توانا نیوز – پایگاه خبری تحلیلی

برگزاری بزرگداشت یک‌صدمین سالگی استادان فرزانه و ایران‌مدار؛ محمدعلی اسلامی ندوشن و ایرج افشار یزدی

برگزاری بزرگداشت یک‌صدمین سالگی استادان فرزانه و ایران‌مدار؛ محمدعلی اسلامی ندوشن و ایرج افشار یزدی

توانانیوز، نشست <بزرگداشت یک‌صدمین سالگی استادان فرزانه و ایران‌مدار؛ محمدعلی اسلامی ندوشن و ایرج افشار یزدی> به مناسبت یکصدسالگی دو ایران‌شناس بزرگ ایرج افشار و محمدعلی اسلامی ندوشن در دانشگاه یزد برگزار شد. این نشست با حضور و سخنرانی اساتید گرامی: دکتر علی‌اشرف صادقی دکتر یدالله جلالی پندری استاد محمدحسین…

- اندازه متن +

توانانیوز، نشست <بزرگداشت یک‌صدمین سالگی استادان فرزانه و ایران‌مدار؛ محمدعلی اسلامی ندوشن و ایرج افشار یزدی> به مناسبت یکصدسالگی دو ایران‌شناس بزرگ ایرج افشار و محمدعلی اسلامی ندوشن در دانشگاه یزد برگزار شد.

این نشست با حضور و سخنرانی اساتید گرامی:

دکتر علی‌اشرف صادقی

دکتر یدالله جلالی پندری

استاد محمدحسین رافی

استاد حسین مسرت

دکتر علی‌اکبر جعفری ندوشن

دکتر سامان قاسمی

دکتر حسن قاسمی‌مقدم

دکتر محمد کمالی

و دکتر ابوالفضل مرشدی همراه بود.

در ابتدای برنامه، نشست با سخنرانی دکتر محمد کمالی آغاز شد.

ایشان ضمن اشاره به جایگاه برجسته استادان محمدعلی  اسلامی ندوشن و ایرج افشار یزدی، بیان کردند که

این دو شخصیت از خاص‌ترین اندیشمندان معاصر  ایران هستند که شناخت عمیقی از ایران و ایران‌شناسی

داشته‌اند، اما متأسفانه کمتر در مباحث سیاسی به آن‌ها  پرداخته شده و پژوهش‌های محدودی، به‌ویژه در حوزه  ایران‌شناسی یزدی، درباره ایشان صورت گرفته است.

به گفته دکتر کمالی، هدف از برگزاری این نشست، یادآوری اهمیت این شخصیت‌ها، آشنایی بیشتر با اندیشه‌ها و فراهم کردن زمینه پژوهش در شناخت آثار و دیدگاه‌های آنان است. دکتر کمالی در ادامه افزودند: در ابتدا برنامه‌ریزی شده بود از سخنان آموزنده و ارزشمند دکتر علی‌اشرف صادقی بهره‌مند شویم، اما متأسفانه به دلیل برخی شرایط، امکان حضور ایشان فراهم نشد.  در ادامه، ایشان از حضور دکتر یدالله جلالی پندری، از بزرگان حوزه ادبیات و از شاگردان دکتر اسلامی ندوشن، قدردانی کردند.

سپس دکتر یدالله جلالی پندری ضمن سپاسگزاری از برگزارکنندگان نشست در دانشکده حقوق و علوم سیاسی، بیان کردند که سخنان ایشان ممکن است نیازمند اصلاحاتی باشد و در این زمینه از حضور استاد حسین مسرت و دکتر جعفری ندوشن، که به لحاظ اسنادی اطلاعات ارزشمندی در اختیار دارند، یاد کردند.

ایشان در ادامه به خاطرات خود از مهرماه ۱۳۵۶، حدود ۴۸ سال پیش، اشاره کردند؛ زمانی که دکتر اسلامی ندوشن در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران،  در نیم‌سال نخست، درس شاهنامه را بر اساس کتاب  داستانِ داستان‌ها (رستم و اسفندیار) تدریس می‌کردند. دکتر جلالی تفاوت روش تدریس دکتر اسلامی ندوشن با دیگر اساتید را در این دانست که تمرکز ایشان صرفاً بر معنی لغات یا ساختارهای دستوری نبود، بلکه بیشتر به تحلیل محتوایی و مفهومی داستان رستم و اسفندیار می‌پرداختند.

