آزادی بیان و مرزهای قانونی چالش همیشگی میان حق گفتن و وظیفه نیاآزار بود
راضیه استادی ، توانانیوز_ آزادی بیان یکی از بنیادیترین حقوق بشر و لازمه شکلگیری جامعهای پویا، آگاه و مسئول است. بدون آزادی بیان، امکان نقد قدرت، اصلاح قوانین، رشد فرهنگی و حتی پیشرفت علمی دچار اختلال میشود. با این حال، این آزادی همانطور که در بسیاری از نظامهای حقوقی جهان پذیرفته شده ـ مطلق نیست و برای جلوگیری از آسیب به حقوق دیگران، با قیودی همراه است.
پرسش اصلی این است که مرز میان آزادی بیان و مسئولیتهای قانونی کجاست؟ اهمیت آزادی بیان در جامعه معاصر در عصر شبکههای اجتماعی و دسترسی لحظهای به اطلاعات، هر فرد میتواند رسانهای مستقل باشد. این وضعیت به مردم امکان میدهد که مسائل عمومی را آزادانه نقد کنند و مسئولان را پاسخگو نگه دارند. آزادی بیان نه تنها یک حق فردی، بلکه یک سرمایه اجتماعی برای سلامت حکمرانی است؛ زیرا بدون گردش آزاد اطلاعات، فساد افزایش مییابد و کیفیت تصمیمگیریهای عمومی کاهش پیدا میکند.

چرا آزادی بیان محدودیت دارد؟
حقوق هیچکس در خلاء وجود ندارد. همانطور که آزادی فردی ارزشمند است، حفظ امنیت، نظم عمومی، اخلاق عمومی و حقوق دیگران نیز اهمیت دارد. بنابراین قانونگذار معمولاً برای جلوگیری از صدمات جدی، محدودیتهایی تعریف میکند؛ از جمله:
افترا و نشر اکاذیب که میتواند به آبرو و حیثیت افراد آسیب بزند.
تحریک به خشونت یا نفرتپراکنی که امنیت جمعی را تهدید میکند. ‘
افشای اسرار خصوصی یا دولتی که میتواند حقوق شخصی یا امنیت ملی را مختل کند.
توهین و هتک حرمت که به کرامت انسانی لطمه میزند.این محدودیتها در بسیاری از کشورهای جهان پذیرفته شدهاند؛ با این حال، مهم این است که این قیود شفاف، قابل پیشبینی و قابل نظارت باشند تا به ابزاری برای خاموش کردن نقد تبدیل نشوند.
چالش مرزبندی در عصر رسانههای دیجیتال گسترش اینترنت باعث شده که مرز میان «نقد» و «توهین»، میان «اطلاعرسانی» و «نشر اکاذیب»، و میان «آزادی بیان» و «نفرتپراکنی» بسیار مبهم شود. سرعت انتشار اطلاعات، امکان سوءاستفاده را افزایش داده و در مقابل، خطر محدودسازی بیش از حد نیز بالاتر رفته است. قانونگذاری در این حوزه باید ظریف، متعادل و بهروز باشد.

قانونی که دیر بهروزرسانی شود، یا بیش از حد سختگیر باشد، هم آزادی را محدود میکند و هم اثر بازدارندگی خود را از دست میدهد.راهحل: تعادل میان آزادی و مسئولیتتعادل مطلوب هنگامی ایجاد میشود که:
1. قوانین شفاف و قابل فهم برای مردم باشد.
2. مرجع تشخیص تخلف، مستقل و بیطرف باشد.
3. حق اعتراض و رسیدگی عادلانه برای افراد تضمین شود.
4. مرزهای قانونی بهگونهای تعیین نشود که نقد و مطالبهگری عمومی سرکوب گردد
.آزادی بیان زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان بتوانند بدون ترس، انتقاد کنند و در شکلگیری آینده کشور نقش داشته باشند؛ و در عین حال، کسی نتواند با سوءاستفاده از این آزادی، به آبرو، امنیت یا حقوق دیگران آسیب بزند.
نتیجهگیری آزادی بیان، قلب تپنده جامعه مدنی است؛ اما این قلب برای سالم ماندن نیازمند چارچوبهایی عادلانه و مشخص است. مهمترین وظیفه قانونگذار و نهادهای اجرایی، حفظ این توازن ظریف است؛ توازنی که هم از آزادیها پاسداری کند و هم از حقوق افراد. جامعهای که بتواند این تعادل را بهدرستی برقرار کند، جامعهای است که آینده خود را با صدایی رسا و اندیشهای آزاد میسازد.
#نویسنده : راضیه استادی
#وکیل پایه یک دادگستری
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