از ژنو تا تنگه هرمز: دوئل نفسگیر تهران و واشنگتن در آستانهٔ نقطهٔ بیبازگشت
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ تهران و واشنگتن این روزها درگیر پیچیدهترین بازی دوگانهٔ تاریخ روابط خود هستند؛ بازیای که یک سر آن پشت میز مذاکرات هستهای در ژنو و وین است و سر دیگرش در آبهای...
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ تهران و واشنگتن این روزها درگیر پیچیدهترین بازی دوگانهٔ تاریخ روابط خود هستند؛ بازیای که یک سر آن پشت میز مذاکرات هستهای در ژنو و وین است و سر دیگرش در آبهای تنگهٔ هرمز، جایی که هر شناور نظامی میتواند جرقهٔ یک بحران تمامعیار باشد.
پیشرفت روی کاغذ، بنبست در واقعیت
در اواخر فوریهٔ ۲۰۲۶، ایران و آمریکا سه دور مذاکرات غیرمستقیم هستهای را در ژنو با میانجیگری عمان به پایان رساندند. وزیر خارجهٔ عمان از «گشودگی بیسابقهٔ دو طرف نسبت به ایدههای خلاقانه» خبر داد و عباس عراقچی، وزیر خارجهٔ ایران، نیز لحنی کمسابقه به خود گرفت و گفت دو کشور «فرصتی تاریخی برای رسیدن به توافقی بیسابقه» دارند و تأکید کرد «ایران در هیچ شرایطی به دنبال سلاح هستهای نخواهد بود».
اما این خوشبینی دیپلماتیک، شکافهای واقعی را پنهان میکند. واشنگتن اصرار دارد برنامهٔ موشکهای بالستیک ایران نیز بخشی از هر توافق باشد؛ مارکو روبیو، وزیر خارجهٔ آمریکا، صریح گفته است «اگر حتی مسئلهٔ هستهای قابل پیشبرد نیست، مسئلهٔ موشکی قطعاً سختتر خواهد بود». تهران اما موشکهای خود را «دفاعی و غیرقابلمذاکره» میداند. اختلاف اصلی اما جای دیگری است: آمریکا خواهان تعهد «قابلراستیآزمایی و نامحدود» ایران به عدم اشاعه است، در حالی که ایران اصرار دارد حق غنیسازی اورانیوم را حفظ کند و تنها «تضمین صلحآمیز بودن» برنامه را بپذیرد. تا پایان دور سوم، دو طرف تنها بر ادامهٔ گفتوگوهای فنی در وین توافق کردند؛ توافقی حاصل نشد.
هرمز: برگ برندهای که با دقت محاسبه شده
در همین حال که مذاکرات هستهای در بنبست میپلکد، تنگهٔ هرمز به اهرم فشار مستقیم تهران تبدیل شده است. پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۶، تهران عبور و مرور در تنگه را محدود کرد و واشنگتن نیز محاصرهٔ دریایی بنادر ایران را در دستور کار گذاشت. آبراهی که حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند، ناگهان از شریان اقتصادی به میدان نبرد راهبردی بدل شد.
تا سپتامبر ۲۰۲۶، ایران از طریق میانجیهایی مانند قطر و پاکستان «فهرست شرایطی» دقیق به واشنگتن ارائه داد: اگر آمریکا فشار نظامی را کاهش دهد و محاصرهٔ بنادر ایران را بردارد، تهران حاضر است ظرف هفت روز تنگهٔ هرمز را باز کند. این پیشنهاد با تأیید شخص آیتالله خامنهای و شورای عالی امنیت ملی ایران تدوین شده بود؛ نشانهای از اینکه تهران باز کردن تنگه را نه یک امتیاز یکطرفه، بلکه ابزاری برای گرفتن امتیازهای بزرگتر میداند.
واکنش واشنگتن اما دوپهلو و متناقض بود. دونالد ترامپ علناً مذاکرات را «سازنده» خواند و حتی گفت «فکر میکنم ایران کارهای خوبی انجام خواهد داد». اما روزنامهٔ والاستریت جورنال بلافاصله فاش کرد که ترامپ در واقع پیشنهاد آتشبس هفتروزهٔ ایران را رد کرده و در گفتوگو با دستیارانش گفته است انتظار دارد پس از انتخابات میاندورهای نوامبر، حملات نظامی به ایران را از سر بگیرد. همزمان، مقامهای آمریکایی در برابر دوربین الجزیره اعلام کردند «آمریکا در موضع قدرت است، تنگهٔ هرمز را کنترل میکند و عجلهای برای توافق ندارد».
