«هرمز؛ خواب آشفته امپراتورها از پرتغال تا کاخ سفید»
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ تنگه هرمز، این آبراهه باریک در جنوب ایران، روزگاری نهچندان دور آرامش ابدی استعمارگران پرتغالی را در هم شکست و امروز نیز بار دیگر به محفل رؤیاهای آشفته یک رئیسجمهور...
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ تنگه هرمز، این آبراهه باریک در جنوب ایران، روزگاری نهچندان دور آرامش ابدی استعمارگران پرتغالی را در هم شکست و امروز نیز بار دیگر به محفل رؤیاهای آشفته یک رئیسجمهور آمریکایی تبدیل شده است. دونالد ترامپ، که این روزها محاصره دریایی تنگه هرمز را از سر گرفته و از تصرف جزایر نفتخیز ایران سخن میگوید، در ادامه همان سنت دیرینهای گام برمیدارد که قرنهاست خلیج فارس را به صحنهای برای طمعورزی قدرتهای فرامنطقهای بدل کرده است.
در دل این آبراه استراتژیک، جزایری همچون قشم، لاوان، خارک، و جزایر سهگانه (ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک) قرار دارند که هر یک گنجینهای از نفت و گاز را در دل خود جای دادهاند. خلیج فارس با دربرگیری حدود ۶۸ درصد ذخایر شناختهشده نفت و گاز طبیعی جهان، نهتنها شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی، بلکه میراثی کهن از تمدن ایرانی است که قرنهاست آماج چشمان طمع بیگانگان بوده است.
یک قرن و نیم سلطه؛ روایت طمعی که پایانی نداشت
پیشینه تاریخی تنگه هرمز و خلیج فارس، روایتی ناتمام از حضور قدرتهای استعماری است. در قرنهای ۱۶ و ۱۷ میلادی، این تنگه به میدان رقابت قدرتهای اروپایی بدل شد. پرتغالیها در سال ۱۵۰۷ جزیره هرمز را اشغال کردند و با ساخت دژهای نظامی، کنترل این آبراه حیاتی را در دست گرفتند——سلطهای که بیش از یک قرن ادامه یافت.
اما آنچه این اشغال را به یک نقطه عطف در تاریخ منطقه تبدیل کرد، پایانی بود که بر آن رقم خورد. دهم اردیبهشت در تقویم ایران، یادآور روزی است که خلیج فارس از سلطه ۱۱۵ ساله بیگانگان رها شد. اخراج پرتغالیها از خلیج فارس، تنها یک پیروزی نظامی در دوره صفوی نبود؛ بلکه نمادی از پایان بیش از یک قرن سلطه بیگانگان بر تجارت ایران به شمار میرود. این پیروزی با تدبیر نظامی امامقلیخان سردار مبارز شاه عباس صفوی محقق شد و امروز نیز بهعنوان روز ملی خلیج فارس ثبت شده است، یادآور آنکه این آبها هرگز جای پای بیگانه را تاب نیاوردهاند.
نکته تأمل برانگیز آنکه در قرن بیستم و با کشف نفت، طمع بیگانگان نه تنها کاهش نیافت، بلکه رنگی تازه یافت. بریتانیا تا دهه ۱۹۷۰ حضوری پررنگ در منطقه داشت و پس از خروج آن، آمریکا به سرعت جای آن را گرفت. خلیج فارس برای ایالات متحده حتی پیش از حضور رسمی اش پس از خروج بریتانیا نیز مهم بود و با آغاز جنگ سرد، به یکی از نقاط استراتژیک کلیدی برای آمریکا و متحدانش تبدیل شد.

