مریم حسین زاده هنزایی، توانانیوز_ تحولات نظامی اخیر در خاورمیانه و متعاقب آن تهدید ایران به بستن تنگه هرمز، این آبراه استراتژیک را به کانون توجه جهانی تبدیل کرده است. با تشدید درگیریها بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، نه تنها ترانزیت نفت و گاز در این مسیر حیاتی تقریباً متوقف شده، بلکه پرسشهای جدی حقوقی و اقتصادی را درباره آینده امنیت انرژی جهان مطرح کرده است .

اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در ارقام
تنگه هرمز که دریای عمان را به خلیج فارس متصل میکند، به عنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان شناخته میشود. آمارها حاکی از آن است که روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی از این مسیر عبور میکند که معادل ۲۰ تا ۲۵ درصد از کل تجارت جهانی نفت و حدود یکپنجم از عرضه الانجی (گاز طبیعی مایع) جهان است .
کشورهای عربستان سعودی، عراق، ایران، کویت، قطر و امارات متحده عربی از جمله صادرکنندگانی هستند که برای دسترسی به بازارهای جهانی به این آبراه وابستهاند. بیش از ۸۰ درصد از نفت و گازی که از این تنگه عبور میکند، راهی بازارهای آسیایی، به ویژه چین، هند، ژاپن و کره جنوبی میشود .
آنچه اهمیت این تنگه را دوچندان میکند، نبود مسیرهای جایگزین مؤثر است. عربستان و امارات بخشی از نفت خود را از طریق خطوط لوله به بنادر دیگر منتقل میکنند، اما این ظرفیتها تنها کسری از حجم روزانه عبوری از تنگه را پوشش میدهد. برای صادرکنندگان بزرگی مانند قطر (بزرگترین صادرکننده الانجی جهان پس از آمریکا)، کویت و بحرین، هیچ مسیر جایگزینی برای صادرات وجود ندارد .

اثرات اقتصادی بسته شدن تنگه
۱. شوک قیمتی در بازارهای انرژی
پس از اعلام بسته شدن تنگه توسط ایران و حملات به تأسیسات نفتی و گازی منطقه، قیمتهای جهانی انرژی با جهش بیسابقهای مواجه شدند. نفت خام برنت که پیش از بحران حول ۷۹ دلار در هر بشکه معامله میشد، به سرعت به بالای ۸۱ دلار رسید و تحلیلگران پیشبینی میکنند در صورت تداوم بحران، قیمتها به “بیش از 200 دلار” در هر بشکه خواهد رسید .
بازار گاز طبیعی حتی شوک شدیدتری را تجربه کرد. قیمت گاز در اروپا (TTF) با ۳۵.۵ درصد افزایش به بیش از ۵۰ دلار در هر مگاواتساعت رسید که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۳ محسوب میشود . تعطیلی کامل مجتمع عظیم الانجی راس لفان قطر که یکپنجم عرضه جهانی گاز مایع را تأمین میکند، این شوک قیمتی را تشدید کرد .
۲. اختلال در زنجیره تأمین و افزایش هزینهها
تحلیل دادههای ردیابی کشتیها توسط مؤسسه Kpler نشان میدهد که ترافیک نفتکشها در تنگه هرمز از حدود ۸۰ فروند در روز به تنها یک یا دو فروند کاهش یافته است. این وضعیت که کارشناسان از آن به عنوان “تعطیلی عملی” یاد میکنند، ناشی از ترک منطقه توسط شرکتهای کشتیرانی به دلیل خطرات امنیتی و افزایش نجومی حق بیمههاست .
حق بیمه اضافی برای پوشش خطرات جنگی (AWRP) از ۰.۰۵ تا ۰.۱۵ درصد ارزش کشتی به ۰.۳ تا ۰.۷ درصد یا بیشتر افزایش یافته است. این یعنی هزینه عبور از این مسیر برای یک نفتکش بزرگ میتواند صدها هزار دلار افزایش یابد .
۳. توقف تولید و پیامدهای تورمی
در عراق که دومین تولیدکننده بزرگ اوپک است، پر شدن مخازن ذخیره نفت به دلیل توقف صادرات، موجب تعطیلی عملیات در بزرگترین میادین نفتی این کشور شده است. پالایشگاه رأس تنوره عربستان، بزرگترین پالایشگاه این کشور، در پی حملات موشکی ایران تعطیل شد .
افزایش قیمت فرآوردههای نفتی مانند گازوئیل، بنزین و نفتا در بازارهای جهانی میتواند تورم را در سراسر جهان تشدید کند. چین صادرات گازوئیل و بنزین توسط پالایشگاههای بزرگ خود را متوقف کرده و ژاپن خواستار استفاده از ذخایر استراتژیک نفت شده است .
۴. برندگان و بازندگان بحران
در این میان، صادرکنندگان غیرخلیجی مانند آمریکا، نروژ، برزیل و غرب آفریقا از افزایش قیمتها سود میبرند. صادرات نفت خام آمریکا به آسیا افزایش یافته و هزینه حمل آن به رکوردهای جدیدی رسیده است . با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که وابستگی بیشتر به تولیدکنندگان جدید، تنوعبخشی واقعی به منابع انرژی نیست و نوسانات ذاتی بازارهای فسیلی را حل نمیکند .
دیپلماسی گلوگاه و چالشهای بینالمللی
۱. جایگاه حقوقی تنگه هرمز در UNCLOS
تنگه هرمز بر اساس کنوانسیون حقوق دریاهای سازمان ملل (UNCLOS 1982) یک “تنگه بینالمللی” محسوب میشود. بر اساس مواد ۳۷ و ۳۸ این کنوانسیون، کشتیها و هواپیماهای تمامی کشورها از حق عبور ترانزیت برخوردارند که این حق “نمیتواند معلق یا مسدود شود.