وی افزود که در نیم‌سال دوم، دکتر اسلامی ندوشن درس نظم ادبی را ارائه می‌دادند و نگرش ایشان در این درس نیز بر اساس کتاب جانِ جهان‌بین شکل گرفته بود. به گفته دکتر جلالی، رویکرد دکتر اسلامی ندوشن در این اثر، مبتنی بر ادبیات تطبیقی و بررسی ارتباط میان آفرینش‌های ادبی ایران و دیگر سرزمین‌ها بود. این دوره، نخستین آشنایی جدی دکتر جلالی با این استاد گران‌قدر به شمار می‌آمد.

دکتر جلالی ادامه دادند که در پاییز ۱۳۵۷، به دلیل آغاز تظاهرات از ۱۷ شهریور، دانشگاه تهران تعطیل شد و پس از بازگشایی دانشگاه در اسفند همان سال، دکتر اسلامی ندوشن دیگر در دانشکده ادبیات تدریس نمی‌کردند؛ چه به دلیل عدم دعوت و چه به دلایل دیگر.

ایشان با اشاره به فضای سیاسی پس از سال ۱۳۲۰ و به‌ویژه سال ۱۳۵۸، آن سال را «بهار آزادی» در ایران توصیف کردند؛ دوره‌ای که بسیاری از احزاب ممنوعه دوران پیش از انقلاب، از جمله جبهه ملی، دوباره فعالیت خود را آغاز کردند. وی توضیح داد که به دلیل ارتباط مهندس بازرگان با جبهه ملی و حضور دکتر کریم سنجابی به عنوان وزیر امور خارجه دولت موقت، این فضا فراهم شده بود.

دکتر جلالی خاطرنشان کردند که دکتر اسلامی ندوشن در این دوران، فعالیت‌های سیاسی خود را خارج از دانشگاه و از طریق سخنرانی در حزب ملت ایران، وابسته به داریوش فروهر، آغاز کردند. محور سخنان ایشان در این جلسات، دموکراسی و آینده سیاسی ایران بود؛ موضوعاتی که به گفته دکتر جلالی، در آن زمان چندان مورد توجه دانشجویان دانشگاه تهران قرار نمی‌گرفت. علت این امر، به دو قطبی بودن فضای دانشجویی میان انجمن اسلامی و جریان‌های چپ، به‌ویژه چریک‌های فدایی، بازمی‌گشت.

وی در ادامه به فضای دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۸ اشاره کرد و گفت هر یک از گروه‌های سیاسی میزهایی برای معرفی و فروش کتاب‌های خود داشتند، اما جبهه ملی حتی چنین امکانی نیز نداشت و تنها جوانی با چند کتاب و اطلاعیه، در کنار تالار فردوسی به معرفی این جریان می‌پرداخت. در برخی موارد، اطلاعیه‌های سخنرانی دکتر اسلامی ندوشن در حزب ملت ایران نیز توسط همین فرد نصب می‌شد. محل برگزاری این سخنرانی‌ها در ابتدای خیابانی بود که امروز با نام خیابان آزادی شناخته می‌شود.

دکتر جلالی در ادامه به سه ناکامی مهم در زندگی دکتر اسلامی ندوشن اشاره کردند. نخست، فعالیت‌های سیاسی ایشان که به باور دکتر جلالی، به تحقق آرمان‌های مورد نظر دکتر اسلامی نینجامید. دوم، تلاش برای تأسیس «ایران‌سرای فردوسی» با هدف ایجاد مرکزی فرهنگی در توس و برگزاری مراسم سالانه برای بزرگداشت فردوسی که این طرح نیز به نتیجه نرسید. سوم، تأسیس مجله هستی که با وجود تأثیرگذاری قابل توجه در آن دوران، نتوانست به فعالیت خود ادامه دهد. ایشان تأکید کردند که این ناکامی‌ها در کنار کامیابی‌های فراوان دکتر اسلامی ندوشن چندان پررنگ نیست، اما اشاره به آن‌ها در زندگینامه این اندیشمند، ضروری به نظر می‌رسد.

