نظاره گر یا میانجی؟؛ نگاهی به نقش سازمانهای بینالمللی در مهار آتش خاورمیانه
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ با گسترش درگیریها در خاورمیانه طی سال ۲۰۲۶، بار دیگر پرسش دیرینه درباره کارآمدی سازمانهای بینالمللی در جلوگیری از افزایش تنشها و مدیریت بحرانهای منطقهای بر سر...
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ با گسترش درگیریها در خاورمیانه طی سال ۲۰۲۶، بار دیگر پرسش دیرینه درباره کارآمدی سازمانهای بینالمللی در جلوگیری از افزایش تنشها و مدیریت بحرانهای منطقهای بر سر زبانها افتاده است. از حملات تلافیجویانه در خلیجفارس تا تشدید تنشها در غزه و لبنان، جامعه جهانی شاهد صحنهای است که در آن نهادهای بینالمللی بیش از آنکه نقش یک «بازیگر بازدارنده» را ایفا کنند، اغلب در قامت «نظارهگر و هشداردهندهای» ظاهر میشوند که صدایشان در میان غرش توپها گم میشود. با این حال، بررسی دقیقتر رویدادهای شش ماهه اول سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این سازمانها، علیرغم تمام ضعفها و ناکارآمدیهای ساختاری، در پشت صحنه و از مجرای دیپلماسی پنهان، نقشآفرینی کردهاند که گاه به حصول توافقهای مهمی انجامیده است.
سازمان ملل؛ از هشدار تا میانجیگری
سازمان ملل متحد به عنوان مهمترین نهاد بینالمللی، در طول بحرانهای اخیر خاورمیانه، بیش از هر چیز به صدای هشداردهنده جامعه جهانی بدل شده است. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، بارها نسبت به خطر «محاسبه اشتباه» در منطقه هشدار داده و تأکید کرده است که «هر حمله جدید، هر رهگیری جدید و هر حادثه دریایی جدید، خطر محاسبه اشتباه را افزایش میدهد». او همچنین نسبت به بازگشت به درگیریهای تمامعرض هشدار داده و آن را دارای «پیامدهای فاجعهبار برای مردم منطقه، صلح و امنیت بینالمللی و اقتصاد جهانی» توصیف کرده است.
با این حال، نقش سازمان ملل فراتر از صدور بیانیههای هشدارآمیز بوده است. شورای امنیت در آبانماه ۲۰۲۵ با تصویب قطعنامه ۲۸۰۳، چارچوب صلحی را برای پایان دادن به درگیریهای غزه تأیید کرد که منجر به برقراری آتشبس، آزادی گروگانها و استقرار «نیروی تثبیتکننده بینالمللی» برای نظارت بر آتشبس شد. همچنین دفتر هماهنگکننده ویژه سازمان ملل در روند صلح خاورمیانه (UNSCO) به طور مستمر اوضاع را رصد و گزارشهایی را به شورای امنیت ارائه میکند.

نکته قابل توجه، نقش میانجیگرانه پشت پرده سازمان ملل است. گوترش با استقبال از توافق آتشبس میان ایران و آمریکا در خردادماه ۲۰۲۶، آمادگی سازمان ملل را برای حمایت از طرفین در جهت دستیابی به صلحی پایدار و فراگیر اعلام کرد. او همچنین از نقش میانجیگرانه کشورهای قطر، پاکستان و عمان در کاهش تنشها قدردانی کرده است. فرستاده ویژه دبیرکل در بحران خاورمیانه، ژان آرنو، نیز به طور مداوم با طرفهای درگیر در ارتباط بوده و بر تثبیت آتشبس و حلوفصل جامع بحران تأکید داشته است.

سایر بازیگران بینالمللی؛ از اتحادیه عرب تا سازمان همکاری اسلامی
در کنار سازمان ملل، دیگر نهادهای بینالمللی و منطقهای نیز تلاش کردهاند تا نقشآفرینی کنند. پارلمان عرب و شورای همکاری خلیجفارس (GCC) از توافق آتشبس ایران و آمریکا استقبال کرده و آن را گامی مثبت در جهت کاهش تنشها و تقویت امنیت منطقهای توصیف کردهاند. سازمان همکاری اسلامی (OIC) نیز با ارائه ابتکاراتی مانند تحریم تسلیحاتی رژیم صهیونیستی و تشکیل مجدد کمیته آپارتاید، سعی در ایجاد فشار سیاسی بر اسرائیل داشته است.
از سوی دیگر، کشورهای قدرتمند غیرمنطقهای نیز از تریبون سازمان ملل برای تأثیرگذاری بر روندها استفاده کردهاند. چین به عنوان یکی از اعضای دائم شورای امنیت، ضمن مخالفت با تهدید به استفاده از زور علیه ایران، از همه طرفها خواسته است تا با خویشتنداری از افزایش ناآرامیها جلوگیری کنند. نماینده چین در سازمان ملل تأکید کرده است که اختلافات باید از طریق گفتوگو و به طور مسالمتآمیز حل شوند.

تحلیل: چرا سازمانهای بینالمللی در خاورمیانه ناکاماند؟
با وجود این تلاشها، همچنان فاصله معناداری بین اهداف منشور ملل متحد و واقعیتهای میدانی در خاورمیانه وجود دارد. تحلیلهای دانشگاهی نشان میدهد که «مادامی که در منطقه خاورمیانه، منافع ملی و امنیتی قدرتهای بزرگ و منطقهای در تعارض با یکدیگر قرار دارد، سازمان ملل با چالش جدی در اجرای قطعنامههای خود مواجه خواهد بود».
مهمترین مانع بر سر راه عملکرد مؤثر سازمانهای بینالمللی، «نبود اراده سیاسی کافی» میان قدرتهای بزرگ در شورای امنیت است. وتوی مکرر قطعنامههای مرتبط با خاورمیانه توسط آمریکا و اختلاف نظر میان اعضای دائم شورا، این نهاد را در بسیاری از موارد به یک نهاد «ناتوان در اقدام عملی» تبدیل کرده است. به عبارت دیگر، سازمان ملل تا زمانی که نتواند فراتر از اراده قدرتهای بزرگ عمل کند، محکوم به ایفای نقش یک «ناظر» خواهد بود، نه یک «مجری» بازدارنده.
جمعبندی
سازمانهای بینالمللی در بحران خاورمیانه، صحنهای از دوگانگی را به نمایش گذاشتهاند. از یک سو، با صدور بیانیههای هشداردهنده، محکومیتها و فراخوانهای مکرر برای آتشبس، نقش «وجدان بیدار جامعه جهانی» را ایفا کردهاند. از سوی دیگر، در مواردی که اراده سیاسی میان قدرتهای بزرگ وجود داشته، توانستهاند به عنوان بستری برای دیپلماسی پنهان و میانجیگری عمل کرده و به توافقهای مهمی مانند آتشبس ایران و آمریکا کمک کنند. با این حال، تا زمانی که ساختار شورای امنیت و نظام بینالملل مبتنی بر قدرتهای بزرگ باقی بماند، توانایی این سازمانها در جلوگیری از افزایش تنشها، محدود و مشروط به خواست و منافع همین قدرتها خواهد بود.