پایگاه خبری توانا

 محمد صادقی*

قرار داد بین چین و قطر از این نظر مورد توجه است که چین شریک استراتژیک ایران فرض می شد؛قراردادی که با همکاری فرانسه در قطر با چین بسته شد و ایران بازهم از توسعه ای که باید نصیب خود می کرد عقب ماند، اما به نظر می رسد هنوز زنگ بیدار باش ایران به صدا در نیامده است.

در حالی که این قرار داد می توانست با ایران بسته شود و روابط بین دو کشور را قوی تر کند و سود حاصل از آن نیز برای هر دو شریک سیاسی- اقتصادی دقیقاً   همسو در مقابل امریکا باشد.

برخی مشکلات عدم قرار داد چین با ایران و ترجیح قطر به ایران و همچنین سود و زیان جمهوری اسلامی ایران از این قرارداد باید مورد بررسی قرار بگیرد تا برای آینده تکرار آزمون دیگری در این رابطه اتفاق نیفتد.

از جمله دلایل انعقاد این قرار داد این بود که قطر LNG  و LPG دارد و این قرار داد بر روی LNG بسته شده است که متاسفانه ایران  تولید آن را ندارد. ایران برای تولید LNG  دو فاز با کشور های خارجی داشت و یک فاز هم با یک شرکت داخلی  که متاسفانه کنار گذاشته شدند؛ این یک سوء مدیریت 20 ساله است؛ در حالی که یمن علیرغم همه مشکلات اقتصادی و سیاسی تولید  LNG  دارد.

مضاف بر این قرارداد GTL با مشارکت افریقای جنوبی با 30 میلیون بودجه در زمان دولت اصلاحات بسته شد که در دوره ریاست جمهوری بعدی کنسل شد و باز هم از تولید عقب افتادیم.بعد از آن همین شرکت این قرار داد را با قطر بست،قطر فقط نفت را در اختیار قرار داد با سود 50-50 توانست به اینجا برسد؛ ولی ما نه به شرکت های داخلی و نه به  شرکت های خارجی اعتماد نداریم و سرنوشت همین قدر تلخ برای بارها در اقتصاد کشور تکرار می شود.

ضمن ابن که باید توجه داشت که از لحاظ ژئوپولیتیک ورود چین به خلیج فارس عرصه را برای آمریکا تنگ تر می کند که این به نفع سیاست های نظام کشور است؛ در صورتی که متاسفانه ما استراتژی سیاسی ثابتی نداریم و بارها اقتصاد کشور چوب این نوسانات در تصمیم گیری ها را خورده  و امروز هم جاماندن از  قرار داد 25 ساله  چین به دلیل هیاهوی داخلی شکست خورده ایم.

درنهایت باید گفت مشکل اساسی ما در ناکامی در این پروژه نداشتن امکانات و تولید  LNG بود، لذا لازم است هرچه سریع تر برای آن اقدامی جدی صورت گیرد.

*کارشناس اقتصاد انرژی

مطالبمرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

پربازدیدها

مطالب پیشنهادی