پایگاه خبری توانا

مهدی احمدی

*مهدی احمدی/

برندپوشی، عمل‌های زیبایی، مدارس خاص، برگزاری مراسم‌های لاکچری همچون عروسی، شب یلدا و … نوع جدیدی از سبک زندگی محسوب می‌شود که طی سال‌های گذشته در کشور رواج یافته است. حتی عده‌ای بچه پولدار با عکس گرفتن از وسایل و لوازم شخصی، خانه و خودروهای لوکس خودنمایی و فخرفروشی می‌کنند. البته بخش زیادی از این نوع زندگی ویژگی ثروتمندان نوخاسته‌ای است که به هر قیمتی به نون و نوایی رسیده‌اند و با همین ثروت که این روزها درمان هر درد شده، به قدرت هم می‌رسند.

این گروه با مصرف زیاد و مبالغه‌آمیز، تن‌آسایی و رفاه‌طلبی چشمگیر، جلوه‌گری و عرضه هرآنچه که بلندپایگی را نشان دهد به دنبال برتری‌جویی هستند. برای آنها آداب و شیوه‌های زندگی اشرافی با ضابطه تن‌آسایی و مصرف‌گرایی سازگاری دارد و مصرف کالاهای گران‌قیمت وسیله کسب آبرومندی می‌شود.

بنابراین قدرت و ثروت به عنوان دو عامل ساختاری باعث می‌شود تا این طبقه به نوعی «پرستیژ اجتماعی» دست یابند که نمود عینی آن در سبک زندگی آنها اتفاق می‌افتد تا آنجایی که سبک زندگی این طبقه به عنوان معیاری برای داشتن منزلت و سرمایه اجتماعی به شمار می‌رود؛ یعنی داشتن ثروت پایه متداول اعتبار و پایگاه سربلندی اجتماعی این افراد می‌شود زیرا دارایی مالی معیاری برای ارجمندی از طرف عامه مردم قرار گرفته است. پس ما هر روز به نسبتی بیشتر شاهد رواج این نوع سبک زندگی هستیم که «چشم و همچشمی و تظاهر» مهمترین ویژگی‌های آن است.

«تورستین وبلن» اقتصاددان و جامعه‌شناس معتقد است که این افراد با «مصرف نمایشی» به دو شیوه می‌توانند، موقعیت مالی و پولی خود را نشان دهند: یکی «اوقات فراغت تظاهری» که مختص شرایطی است که افراد یکدیگر را بهتر می‌شناسند و دیگری «مصرف تظاهری» که این شرایط مربوط به شهرهای بزرگ است که افراد شناخت کامل و دقیقی از یکدیگر ندارند که متاسفانه ما شاهد هر دو نوع آن در جامعه هستیم.

البته همه ویژگی‌هایی را که خاص این نوع سبک زندگی است نمی‌توان به صورت قطعی مختص طبقه بالا و مرفه جامعه دانست اما این نوع سبک زندگی نیازمند هزینه‌های زیادی است که تنها این طبقه از عهده آن برمی‌آید، با این حال می‌بینیم که عده‌ای با «مصرف تظاهری» به هر قیمتی می‌خواهند به این نوع زندگی دست یابند؛ یعنی آنها با مصرف تظاهری کالاهای لوکس که واجد وجه زیبایی‌شناسی هستند مانند لباس، دکوراسیون منزل، استفاه از اتومبیل‌های گران‌قیمت، رفت‌وآمد به مکان‌هایی مانند گالری‌های هنری، رستوران‌های گران‌قیمت، باشگاه‌های بیلیارد و … که در واقع نمادی از سبک زندگی طبقات فرادست جامعه محسوب می‌شوند، صرفاً به دنبال کسب احترام و منزلت بیشتر و شباهت به طبقات بالادست هستند.

به نظر می‌آید که بتوان از مفهوم «تمایز» «پیر بوردیو» جامعه‌شناس فرانسوی کمک گرفت؛ یعنی طبقات مختلف کالاهای مختلف را می‌خرند تا جایگاه خود را در ساختار اجتماعی نشان دهند. افراد در یک رقابت دائمی در تلاش هستند با استفاده از کالاهای خاص و عدم مصرف کالاهای عمومی شده، خودشان را متمایز نشان دهند و به افراد طبقات بالاتر شبیه‌تر کنند. پس می‌خواهند با بالابردن سرمایه اجتماعی خود از مزایای مادی و نمادین طبقه بالاتر بهره‌مند شده و جایگاه طبقاتی خود را ارتقا دهند.

پس این نوع سبک زندگی در میان دیگران نیز به دلیل اینکه فکر می‌کنند، اعتبار و جایگاه اجتماعی برای آنها به ارمغان می آورد، رواج یافته است و عده‌ای به جای اینکه زندگی خردمندانه و فهیمانه در پیش بگیرند با هدر دادن پول و بزرگ جلوه دادن خود، همتشان را صرف تأثیرگذاری و روش‌های متظاهرانه می‌کنند.

بدین ترتیب ما شاهد خودنمایی طبقه‌ای می‌شویم که ارزش‌های آن و ملاک‌های منزلت‌یابی‌اش نسبت با شرایط تاریخی و فرهنگی که در آن زیست می‌کند، تعریف می‌شود. چنین طبقه‌ای کار بدنی را پست و حقیر می‌شمارد و آن را مختص به طبقه پایین‌دست جامعه می‌داند، هرچقدر سرمایه و ثروت بیشتری به دست آورد و این دستاورد بی‌زحمت‌تر باشد، دستاوردش ارزش بیشتری دارد. در نتیجه ثروت و سرمایه به خودی خود برای این طبقه دارای ارزش نیست بلکه باید به نمایش گذاشته شود تا منزلت را برای صاحبش به ارمغان بیاورد.

این تغییر فرهنگ و سبک زندگی که همراه با مصرف‌گرایی است باعث شده تا جامعه با آسیب‌هایی مواجه شود. یکی از این پیامدها تغییر ارزش‌ها است؛ یعنی بسیاری از مسائلی که در گذشته به عنوان ارزش محسوب می‌شد و موجب فخر افراد بود، امروز دیگر نه تنها در میان جوانان و نوجوانان بلکه تا حدودی در میان خانواده‌ها هم ارزش به حساب نمی‌آید، بلکه بیشتر به جنبه مادی توجه می‌شود که این اتفاق خود می‌تواند خطرهای غیرقابل جبرانی برای جامعه به دنبال داشته باشد.

مولد نبودن و مصرف بدون تولید از ویژگی‌های چنین طبقه‌ای است که از طریق مکانیسم‌های مختلف خود را بازتولید می‌کند که این اتفاق به ضرر طبقه متوسط در کشور است چراکه به دلیل ایجاد بحران اقتصادی که گریبان دنیا را گرفته است؛ طبقه مرفه پولدارتر و طبقه متوسط به سمت طبقه فقرا پرتاب می‌شوند و به مرور زمان طبقه متوسط کوچک و کوچک‌تر می‌شود.

*فعال اجتماعی

مطالبمرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

آخرین خبرها

پربازدیدها

مطالب پیشنهادی