
ائتلافهای انتخاباتی اخیر در سازمان نظام روانشناسی، مرز میان ناظر و منظور را مخدوش کرده است؛ موضوعی که سلامت ساختاری و اعتماد اعضا را به چالش میکشد.
در آستانه پنجمین دوره انتخابات سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، اتفاقی بیسابقه و بحثبرانگیز در فضای انتخاباتی رخ داده است: نامزدهای شورای مرکزی و بازرسان در قالب ائتلافهای واحد وارد رقابت شدهاند؛ پدیدهای که به گفته کارشناسان، با فلسفه وجودی نهاد بازرسی و اصل نظارت مستقل در تضاد است و میتواند پیامدهایی جدی برای سلامت ساختار صنفی داشته باشد.
در حالی که بر اساس قوانین داخلی سازمان، یکی از مهمترین وظایف بازرسان، نظارت بر عملکرد شورای مرکزی و تنظیم گزارشهای شفاف برای اعضاست، تبلیغات انتخاباتی در فضای مجازی نشان میدهد بسیاری از نامزدهای شورای مرکزی در ائتلافهای خود نام بازرسهای پیشنهادی را نیز گنجاندهاند.
طبق آییننامه، اعضای سازمان میتوانند در انتخابات پیشرو به ۱۴ نفر رأی دهند: ۶ روانشناس، ۵ مشاور و ۳ بازرس. رأیگیری نیز بهصورت آنلاین در روز جمعه ۱۸ مهر برگزار خواهد شد. بازرسان وظیفه دارند عملکرد شورای مرکزی را رصد کرده و در صورت تخلف یا کوتاهی، گزارش مستند به اعضا ارائه دهند. با این حال، ائتلاف بازرسها با نامزدهای شورا به معنای شکلگیری ساختاری است که در آن ناظر و منظور از پیش در یک صف قرار گرفتهاند.
یک کارشناس حوزه روانشناسی در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید:
«بازرس باید ناظر بیطرف باشد، نه شریک سیاسی ائتلافها. وقتی از ابتدا نام او در کنار نامزدهای شورا قرار میگیرد، چطور میتوان انتظار داشت در آینده عملکرد همان افراد را نقد کند؟ این یک تعارض منافع آشکار است.»



🔸 نظارت یا همراهی سیاسی؟
در نظامهای صنفی سالم، تفکیک نقش ناظر و مجری از پایههای سلامت سازمانی است. بازرسان باید از نظر ساختاری و سیاسی مستقل باشند تا بتوانند بدون ملاحظات جناحی هشدار دهند، گزارش منتشر کنند و عملکرد شورا را به چالش بکشند. اما در وضعیت کنونی، ائتلاف بازرسان با نامزدهای شورا، این مرز حیاتی را از بین میبرد و بازرسان را از ناظر به همراه سیاسی تبدیل میکند.
🔸 طنز تلخ جامعهای که باید حساس باشد
طنز تلخ اینجاست که جامعه روانشناسی و مشاوره، که ذاتاً بر دقت، تحلیل و آگاهی استوار است، در برابر این پدیده یا سکوت کرده یا حتی در مواردی خود به تبلیغ این ائتلافها پرداخته است. این بیتفاوتی یا عادیسازی، به باور ناظران، میتواند در آینده به رویهای تبدیل شود که نهتنها نظارت واقعی را تضعیف میکند بلکه اعتماد اعضا به سلامت انتخابات را نیز از بین میبرد.
🔸 پیامدهای نادیده گرفتن تعارض منافع
پیوستن بازرسها به ائتلافها، در ظاهر ممکن است نشانهای از همگرایی باشد، اما در عمل ساختار پاسخگویی را تهی میکند. شورا بدون نظارت واقعی تشکیل میشود، تخلفات احتمالی بیپاسخ میماند و اعضا تکیهگاه نظارتی خود را از دست میدهند. وقتی ناظر و منظور یکی شوند، نظارت عملاً بیمعنا خواهد شد.
🔸 ضرورت شفافیت پیش از انتخابات
انتخابات پیش رو فرصتی برای بازتعریف اصول شفافیت و سلامت ساختاری است. ضروری است سازمان نظام روانشناسی و مشاوره، چارچوب مشخصی برای ممنوعیت یا محدودسازی ائتلاف بازرسان با نامزدهای شورای مرکزی تدوین کرده و از هماکنون موضع شفافی در این باره اتخاذ کند.
در غیر این صورت، این طنز تلخ انتخاباتی ممکن است به یک واقعیت تلخ تبدیل شود؛ واقعیتی که در آن، بازرسان به جای دیدهبان اعضا، به همراهان شورای مرکزی بدل میشوند — و این، دقیقاً نقض غرض نهادی است که قرار است بر سلامت روانی جامعه نظارت کند.

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