.
۲. ابهامات حقوقی و امکان تفسیر یکجانبه
با وجود صراحت UNCLOS در اصل “آزادی عبور”، ماده ۲۵ این کنوانسیون به دولت ساحلی اجازه میدهد در صورت عبور “غیر بیضرر” کشتیها، اقدامات لازم را انجام دهد. مشکل اصلی در اینجاست که مفهوم “تهدید علیه امنیت” بسیار تفسیرپذیر است و بند “ال” ماده ۱۹ که به “هر فعالیت دیگری که ارتباط مستقیمی با عبور نداشته باشد” اشاره میکند، میتواند بهانهای برای تفسیرهای گسترده و یکجانبه باشد .
تحلیلگران حقوقی تأکید میکنند که اگرچه ایران ممکن است وضعیت “جنگ” یا “دفاع مشروع” (ماده ۵۱ منشور ملل متحد) را مبنای اقدام خود قرار دهد، اما درگیریهای محلی کنونی هنوز به سطح “وضعیت جنگی” نرسیده است که بتواند چنین اقدامی را توجیه کند .
معافیت کشتیهای چین و روسیه
یکی از جنجالیترین جنبههای حقوقی این بحران، اعلام ایران مبنی بر معافیت کشتیهای چین و روسیه از محدودیتهاست. این اقدام با اصل “عدم تبعیض” مندرج در ماده ۳۸ UNCLOS در تضاد است که میگوید دولت ساحلی نمیتواند میان کشتیهای کشورهای مختلف تبعیض قائل شود .
ایران این معافیت را بر اساس “مشارکت استراتژیک” و “توافقنامه سهجانبه همکاری انرژی” تفسیر میکند، اما منتقدان این اقدام را “ابزاری سیاسی” میدانند که نقض صریح حقوق بینالملل محسوب میشود .
۴. پیامدهای حقوقی برای صنعت کشتیرانی
شرکتهای کشتیرانی با چالشهای جدی حقوقی مواجه شدهاند:
· بندهای خطر جنگی (War Risk Clauses) : قراردادهای اجاره کشتی (چارترپارتی) معمولاً شامل بندهایی مانند CONWARTIME یا VOYWAR هستند که به مالک کشتی اجازه میدهد از ورود به مناطق خطرناک خودداری کند .
· فسخ قرارداد (Force Majeure) : درگیریهای نظامی میتواند مصداق “فورس ماژور” باشد و اجرای تعهدات قراردادی را غیرممکن سازد .
· توقف حق دریافت کرایه (Off-hire) : تأخیر ناشی از خطرات نظامی میتواند موجب توقف پرداخت کرایه کشتی شود .
جمعبندی
بسته شدن تنگه هرمز، چه به صورت قانونی و چه به صورت عملی، میتواند شدیدترین شوک انرژی از زمان بحران نفتی ۱۹۷۳ را به جهان وارد کند. تحلیلگران هشدار میدهند که اگر این وضعیت هفتهها یا ماهها طول بکشد، قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور خواهد کرد و رکود تورمی جهانی را تشدید میکند .
در نهایت، این بحران بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی جهان هنوز به شدت به ثبات ژئوپلیتیکی خاورمیانه وابسته است و خلأهای حقوقی موجود در UNCLOS برای مقابله با بحرانهای اینچنینی، نیازمند بازنگری جدی است. در این میان، کارشناسان انرژی بر این باورند که تنها راهحل پایدار، تسریع انتقال به منابع انرژی تجدیدپذیر است که در برابر shocks ژئوپلیتیکی آسیبپذیر نیستند؛ به تعبیر یکی از تحلیلگران، “هیچکس نمیتواند یک پنل خورشیدی را بمباران کند” .
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