اجتماعیعلم و فناوریعمومیفرهنگی و هنری
موضوعات داغ

رَمالانِ مدرن

کارل پوپر فیلسوف سیاسی شهیر اتریشی بخشی از دغدغه خود را صرف آشکار کردن تفاوت علم و شبه علم کرد. او می‌گفت که شبه‌علم آن چیزیست که ابطال‌پذیر نباشد، و علم چیزی است که ابطال‌پذیر باشد.

به گزارش توانانیوز ، ابطال‌‌پذیری (Falsifiability) یک نظریه، به معنی باطل یا غلط‌بودن آن نیست، بلکه به این معناست که بر اساس چنین نظریه‌ای می‌شود پیش‌بینی‌هایی مشخص کرد و سپس آن پیش‌بینی‌ها را به محک تجربه زد. اگر پیش‌بینی‌ها، غلط از آب در بیایند، نظریه ابطال یا نقض می‌شود.

پوپر وقتی می‌خواست از ابطال‌پذیری و نمونه‌های شبه‌علم صحبت کند چند مثال معروف داشت: یکی از معروف‌ترین مثال‌های شبه علم برای پوپر، نظریه روانکاوی (Psychoanalysis Theory) فروید بود. پوپر معتقد بود که نظریه فروید را با هر نوع یافته تجربی می‌توان سازگار کرد. مهم نیست که رفتار بیمار چیست. پیروان فروید در‌هر‌حال، رفتار یک بیمار را بر پایه نظریه خود، تبیین می‌کنند و در هیچ حالتی بطلان نظری خود را نمی‌پذیرند.

پوپر برای توضیح نظریه روانکاوی فروید از یک مثال استفاده می‌کرد. فرض کنید کودکی را به داخل رودخانه‌ای هل دهند. طرفداران روانکاوی فروید چنین اتفاقی را، این‌طور تحلیل می‌کنند:

کسی که کودک را به داخل رودخانه ‌هل داده، امیال سرکوفته‌ای دارد که منجر به این عمل شد. اگر شخصی آن کودک را نجات دهد، رفتار فرد دوم را هم، اینطور تحلیل می‌کنند که فرد دوم امیال والایش‌یافته‌ای دارد، که منجر به این عمل درست اخلاقی شده است.

پوپر معتقد است که نظریات فروید، با تکیه بر مفاهیمی مثل سرکوفتگی، والایش، و امیال ناخودآگاه، می‌تواند با همه‌ی داده‌های کلینیکی سازگار باشد. پس این، یک نظریه ابطال‌ناپذیر است.

مثال دیگر پوپر برای شبه ‌علم، نظریه مارکس در باب تاریخ بود. مارکس ادعا می‌کرد که در جوامع صنعتی سراسر جهان، ابتدا یک دوره‌ای از سوسیالیسم اتفاق می‌افتد و دست‌آخر کمونیسم جای سرمایه‌داری را در جوامع صنعتی در سراسر جهان می‌گیرد. اما در روند تاریخ مشخص شد که چنین اتفاقی رخ نداد. مارکسیست‌ها به‌جای پذیرفتن ابطال نظریه مارکس، تبیین موقتی برای آن دست‌و‌پا می‌کنند، ادعا می‌کنند که آنچه واقعاً رخ داده همچنان با نظریه سازگار است.

مثلا می‌گویند که نظام رفاه اجتماعی باعث شده، که ظهور کمونیسم موقتاً به تاخیر بیفتد، هر‌چند که کمونیسم یک امر قطعی برای تاریخ است. معتقدند که نظام رفاه اجتماعی طبقه کارگر را نرم کرده است و شور انقلابی آن‌ها کاسته شده و به همین دلیل، ما هنوز در جوامع سرمایه‌داری نمی‌بینیم که کمونیسم محقق شده باشد.

این دیدگاه پوپر اگر چه کمی ساده‌انگارانه است، اما درون آن واقعیتی نهفته است. در عصر مدرن انسان‌های مستاصل از بحران‌های روحی، فکری و مالی نیاز به رمالانی دارند که به آنها راه ساده و سرراستی را پیشنهاد بدهند. راهی که قاعده کلی و همه‌شمولی باشد که افراد با واریز پول آن راه را بخرند و بدون هیچ زحمتی به آنها راه موفقیت، راه صریح درمان افسردگی، راه پولدار شدن، راه تربیت صحیح فرزند، راه خوشحال شدن، راه همسر خوب شدن، راه مادر-پدر خوب شدن، راه نویسنده خوب شدن، و هر راه دقیق دیگری را که قبلاً آن ادم موفق کشف کرده است را به همه بگوید.

متاسفانه امروزه در عصر فوران اطلاعات، هر کَس با انتشار پکیج‌های موفقیت سعی می‌کند مانند رمالان، قرص‌های موفقیت در هر عرصه‌ای را بفروشد و راه قطعی موفقیت را بدون توجه به تفاوت‌های انسان‌ها، اجتماع و فرهنگ‌ها تجویز کند. نیچه برای این قطعی‌گرایی و ابطال‌ناپذیری ایده‌ی رمال‌ها جمله‌ی جالبی دارد:

به آنانی که «راه» را از من پرسیده‌اند، چنین پاسخ داده‌ام: «این _ اکنون راهِ من است. راهِ شما کدام است؟» زیرا راهِ مطلق در کار نیست.

چنین گفت زرتشت، فردریش نیچه، ترجمه داریوش آشوری، انتشارات آگه، چاپ بیستم، صفحه ۲۱۲.

#کمالی‌گوکی #اندیشه‌سیاسی

https://t.me/moh_kam_goo

نویسنده:دکتر محمد کمالی گوکی

مدرس و محقق اندیشه سیاسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا