التهاب آفرینی اتاق بازرگانی با سناریوسازی ترسناک برای اسنپبکاتاق بازرگانی در گزارشی با پیشبینی نرخ ارز ۱۶۵ هزار تومانی و تورم ۹۰ درصدی در سناریوی بدبینانه اسنپبک، تصویر تیرهای از آینده اقتصاد ترسیم کرده است؛ اما کارشناسان معتقدند چنین سناریوسازیهایی بیش از واقعیت، التهابآفرین است.
به گزارش توانانیوز، ، اتاق بازرگانی ایران در گزارشی، آینده اقتصاد کشور را در صورت فعال شدن مکانیزم «بازگشت سریع تحریمها» یا همان اسنپبک ترسیم کرده و سه سناریوی خوشبینانه، محتمل و بدبینانه را تا پایان سال 2025 پیش روی فعالان اقتصادی گذاشته است.بر اساس این گزارش، نرخ ارز آزاد که در مردادماه امسال حدود 93 هزار تومان بوده است، در سناریوی بدبینانه میتواند تا 165 هزار تومان نیز افزایش پیدا کند. نرخ تورم سالانه که اکنون در محدوده 50 درصد قرار دارد، در سه سناریوی احتمالی بین 60 تا 90 درصد پیشبینی شده و رشد اقتصادی نیز در همه حالتها منفی و بین منفی 0.6 تا منفی 3.1 درصد برآورد شده است. این اعداد و سناریوسازیها، هرچند در ظاهر بهعنوان هشدار و تحلیل آینده ارائه میشوند، اما چند نکته مهم و قابل انتقاد را باید در نظر گرفت:1. تحریک انتظارات تورمی و اثرات روانینخستین نقد جدی به این گزارش آن است که اعلام چنین پیشبینیهایی خود میتواند محرک جدی برای انتظارات تورمی باشد. در اقتصادی مانند ایران که بخش بزرگی از تحولات آن تحت تأثیر انتظارات و فضای روانی شکل میگیرد، صرفاً بیان چنین ارقامی میتواند به بیثباتی بازار ارز و کالا دامن بزند. در حالی که هنوز هیچ قطعیت مشخصی درباره فعال شدن اسنپبک وجود ندارد، انتشار عمومی اعدادی همچون «165 هزار تومان برای نرخ ارز» بهطور غیرمستقیم به فعالان بازار علامت میدهد که باید خود را برای جهش آماده کنند؛ علامتی که حتی بدون وقوع تغییر واقعی در سیاست یا تحریمها، میتواند به موج جدیدی از افزایش قیمتها دامن بزند.2. مقایسه نادرست با دهه 90اتاق بازرگانی در گزارش خود شرایط امروز را به نوعی به ابتدای دهه 90 و دوره بازگشت تحریمهای شورای امنیت شبیه دانسته است. این قیاس اما چندان دقیق نیست. جهشهای ارزی آن دوره در شرایطی رخ داد که اقتصاد ایران برای نخستین بار با محدودیتهای گسترده در حوزه بانکی و انرژی مواجه میشد و هنوز سازوکارهای مقابلهای شکل نگرفته بود. اکنون اما بسیاری از این اثرات تخلیه شده است.اقتصاد ایران یک بار فشار اصلی تحریمها را تجربه کرده و تجربه آن موجب تغییر در ساختارهای فروش نفت، تجارت خارجی و حتی سازوکارهای بانکی شده است. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت بازگشت همان تحریمها، آن هم در شکل محدودتر، دوباره همان اثرگذاری دهه 90 را داشته باشد.3. تحریمهایی که هرگز رفع نشدندیکی دیگر از جنبههای مهم این بحث آن است که بسیاری از تحریمهایی که در قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران اعمال شده بود، عملاً تاکنون رفع نشدهاند. به عنوان مثال، تحریم بیمه کشتیرانی یا محدودیتهای مربوط به فروش کالاهای با کاربرد دوگانه هیچگاه بهطور کامل لغو نشدند.در عمل نیز ایران با ایجاد شرکت بیمه داخلی و سازوکارهای جایگزین، توانسته اثرات آن را مدیریت کند. بنابراین سخن گفتن از بازگشت این تحریمها بهعنوان «شوک تازه» به اقتصاد ایران چندان منطقی نیست.4. فشار اصلی؛ تحریمهای یکجانبه آمریکابرخلاف گزارش اتاق بازرگانی، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که منشأ اصلی فشار اقتصادی بر ایران، نه تحریمهای شورای امنیت بلکه تحریمهای یکجانبه وزارت خزانهداری آمریکا بوده است.تحریم بانک مرکزی، محدودیت در استفاده از سوئیفت و ممنوعیت فروش نفت از سوی آمریکا، اثراتی به مراتب سنگینتر از تحریمهای شورای امنیت داشتهاند. تحریمهای بانکی شورای امنیت تنها به چند بانک خاص محدود میشد و هیچگاه به گسترهای که تحریمهای یکجانبه آمریکا ایجاد کردهاند، نرسید.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