در ادامه، دکتر محمد کمالی ضمن قدردانی ویژه از دکتر جلالی پندری، از نکات ارزشمند مطرح‌شده توسط ایشان تشکر کردند و افزودند که طبق برنامه قرار بود دکتر علی‌اشرف صادقی به صورت مجازی از دماوند به نشست متصل شوند، اما به دلیل اختلال در زیرساخت اینترنت، این امر میسر نشد. بر همین اساس، از استاد حسین مسرت دعوت شد تا سخنان خود را ارائه دهند.

در ادامه نشست، استاد حسین مسرت سخنان خود را آغاز کردند و گفتند: به نام خدا. ضمن تشکر از رشته علوم سیاسی در دانشکده‌ای  که مدیریت آن بر عهده دکتر جعفری ندوشن است، با توجه  به ارزشمند بودن وقت اساتید و حاضران، دو یادداشت کوتاه  آماده کرده‌ام که امیدوارم برای دوستان مفید واقع شود. ایشان در بخش نخست، به معرفی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن پرداختند و بیان کردند: دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، متولد ۳ شهریور ۱۳۰۴ ـ و به نقل از برخی منابع ۳ مهر ۱۳۰۴ ـ و درگذشته ۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ است. وی در طول زندگی علمی و فرهنگی خود حدود ۶۰ عنوان کتاب تألیف و ترجمه کرد. نخستین اثر ایشان ترجمه کتاب پیروزی آینده دموکراسی اثر توماس مان در سال ۱۳۲۸ و آخرین اثر وی کتاب برگریزان در سال ۱۳۹۴ بوده است.

به گفته استاد مسرت، مهم‌ترین یادگار دکتر اسلامی ندوشن، همان‌گونه که دکتر جلالی نیز اشاره کردند، مجله هستی است. دکتر اسلامی تحصیلات دانشگاهی خود را تا مقطع دکتری در رشته حقوق ادامه داد، اما بخش عمده آثار او در حوزه ادبیات، به‌ویژه درباره چهار چهره جاویدان ادب فارسی؛ فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی، متمرکز بوده است. وی سال‌ها در مقاطع مختلف کارشناسی تا دکتری ادبیات فارسی در دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت. استاد مسرت در ادامه، آثار دکتر اسلامی ندوشن را در یک برآورد کلی به شرح زیر دسته‌بندی کردند:

ادبیات: ۱۳ عنوان

شعر: ۱۴ عنوان

داستان: ۲ عنوان

نمایشنامه: ۲ عنوان

اجتماعی: ۱۸ عنوان

تاریخ: ۸ عنوان

سفرنامه: ۴ عنوان

ایشان افزودند: سرشناس‌ترین اثر دکتر اسلامی ندوشن، مجموعه چهارجلدی روزها است که زندگینامه ایشان را از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷ دربر می‌گیرد و از نگارش جلد پنجم آن اطلاعی در دست نیست. شناخته‌شده‌ترین ترجمه ایشان کتاب شور زندگی اثر استون است و از مهم‌ترین آثار ادبی وی که مورد استفاده دانشجویان و پژوهشگران ادبیات قرار دارد، کتاب زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه است.

در بخش دوم سخنان خود، استاد مسرت به معرفی استاد ایرج افشار پرداختند و بیان کردند:

استاد ایرج افشار، زاده ۱۶ مهر ۱۳۰۴ و درگذشته ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ است. وی فرزند دکتر محمود افشار یزدی بود. اگرچه در تهران متولد شد، اما مادر و همسر ایشان یزدی بودند و دلبستگی عمیق او به زادگاه پدری‌اش، موجب نگارش آثار متعدد در حوزه یزدشناسی شد.

