هفته سرنوشتساز در تنگه هرمز – بازی پیچیده آمریکا و ایران و امواج آن در منطقه و جهان
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در روزهای آغازین اوت ۲۰۲۶، بار دیگر شاهد جدال لفظی میان آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، این شاهراه حیاتی انرژی جهان هستیم. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا،...
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در روزهای آغازین اوت ۲۰۲۶، بار دیگر شاهد جدال لفظی میان آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز، این شاهراه حیاتی انرژی جهان هستیم. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از “نزدیکی به توافق” سخن میگوید، در حالی که ایران هرگونه مذاکره مستقیم با واشنگتن را رد کرده و تنها به پیشرفت گفتوگوهای خود با عمان اذعان دارد. این بازی پیچیده دیپلماتیک، در حالی رخ میدهد که نزدیک به شش ماه از درگیری نظامی میان دو کشور میگذرد و پیامدهای آن، نه تنها بازار جهانی انرژی، که کل معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را دستخوش تغییر کرده است.
۱. مروری بر رویدادها: ریشههای بحران در تنگه هرمز
از اواخر فوریه ۲۰۲۶، همزمان با حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی تقابل تبدیل شد. ایران در واکنش، تهدید به بستن این آبراه استراتژیک را عملی کرد. در ماه ژوئن، دو طرف با میانجیگری عمان به تفاهمی دست یافتند که بر اساس آن، دو مسیر جداگانه برای تردد کشتیها تعیین شد: مسیر شمالی تحت کنترل ایران و مسیر جنوبی تحت نظارت آمریکا. اما این آرایش موقت، دیری نپایید و اختلافات بر سر نحوه مدیریت، بار دیگر شعلهور شد و ایران در ۱۲ ژوئیه، تنگه را برای دومین بار به طور کامل بست.
با ورود به ماه اوت، تحرکات دیپلماتیک شتاب گرفت. غلامرضا قریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، در ۵ اوت اعلام کرد که توافق ایران و عمان به مراحل نهایی نزدیک شده است. بر اساس این توافق، دو مسیر قبلی حذف و یک مسیر موقت جدید، که بخشی از آن در آبهای سرزمینی ایران قرار دارد، به مدت دو تا چهار ماه ایجاد خواهد شد. تأکید مقامات ایرانی بر این نکته است که این تفاهم، صرفاً میان ایران و عمان بوده و هیچ گونه مداخله خارجی در آن پذیرفته نیست.

۲. بازیگران اصلی: راز “گفتهها و ناگفتههای” آمریکا و ایران
جالبترین وجه این بحران، روایتهای متناقض از “مذاکره” است. ترامپ بارها از در جریان بودن گفتوگوهای مستقیم با ایران سخن گفته و اسکات بسنت، وزیر خزانۀ آمریکا، حتی اعلام کرده که توافق “ممکن است یکی دو روز دیگر” نهایی شود. در سوی مقابل، ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، با صراحت اعلام کرده که ایران هیچ گونه مذاکرهای با آمریکا نداشته و گفتوگوها منحصراً درباره موضوع تنگه هرمز و با عمان بوده است.
این دو روایت متضاد، نشاندهنده محاسبات راهبردی متفاوت دو طرف است:
· از نگاه آمریکا: کاخ سفید که به دنبال تثبیت قیمت نفت و ثبت یک دستاورد دیپلماتیک پیش از انتخابات میاندورهای است، احیای تردد در تنگه هرمز را در اولویت نخست خود قرار داده و موضوع هستهای را به “مراحل بعدی” موکول کرده است. اما واقعیت این است که پذیرش شروط ایران (از جمله توقف کامل اقدامات نظامی، لغو تمام تحریمها و بازگرداندن داراییهای بلوکهشده) برای آمریکا، معادل “تسلیم” محسوب میشود.
· از نگاه ایران: تهران، تنگه هرمز را اهرم فشاری تعیینکننده میداند و بر این باور است که هرگونه انعطافپذیری بیحساب، در محافل بینالمللی به عنوان ضعف تعبیر میشود. تحلیلهای نشریاتی مانند فایننشال تایمز حاکی از آن است که ایران در پنج ماه اخیر، ابتکار عمل را در اختیار داشته و واشنگتن در چرخه جنگی خود، بیش از پیش به واکنشهای تهران وابسته شده است.

۳. بررسی تأثیرات: سه موجی که جهان را تکان داد
نخست: نوسانات بیسابقه در بازار انرژی. خبر نزدیکی به توافق، در ۴ اوت باعث سقوط ناگهانی قیمت نفت شد؛ بهگونهای که هر بشکه نفت وستتگزاس اینترمدیت تا مرز ۷۵.۷۷ دلار پایین آمد. اما با مشخص شدن محدودیتهای توافق احتمالی، قیمتها بار دیگر مسیر صعودی در پیش گرفتند. این نوسانات شدید، بهخوبی نشاندهنده حساسیت بالای بازار به تحولات این آبراه است.
دوم: پیوند دو جبهۀ جنگ (اوکراین و خاورمیانه). در ۲۵ ژوئیه، اوکراین با استفاده از پهپاد، به یک کشتی تجاری ایران در دریای خزر حمله کرد. این رویداد بیسابقه، نخستین گرهخوردگی مستقیم میان دو بحران بزرگ جهانی (جنگ روسیه و اوکراین و مناقشه آمریکا و ایران) محسوب میشود و هشداری است که تنش در هر نقطه از این زنجیره، میتواند امنیت انرژی و تجارت جهانی را با مخاطره مواجه کند.
سوم: افول اعتبار آمریکا در میان متحدان منطقهای. کارشناسان معتقدند که آمریکا در این نبرد دیپلماتیک و رسانهای، بازنده میدان بوده است. وضعیتی که در آن آمریکا “نه توان پیروزی قاطع دارد، نه قدرت پذیرش توافقِ با شروط ایران، و نه جسارت ترک میدان”، اعتماد کشورهای حاشیه خلیج فارس را به عنوان پشتیبان امنیتی خود، به شدت خدشهدار کرده است.
نتیجهگیری: توافق، پایان راه نیست؛ هرمز همچنان در مرکز بازی
تفاهم فنی ایران و عمان، هرچند گامی مثبت به سوی کاهش تنش است، اما به باور بسیاری از ناظران، به معنای پایان بحران در منطقه نخواهد بود. تنگه هرمز همچنان یک اهرم کلیدی در دستان ایران برای کسب امتیازات راهبردی محسوب میشود و آینده آن، کاملاً به چگونگی ادامه رقابت ایران و آمریکا بستگی دارد. در شرایطی که هنوز نشانهای از تغییر رویکرد اساسی هیچیک از طرفین دیده نمیشود، نمیتوان از تکرار درگیریهای نظامی در روزهای آینده چشم پوشید.
آینده این شاهراه حیاتی انرژی، همچنان یکی از مهمترین متغیرهای نامعلوم در معادلات بینالمللی در سال ۲۰۲۶ خواهد بود.