مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ با امضای تفاهمنامه و تعهد آمریکا به صدور مجوزهای معافیت برای صادرات نفت و خدمات بانکی و بیمهای، بندر چابهار بار دیگر بهعنوان یک کریدور زنده احیا میشود. از منظر توسعهای، مهمترین دستاورد توافق برای چابهار، تکمیل خط ریلی چابهار‑زاهدان است که بیش از ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته و پیشبینی میشود در ماههای آینده بهرهبرداری برسد. این خط آهن، بندر چابهار را به شبکهٔ ریلی سراسری ایران و از آنجا به کشورهای آسیای میانه متصل میکند و عملاً کریدوری بینیاز از ترانزیت پاکستان را برای هند بهوجود میآورد. کارشناسان اقتصادی معتقدند که با رفع موانع تحریمی، هند نهتنها سرمایهگذاری خود را از سر میگیرد، بلکه ممکن است درخواست الحاق رسمی چابهار به کریدور شمال‑جنوب را نیز ارائه دهد که این امر به معنای ارتقای جایگاه این بندر از یک پایگاه منطقهای به یک هاب بینالمللی خواهد بود.
کریدور بینالمللی شمال‑جنوب (INSTC)؛ از رکود به احیای تدریجی
کریدور بینالمللی شمال‑جنوب (INSTC) بهعنوان یک شبکهٔ حملونقل چندوجهی بهطول ۷۲۰۰ کیلومتر، روسیه را از طریق دریای خزر و خاک ایران به بندر بمبئی (مومبای) هند متصل میکند و نقطهٔ ثقل آن، بهرهگیری از بنادر جنوبی ایران نظیر بندرعباس و چابهار است. این کریدور که پایهٔ حقوقی آن در سال ۲۰۰۰ میلادی با امضای توافق سهجانبهٔ ایران، هند و روسیه مستحکم شد، در دوران تشدید تحریمها و بهویژه در جریان جنگ اخیر، عملاً به حالت تعلیق درآمد؛ چراکه شرکتهای حملونقل و مؤسسات مالی بینالمللی به دلیل ترس از نقض تحریمهای ثانویهٔ آمریکا، تمامی فعالیتهای خود را در مسیرهای منتهی به ایران متوقف کرده بودند. با امضای تفاهمنامهٔ اسلامآباد، این کریدور بار دیگر امکان نفسکشیدن پیدا کرده است. نخست اینکه تعهد آمریکا به اعطای معافیتهای تحریمی در حوزهٔ بیمه، بانکداری و حملونقل، بهمعنای کاهش ریسک حقوقی و مالی برای فعالان اقتصادی است و آنها را به بازگشت به این مسیر ترغیب میکند. دوم اینکه مقامات ایران و روسیه در روزهای اخیر اعلام کردهاند که توسعهٔ INSTC را با هدف افزایش ظرفیت حمل بار به ۲۰ میلیون تن در سال در دستور کار قرار دادهاند و ایران حتی پیشنهاد داده که بندر چابهار را به قزاقستان برای دسترسی به بازارهای جنوبی واگذار کند. سوم اینکه هند که همواره از عدمقطعیت تحریمها در این کریدور ناخرسند بود، اکنون میتواند با خیالی آسودهتر از مسیر INSTC برای صادرات کالاهای غیرنفتی به اروپا و روسیه استفاده کند. با این حال، نباید از نظر دور داشت که احیای کامل این کریدور وابسته به تداوم توافق در طول مذاکرات ۶۰ روزه است؛ زیرا هرگونه بازگشت به وضعیت پیشین، میتواند این کریدور را بار دیگر به مسیری پرخطر و غیراقتصادی تبدیل کند.