تنگهای که نیمهباز است
وضعیت واقعی تردد در هرمز، دقیقترین دماسنج این بازی است. روبیو میگوید جریان نفت خام به «حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد سطح قبلی» بازگشته است. اما دادههای شرکت ردیابی کشتی کپلر نشان میدهد در یک روز از اواخر سپتامبر، شمار کشتیهای تجاری عبوری از تنگه از ۱۴ به ۹ فروند سقوط کرد و شمار نامعلومی از شناورها با خاموش کردن سیگنال موقعیتیاب خود، مخفیانه عبور کردند. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ تجاری از این آبراه میگذشتند. این فاصلهٔ عددی یک واقعیت را آشکار میکند: تنگه نه کاملاً بسته است و نه به حالت عادی بازگشته؛ بلکه در وضعیت خطرناک «عبور خاکستری» میان بازدارندگی نظامی و ماجراجویی تجاری معلق مانده است.
محاسبهٔ تهران روشن است: بستن کامل تنگه واکنش نظامی غیرقابل تحمل به همراه خواهد داشت، اما «اختلال کنترلشده» کافی است تا قیمت جهانی نفت را بالا ببرد، فشار تورمی بر آمریکا را تشدید کند و همزمان با تهدید «هر لحظه میتوانم بیشتر سخت بگیرم»، برگهای مذاکرهٔ هستهای را تقویت کند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، علناً خط قرمز را ترسیم کرده است: تا زمانی که آمریکا محاصره را برندارد و داراییهای ایران را آزاد نکند، «نه مذاکرهای خواهد بود و نه تنگه باز خواهد شد».

متغیرها و بنبست در صفحهٔ شطرنج منطقه
سرنوشت این بنبست تنها به واشنگتن و تهران گره نخورده است. موضع عربستان و امارات بهطور خاص ظریف و دوگانه است: این دو کشور با تشدید جنگ مخالفند، اما نمیخواهند ایران بدون «پرداخت هزینه» از زیر فشار اقتصادی خارج شود. والاستریت جورنال گزارش داده کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس در پشت صحنه از آمریکا میخواهند فشار اقتصادی بر ایران را حفظ یا حتی افزایش دهد، نه اینکه در ازای باز شدن تنگه، تحریمها را بردارد. این یعنی حتی اگر واشنگتن و تهران به معاملهای موقت برسند، مقاومت منطقهای میتواند آن را ناپایدار کند.
در ایران نیز استفاده از برگهٔ هرمز آزمونی برای سنجش «صداقت» آمریکا تلقی میشود. بارها تأکید کردهاند واشنگتن باید «جدیت و تعهد» نشان دهد و «اقدامات اولیهٔ اعتمادساز» انجام دهد. منطق پشت این موضع روشن است: نمیخواهد ابتدا تنگه را باز کند و بعد منتظر بماند آمریکا به وعدههایش عمل کند؛ میخواهد واشنگتن ابتدا قدم بردارد تا ثابت شود مسیر دیپلماسی واقعاً وجود دارد.

چشمانداز: نه جنگ، نه صلح
تا اواخر سپتامبر ۲۰۲۶، «تبادل پیام» میان ایران و آمریکا از طریق کانالهای عمان، قطر و پاکستان ادامه دارد، اما هیچیک از طرفها نشانهای از عقبنشینی پیش از دیگری بروز نداده است. مسئلهٔ هستهای و رویارویی در هرمز اکنون به یک بستهٔ مذاکراتی تفکیکناپذیر تبدیل شدهاند. ایران میخواهد حق عبور از یک آبراه را با رفع تحریم، آزادسازی داراییها و کاهش فشار نظامی معاوضه کند؛ آمریکا میخواهد با نمایش «عجلهای ندارم»، تهران را وادار به پذیرش شرایط سختتر در مسئلهٔ هستهای کند. هر دو طرف روی این حساب باز کردهاند که طرف مقابل زودتر زیر فشار تسلیم میشود — و بازار جهانی انرژی، ناخواسته کنار این میز نشسته و تماشا میکند.