ایشان افزودند: شاخص‌ترین اثر استاد افشار در این حوزه، مجموعه دوجلدی یادگاران یزد در سه دفتر است که طی سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۴ تألیف شد و در سال ۱۳۷۴ به چاپ مجدد رسید. این اثر سال‌هاست در دسترس پژوهشگران، به‌ویژه در حوزه معماری، قرار دارد. از دیگر آثار مهم وی در حوزه یزدشناسی، کتاب واژه‌نامه یزدی است.

به گفته استاد مسرت، استاد افشار در طول حدود ۶۰ سال فعالیت مستمر در حوزه ایران‌شناسی، بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب را تألیف، تصحیح و گردآوری کرده است. از خدمات ارزنده وی می‌توان به چاپ مجموعه‌های چندگانه تاریخ یزد شامل تاریخ یزد اثر جعفری، تاریخ جدید یزد اثر احمد کاتب، جامع مفیدی اثر مستوفی بافقی و جامع جعفری اثر نائینی اشاره کرد.

ایشان همچنین خاطرنشان کردند که علاوه بر نگارش ۱۲۳ عنوان اثر در حوزه یزدشناسی، استاد افشار آثار ارزشمند دیگری از جمله جامع‌الخیرات، سعادت‌نامه، دیوان وحشی، فرخ‌نامه، منظومات، یزد در اسناد و یزد (در دو جلد) را نیز به چاپ رسانده است و در پایان، یاد هر دو استاد گرامی را گرامی داشتند.

در ادامه، دکتر محمد کمالی ضمن تشکر از استاد مسرت، با اشاره به همراهی نزدیک ایشان با دکتر اسلامی ندوشن، اظهار کردند که استاد مسرت خود نیز آثار ارزشمندی درباره دکتر اسلامی ندوشن تألیف کرده‌اند.

استاد مسرت در پاسخ بیان کردند: با توجه به محدودیت زمان، بسیاری از مباحث را مطرح نکردم. از جمله، گردآوری دیباچه‌ها و مقدمات آثار دکتر اسلامی ندوشن، مجموعه پنج‌جلدی دیدگاه‌ها که به نقد آثار دیگران درباره دکتر اسلامی اختصاص دارد و کتاب روشن‌تر از روشن که به دلیل مدیریت زمان تنها به آن‌ها اشاره‌ای اجمالی شد.

در پایان این بخش، دکتر کمالی ضمن قدردانی مجدد، تأکید کردند که پرداختن به آثار و اندیشه‌های این دو شخصیت بزرگ، چه در حوزه شناخت‌شناسی و چه در تحلیل نگاه آنان به ایران، امری ضروری است و ابراز امیدواری کردند که دانشجویان حاضر، این حوزه را بیش از پیش مورد تأمل و پژوهش قرار دهند.

ایشان سپس از استاد محمدحسین رافی دعوت کردند تا سخنان خود را ارائه دهند. در ادامه نشست، استاد محمدحسین رافی سخنان خود را چنین آغاز کردند: به نام خدا. فرصتی که در اختیار بنده قرار داده شده،  حدود ده دقیقه است. با توجه به اینکه معلم هستم و به  گفت‌وگو و شرح مباحث علاقه دارم، تلاش می‌کنم در  این زمان محدود، طرح کلی بحثی را ارائه داده و به  یکی از وجوه شخصیتی دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن بپردازم.

مطالبی را به صورت یادداشت آماده کرده‌ام و امیدوارم بتوانم آن‌ها را به اختصار خدمت شما ارائه دهم. ایشان در ادامه با اشاره به بستر تمدنی ایران اظهار داشتند: ایران دارای حوزه‌های تمدنی متعددی است که هر یک ویژگی‌های فرهنگی و فکری خاص خود را دارند. به طور مشخص، دکتر اسلامی ندوشن به دو حوزه تمدنی خراسان و فارس توجه ویژه‌ای داشته است. در دل این دو حوزه تمدنی، دو حوزه ادبی نیز شکل گرفته‌اند: حوزه ادبی خراسان بزرگ و حوزه ادبی فارس. استاد رافی افزودند: دکتر اسلامی ندوشن در کتابی با عنوان چهار سخنگوی بزرگ ایرانی به این موضوع پرداخته و چهار چهره برجسته ادب فارسی را معرفی کرده است؛ دو تن از آنان، مولوی و خیام، متعلق به حوزه تمدنی خراسان بزرگ و دو تن دیگر، سعدی و حافظ، متعلق به حوزه تمدنی فارس هستند. از نگاه دکتر اسلامی، خیام نماینده نوعی از تفکر ایرانی است، اما لزوماً سخنگوی وجدان جمعی ایرانیان به شمار نمی‌آید. وی در ادامه به ویژگی‌های ادبی این دو حوزه اشاره کرد و گفت:

در حوزه خراسان، بیهقی به عنوان نماد نثر فاخر و زیبا شناخته می‌شود و در حوزه فارس نیز نویسندگانی ظهور کرده‌اند که زیباترین نثر فارسی را در قرن ششم هجری، در قالب آثار مفصل و چندجلدی، ارائه داده‌اند. در هر یک از این دو حوزه تمدنی و ادبی، شخصیت‌هایی پدید آمده‌اند که از اهمیت و تأثیرگذاری بالایی برخوردارند.

استاد رافی با اشاره به جایگاه یزد تصریح کردند: یزد را می‌توان به عنوان بخشی از حوزه تمدنی فارس در نظر گرفت. موقعیت جغرافیایی زادگاه دکتر اسلامی ندوشن که در مرز سه استان یزد، اصفهان و فارس قرار دارد، نقش مهمی در شکل‌گیری شخصیت فرهنگی، فکری و هویتی ایشان ایفا کرده است. در پایان، استاد رافی به یکی از ویژگی‌های مشترک دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن و استاد ایرج افشار یزدی اشاره کردند و گفتند: هر دو این اندیشمندان در آثار خود به عفت کلام و پاکیزگی بیان پایبند بودند؛ ویژگی‌ای که ریشه در سنت ادبی ایران دارد و آنان آن را از فردوسی بزرگ الگو گرفته‌اند.

در ادامه نشست، دکتر محمد کمالی ضمن تشکر از استاد محمدحسین رافی، اظهار داشتند:

نکات بسیار ارزشمندی درباره شخصیت و اندیشه دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن مطرح شد که به‌خوبی با فضای فکری و آثار ایشان هم‌خوانی داشت. در همین راستا، مستند کوتاهی با عنوان روزها آماده شده است که ارتباط مستقیمی با مباحث مطرح‌شده دارد و بخشی از اندیشه‌ها و نگاه دکتر اسلامی ندوشن را از زبان خود ایشان بازتاب می‌دهد.

پس از آن، بخش‌هایی از این مستند برای حاضران پخش شد که در آن، دکتر اسلامی ندوشن چنین می‌گوید: در کتاب‌های مدرسه ابتدایی، یکی دو قطعه از شاهنامه  بود که نخستین آشنایی مرا با این اثر بزرگ رقم زد؛ شعرهایی شگفت، جهانی متفاوت، جنگ‌ها، شاهان و پهلوانان.  شعرها آن‌چنان پرصلابت و نیرومند بودند که در آغاز توان  درک کامل آن‌ها را نداشتم، با این حال هیجانی در من پدید آمد  که هرگز نظیری برای آن نیافته‌ام.

با آمدن شاهنامه، سرنوشت ایران به این کتاب پیوند خورد. از آن پس، ایران آفتابی بی‌غروب شد؛ هرچند گاه کم‌فروغ یا ابرآلود، اما هرگز به غروب ننشست. درخت اندیشه ایرانی با آفرینش شاهنامه به بار نشست و هر آنچه گفتنی بود، در این کتاب گفته شد. ایران که تا آن زمان بیدی لرزان بود، با شاهنامه به سروی برومند و همیشه‌سبز بدل گشت.

اگر حصارهای جغرافیایی فرو ریخت، حصاری فرهنگی پیرامون ایران شکل گرفت. حافظ، مجموعه غم‌نامه و امیدنامه ایران را به ما سپرد و گفت بنگرید بر شما چه گذشته است و در عین حال نوید داد که «کلبه احزان شود روزی گلستان، غم مخور».

