مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ در بامداد امروز (۲۳ ژوئن ۲۰۲۶)، سنای ایالات متحده با نتیجه نزدیک ۵۰ رأی موافق در برابر ۴۸ رأی مخالف، به «قطعنامه اختیارات جنگی درباره ایران» رأی مثبت داد. این قطعنامه که پیشتر در مجلس نمایندگان نیز به تصویب رسیده بود، اکنون برای امضا به کاخ سفید ارسال خواهد شد. اما آنچه در ظاهر یک پیروزی برای جبهه مخالفان جنگ با ایران به نظر میرسد، در عمل با موانع حقوقی و سیاسی جدی روبهرو است.
مفاد اصلی قطعنامه
متن قطعنامه به صراحت هرگونه اقدام نظامی علیه ایران را مسدود میکند، مگر آنکه رئیسجمهور (دونالد ترامپ) ابتدا مجوز صریح کنگره را برای آن اقدام دریافت کرده باشد. به عبارت دیگر، این قطعنامه اختیار فرماندهی کل قوا را به کنار نمیگذارد، بلکه شرط میکند که هرگونه عملیات تهاجمی – به غیر از موارد دفاعی فوری – باید با تأیید پیشینی سنا و مجلس همراه شود. این رویکرد، یادآور تلاشهای مشابه کنگره در دورههای پیشین برای محدود کردن قدرت اجرایی در جنگهای خارجی است.

دلایل رأیگیری نزدیک
نتیجه ۵۰ به ۴۸ نشاندهنده شکاف عمیق در فضای سیاسی واشنگتن است. گرچه جمهوریخواهان اکثریت ناچیزی در سنا دارند، اما ۴ سناتور جمهوریخواه به همراه همه دموکراتها به این قطعنامه رأی مثبت دادند. این «شورش درونحزبی» نشان میدهد که حتی در میان نزدیکان به رئیسجمهور، نگرانی از هزینههای طولانیمدت درگیری با ایران و عدم شفافیت راهبردی کاخ سفید، به یک گسل سیاسی تبدیل شده است. از سوی دیگر، ۴۸ رأی مخالف عمدتاً از سوی سناتورهای همسو با دولت ترامپ شکل گرفت که این قطعنامه را «دستبند قانونی بر پای فرمانده کل» و «تضعیف موضع آمریکا در مذاکرات» میدانند.

واکنش کاخ سفید و چالش وتو
سخنگوی کاخ سفید بلافاصله پس از اعلام نتیجه، این رأی را «غیرمسئولانه و مغایر با منافع ملی» خواند و تأکید کرد که رئیسجمهور از حق وتوی خود استفاده خواهد کرد. با توجه به اینکه برای شکستن وتو به دو سوم آرا در هر دو مجلس نیاز است – و با در نظر گرفتن فاصله اندک آرا – پیشبینی میشود که این قطعنامه در عمل هرگز به مرحله اجرا نرسد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران سیاسی آن را یک اقدام نمادین میدانند که بیش از آنکه تغییری در میدان نبرد ایجاد کند، پیامی به افکار عمومی درباره نارضایتی کنگره از مدیریت جنگ دارد.
زمینههای شکلگیری قطعنامه
این قطعنامه در واکنش به تشدید تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا از اواخر فوریه ۲۰۲۶ تدوین شد. حملات هوایی متقابل، افزایش حضور ناوگان آمریکایی در خلیج فارس و اظهارات تند مقامات دو کشور، فضای جنگطلبی را در واشنگتن تقویت کرده بود. اما همزمان، نظرسنجیهای داخلی نشان میداد که بیش از ۶۰ درصد آمریکاییها مخالف ورود به یک جنگ تمامعیار جدید در خاورمیانه هستند. این فضای عمومی، به نمایندگان میانهرو هر دو حزب جرأت داد تا با ارائه این قطعنامه، عملاً «سکوی ترمزی» بر اقدامات نظامی یکجانبه ایجاد کنند.

پیامدهای سیاسی و حقوقی
حتی اگر این قطعنامه وتو شود، نفس تصویب آن در هر دو مجلس، دستاوردی نمادین برای جبهه مخالفان جنگ محسوب میشود؛ زیرا نشان میدهد که کنگره حاضر است در برابر قدرت اجرایی بایستد و بر نقش خود در تصمیمگیریهای جنگی تأکید کند. از منظر حقوقی، این اقدام میتواند در آینده به عنوان سابقهای برای طرح دعاوی علیه اقدامات نظامی رئیسجمهور در دادگاههای فدرال مورد استناد قرار گیرد. همچنین، این رأی میتواند بر معادلات انتخاباتی میاندورهای تأثیر بگذارد و نامزدهای جمهوریخواه را در حوزههایی که جمعیت ضدجنگ دارند، تحت فشار قرار دهد.
چشمانداز آینده
با فرض وتوی قطعنامه توسط ترامپ، بعید به نظر میرسد که طرفداران آن بتوانند وتو را بشکنند. اما این پایان ماجرا نیست. سناتورهای مخالف جنگ احتمالاً راهکارهای دیگری مانند ضمیمه کردن بندهای مشابه به لوایح بودجه یا تأمین مالی ارتش را در پیش خواهند گرفت تا از طریق چانهزنی مالی، محدودیتهای عملی تری بر دامنه درگیری اعمال کنند. از سوی دیگر، دولت ترامپ ممکن است برای جلوگیری از تکرار چنین شکستهایی در آینده، با برگزاری جلسات محرمانه با اعضای کلیدی کنگره، به دنبال جلب حمایت بیشتر برای راهبرد خود در قبال ایران باشد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