در قبال ایران، بیش از آنکه تابع راهبردهای کلان نظامی یا دیپلماتیک باشد، اسیر محاسبات انتخاباتی و ترس از سقوط سیاسی است. ترامپ در دوراهی «پایان دادن به جنگ» و «پایان دادن به ریاستجمهوری خود» قرار دارد و تا نوامبر ۲۰۲۶، گزینه دوم را بر نخواهد گزید. اما سؤال اساسی این است: پس از انتخابات، چه سرنوشتی در انتظار این توافق شکننده و منطقه پرتنش خواهد بود؟با توجه به تحولات اخیر و اعلام پایان آتشبس از سوی ترامپ, آینده این توافق در هالهای از ابهام قرار دارد. مارک اسپر، وزیر دفاع اسبق آمریکا، معتقد است که هیچیک از دو طرف تمایلی به بازگشت به جنگ تمامعیار ندارند؛ چراکه ترامپ افزایش قیمت نفت و بنزین را پیش از انتخابات بههیچوجه نمیخواهد. پس از انتخابات میاندورهای، اما «دست ترامپ برای استفاده از توان نظامی آمریکا بازتر خواهد شد». به همین دلیل، ایران سعی دارد حداکثر امتیازات ممکن را پیش از ۴ نوامبر (۱۴ آبان) از آمریکا بگیرد، زیرا پس از آن، دیگر خبری از ملاحظات انتخاباتی و اقتصادی برای ترامپ نخواهد بود.