کریدور هند‑خاورمیانه‑اروپا (IMEC)؛ رقابتی که جان تازه میگیرد
کریدور هند‑خاورمیانه‑اروپا (IMEC) که در نشست سران گروه ۲۰ در دهلینو (سپتامبر ۲۰۲۳) رونمایی شد، یکی از بلندپروازانهترین پروژههای زیرساختی سالهای اخیر بهشمار میرود که با بودجهٔ تخمینی ۲۰ میلیارد دلار و بهریاست عربستان سعودی، قرار است هند را از طریق دریا به بندرهای امارات و عربستان متصل کند و سپس از مسیر خاک اردن و فلسطین اشغالی به اروپا برسد. این کریدور در اصل بهعنوان رقیبی برای «ابتکار کمربند و راه» چین طراحی شده و ماهیتی ژئوپلیتیکی دارد. در دوران جنگ، بهدلیل ناامنی دریایی در خلیجفارس و همچنین مخالفت محور مقاومت با پروژههای اقتصادی دارای ماهیت اسرائیلی، عملاً هیچ پیشرفتی در این کریدور حاصل نشد. اما سؤال اینجاست که توافق ایران و آمریکا چه نسبتی با توسعهٔ IMEC دارد؟ پاسخ را باید در دو سطح جستوجو کرد. در سطح نخست، بازگشت امنیت به آبهای خلیجفارس و دریای عمان، هزینهٔ بیمه و حمل برای بخش دریایی این کریدور را کاهش میدهد و ریسک سرمایهگذاری را برای کشورهای عربی حاشیهٔ خلیجفارس پایین میآورد. در سطح دوم، اما نکتهٔ ظریفتری وجود دارد؛ اینکه اسرائیل بهعنوان حلقهٔ اتصال این کریدور در غرب آسیا، صراحتاً اعلام کرده که خود را ملزم به تفاهمنامهٔ ایران و آمریکا نمیداند و بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل تأکید کرده که نیروهای نظامی این کشور در مناطق امنیتی خود در جنوب لبنان، سوریه و غزه باقی خواهند ماند. این موضعگیری میتواند بهمعنای تداوم ناامنی در بخش غربی IMEC و مانعی جدی برای تکمیل این کریدور باشد. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران هندی معتقدند که توافق ایران و آمریکا میتواند به نفع کریدور IMEC تمام شود، زیرا ایران در صورت دریافت امتیازات اقتصادی کافی، ممکن است سیاست نرمتری در قبال پروژههای رقیب اتخاذ کند و حتی امکان همگرایی میان کریدور شمال‑جنوب و IMEC از طریق شبکهٔ ریلی ایران نیز قابلتصور است، هرچند این سناریو به رفع
کامل اختلافات هستهای وابسته است.

صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری؛ سرمایهای برای بازسازی زیرساختهای کریدوری
یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین بندهای تفاهمنامه از منظر توسعهٔ کریدورها، تعهد آمریکا به همراهی با شرکای منطقهای برای راهاندازی صندوق سرمایهگذاری با حداقل ظرفیت ۳۰۰ میلیارد دلار بهمنظور بازسازی و توسعهٔ اقتصادی ایران است. بر اساس اسناد منتشرشده، این صندوق یک نهاد سرمایهگذاری فراملی خواهد بود و بیش از نیمی از مبلغ آن از سوی کشورهای مختلف تعهد شده است و قرار است در حوزههای مختلفی از جمله احیای پالایشگاهها، نیروگاهها، کارخانههای فولاد و همچنین بازسازی فرودگاهها و بنادر هزینه شود. از نگاه کریدوری، این صندوق میتواند سه اثر اساسی برجای بگذارد. اثر نخست، تأمین مالی برای بازسازی تأسیسات بندری و اسکلههای آسیبدیده در بنادر کلیدی همچون بندرعباس، چابهار و بوشهر است که در جریان حملات موشکی و مینریزیها دچار خسارت شدهاند. اثر دوم، تسریع در تکمیل پروژههای ریلی نیمهتمام نظیر خط آهن چابهار‑زاهدان، کرمان‑بندرعباس و همچنین خط آهن میانه‑اردبیل‑پارسآباد که همگی برای اتصال کریدورهای شرقی‑غربی و شمالی‑جنوبی حیاتی هستند. اثر سوم، فراهمآمدن امکان نوسازی ناوگان حملونقل ریلی و جادهای ایران است که میانگین عمر آنها به بیش از ۲۵ سال میرسد و این امر بهطور مستقیم بر سرعت و هزینهٔ ترانزیت کالا در کریدورهای مختلف تأثیر میگذارد. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که تحقق این صندوق منوط به پایبندی ایران به تعهدات خود در طول دورهٔ ۶۰ روزه و همچنین مذاکرات بعدی است و هرگونه نقض توافق از سوی هر یک از طرفین، میتواند این سرچشمهٔ سرمایه را یکشبه خشک کند.