«تنگه ترامپ»؛ امپراتوری که خلیج فارس را از آنِ خود میخواند
امروز اما این بار، چالش از سوی کاخ سفید رقم خورده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در تازهترین اقدام خود اعلام کرده که ایالات متحده محاصره دریایی بنادر ایران در تنگه هرمز را از سر میگیرد و حتی به فکر دریافت عوارض ۲۰ درصدی بر کالاهایی که از این تنگه عبور میکنند، افتاده است. او خود را «نگهبان تنگه هرمز» خوانده و خواستار آن شده که کشورها برای عبور از این آبراه به آمریکا هزینه پرداخت کنند.
این تهدیدها اما فراتر از محاصره دریایی رفته است. بر اساس گزارشهای متعدد، ترامپ در جلسات محرمانه کاخ سفید، گزینه تصرف جزایر ایرانی در خلیج فارس را به شدت مورد بررسی قرار داده است. به گزارش والاستریت ژورنال، گزینههای مطرحشده شامل اعزام نیروی زمینی برای تصرف جزایر خارک، ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک است. نیویورک تایمز نیز گزارش داده که ارتش آمریکا در ۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶، جزیره تنب بزرگ را هدف حملات موشکی قرار داده است——اقدامی که کارشناسان آن را «خطرناکترین نقطه عطف درگیریهای ۵ ماهه اخیر» خواندهاند.
جزایر سه گانه—ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک——که هر یک در دهانه تنگه هرمز واقع شدهاند، نه تنها از نظر نظامی و راهبردی اهمیتی حیاتی دارند، بلکه مملو از ذخایر نفت و گاز هستند و تسلط بر آنها به معنای تسلط بر یکی از غنی ترین مناطق انرژی جهان است. جزیره خارک نیز که ترامپ بارها تهدید به تصرف آن کرده، میزبان بزرگترین پایانه نفتی ایران است و هرگونه اقدام نظامی برای تصرف آن، کل عرضه نفت خلیج فارس را به مخاطره خواهد انداخت.

تحلیلی بر خواب آشفته یک رؤیا
تاریخ نشان داده که هر قدرت فرامنطقه ای که به خلیج فارس چشم دوخته، سرانجام یا با مقاومت مردم این سرزمین روبه رو شده یا در باتلاق هزینه های سنگین نظامی و اقتصادی گرفتار آمده است. پرتغالی ها پس از ۱۱۵ سال از هرمز رانده شدند؛ بریتانیا نیز پس از دو قرن حضور، ناچار به عقب نشینی شد. حال ترامپ با تهدید به تصرف جزایر نفت خیز ایران، در حال تکرار همان اشتباه تاریخی است.
نکته حائز اهمیت آنکه جزایر سهگانه و تنگه هرمز، صرفاً پایگاههای نظامی یا منابع انرژی نیستند؛ آنها بخشی از هویت تاریخی و تمامیت ارضی ایران محسوب میشوند. همانگونه که خواجه عطا در قرن شانزدهم با دیپلماسی هوشمندانه در برابر ناوگان آلبوکرک ایستاد و امامقلیخان با تدبیر نظامی پرتغالیها را از خلیج فارس بیرون راند، امروز نیز ایران با تکیه بر توانمندیهای دفاعی و پشتیبانی مردمی، آماده مقابله با هرگونه تجاوز است.
از سوی دیگر، تحلیلگران اقتصادی هشدار میدهند که هرگونه اقدام نظامی برای تصرف جزایر یا تشدید محاصره، به افزایش شدید قیمت نفت و بیثباتی اقتصاد جهانی خواهد انجامید. شاید به همین دلیل است که حتی سناتورهای دموکرات آمریکا نیز این رویکرد را زیر سوال بردهاند و مارک وارنر، سناتور ارشد دموکرات، در گفتوگو با سیانان تصریح کرده: «نمیفهمم محاصره تنگه چگونه قرار است ایرانیها را به باز کردن آن وادار کند».

جمع بندی
تنگه هرمز و جزایر نفتخیز آن، قرنهاست که چون نگینی درخشان، نظر قدرتهای جهانی را به خود جلب کرده است. از پرتغال تا بریتانیا و امروز از بریتانیا تا آمریکا، تاریخ خلیج فارس روایت ناتمامی از طمعورزی و شکست است. ترامپ، با تکرار محاصره دریایی و تهدید به تصرف جزایر سهگانه و خارک، خوابی آشفته دیده که پیشتر امپراتوران دیگری نیز به آن دچار شده بودند——خوابی که هر بار با بیداری مقاومت مردمی و اراده پولادین ایران، به کابوسی تلخ برای متجاوزان بدل شده است.
«جزیره هرمز و خلیج فارس از مهمترین نقاط تاریخی، تجاری و فرهنگی جهان بوده و هستند، جایی که قرنها محل تلاقی بزرگترین تمدنها، تجارت جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ بوده است». اما این تلاقیگاه، هرگز جایگاه پایدار بیگانگان نبوده و نخواهد بود.