چالشهای پیشِ روی توسعهٔ کریدورها پس از توافق
با وجود تمام فرصتهایی که توافق مذکور برای توسعهٔ کریدورها ایجاد کرده است، نباید از موانع و چالشهای جدی که همچنان پیشِ روی این مسیر قرار دارند غافل شد. نخستین و مهمترین چالش، «موقتی» بودن ماهیت این توافق است. تفاهمنامهٔ اسلامآباد صرفاً یک چارچوب ۶۰ روزه برای مهار بحران و ایجاد فضای مذاکره بر سر موضوعات اصلی همچون برنامهٔ هستهای و رفع کامل تحریمهاست، نه یک معاهدهٔ صلح پایدار. اگر در این بازهٔ ۶۰ روزه، دو طرف نتوانند بر سر موضوعات اختلافی نظیر غنیسازی اورانیوم، موشکهای بالستیک و نقش منطقهای ایران به توافقی جامع دست یابند، احتمال بازگشت تنشها و حتی ازسرگیری درگیریهای نظامی بسیار بالا است که در آن صورت، نهتنها کریدورها توسعه پیدا نمیکنند، بلکه بار دیگر با مسدودشدن کامل مواجه خواهند شد. دومین چالش، اختلاف نظر بنیادین بر سر «هزینهٔ عبور از تنگهٔ هرمز» است. دونالد ترامپ اصرار دارد که تنگه باید «برای همیشه رایگان» باقی بماند، درحالی که ایران اعلام کرده است که پس از پایان دورهٔ ۶۰ روزه، حق دریافت «هزینهٔ خدمات دریایی، راهنمایی و بیمهای» را برای خود محفوظ میداند و حتی ایدهٔ مدیریت مشترک تنگه با عمان را مطرح کرده است. این اختلاف میتواند بهمرور به یک بحران حقوقی و حتی عملیاتی در این کریدور حیاتی تبدیل شود. سومین چالش، موضع مخالف اسرائیل و احتمال انجام اقدامات خرابکارانه یا نظامی از سوی این رژیم علیه تأسیسات کریدوری در سوریه، لبنان یا حتی داخل ایران است که میتواند امنیت کریدورها را با تهدید دائمی مواجه کند. چهارمین چالش، زمانبر بودن بازسازی زیرساختهای آسیبدیده است. بهعنوان مثال، اتحادیهٔ صادرکنندگان نفت و گاز ایران اعلام کرده که کاهش ۱۰ درصدی تولید گاز طبیعی در اثر جنگ، نیازمند دو سال زمان و سرمایهگذاری سنگین برای جبران است و این یعنی کریدورهای انرژی در میانمدت نمیتوانند به ظرفیت اسمی خود بازگردند.
جمعبندی و چشمانداز آینده
در مجموع، میتوان گفت که توافق ایران و آمریکا نقطهٔ عطفی در معادلات کریدوری منطقه بهشمار میرود و پتانسیل آن را دارد که همزمان چندین کریدور راهبردی را از وضعیت رکود و انسداد خارج سازد. بازگشایی تدریجی تنگهٔ هرمز، حیات دوباره به کریدور جهانی انرژی میبخشد؛ رفع موانع تحریمی از بندر چابهار، کریدور شمال‑جنوب را از خواب چندماهه بیدار میکند؛ و صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری، امکان نوسازی زیرساختهای ریلی و بندری ایران را فراهم میآورد که بهنوبهٔ خود به نفع تمامی کریدورهای عبوری از خاک ایران تمام خواهد شد. با این حال، تحقق این چشمانداز مثبت، مشروط به بقای توافق و تبدیل آن از یک آتشبس موقت به یک صلح پایدار در مذاکرات ۶۰ روزهٔ پیشروست.
مریم حسین زاده هنزایی
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