ایران اوج اندیشه خود را در کلام عرفانی متجلی ساخت؛ آنگاه که نتوانست جهان بیرون را به دلخواه خود شکل دهد، کوشید جهانی دلخواه را در درون بیافریند؛ جهانی که در آن مرزها رنگ می‌بازند، دیوارها فرو می‌ریزند و باغ سبز عشق در پهنه‌ای بی‌انتها جلوه‌گر می‌شود.

این پرسش که چگونه در جهان باستان، پنج قرن پیش از میلاد، امپراتوری بزرگی چون شاهنشاهی هخامنشی پدید آمد و به نخستین امپراتوری جهانی بدل شد، همواره موجب شگفتی تاریخ‌نگاران بوده است. یکی از دلایل را باید در ویژگی‌های ذاتی ایرانیان جست‌وجو کرد؛ از جمله نیروی بدنی، انضباط، پشتکار، اراده و بلندپروازی. شخصیت کوروش نیز در این میان نقش مهمی داشت؛ او نوعی جهان‌مداری انسانی را بنیان نهاد. شعار ایران، اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بوده است.

پس از پخش مستند، دکتر کمالی بار دیگر سخن گفتند و تأکید کردند: یکی از آثار برجسته و ایده‌های خاص دکتر اسلامی ندوشن، بحث «ایران و تنهایی‌اش» است که با استدلالی منسجم و زبانی ادبی، موجز و مسجع ـ نزدیک به سبک سعدی ـ مطرح شده است. این اثر می‌تواند به‌عنوان مبنایی تحلیلی برای شناخت ایران مورد توجه قرار گیرد و حتی در کنار نظریه ایران‌شهری دکتر سیدجواد طباطبایی، زمینه‌ای برای مقایسه و تأمل فراهم آورد. دکتر اسلامی ندوشن پیوستگی تاریخی ایران را به قناتی تشبیه می‌کند که در طول تاریخ جاری بوده و تا امروز امتداد یافته است. در ادامه این بخش، دکتر کمالی از دکتر ابوالفضل مرشدی دعوت کردند تا سخنان خود را ارائه دهند. در ادامه نشست، دکتر ابوالفضل مرشدی سخنان خود را چنین آغاز کردند:

با نام و یاد خدا. سلام و عرض ادب خدمت همه عزیزان  حاضر در این جمع. بسیار خرسندم که در میان شما بزرگواران  حضور دارم و افتخار دارم چند دقیقه‌ای درباره دو استاد بزرگ و  استوار فرهنگ ایران سخن بگویم.

ایشان در ادامه اظهار داشتند: زمانی که از بنده برای حضور در این نشست دعوت شد، عرض کردم که هر یک از این دو بزرگوار، استاد ایرج افشار و دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، از چنان جایگاه والایی در فرهنگ ایران برخوردارند که پرداختن به شخصیت و آثارشان در یک نشست دو ساعته نمی‌گنجد. حتی پیشنهاد کردم برای هر یک از این اساتید، دست‌کم یک سمینار نیم‌روزه برگزار شود تا به‌طور شایسته مورد بررسی قرار گیرند. با این حال، از همه عزیزانی که در برگزاری این مراسم نقش داشتند صمیمانه تشکر می‌کنم و حسن سلیقه برگزارکنندگان را می‌ستایم.

دکتر مرشدی با تأکید بر ضرورت آشنایی نسل جوان با این چهره‌ها افزودند: واقعاً حیف است که نسل جوان ما به اندازه کافی با این دو بزرگ فرهنگ ایران آشنا نباشد و از اندیشه‌ها و آثار آنان بهره‌مند نشود. جایی خوانده بودم که چرا درباره ایرج افشار کمتر از عنوان «استاد» استفاده می‌شود و چرا نام اسلامی ندوشن اغلب بدون لقب بیان می‌شود. یکی از بزرگان در این‌باره تعبیر زیبایی داشت و می‌گفت: این افراد خود تجسم معنای استاد هستند؛ کسانی که نیازی به القاب ندارند، چرا که خودشان به واژه‌هایی چون «استاد» و «دکتر» شرف و منزلت می‌بخشند، نه برعکس.

ایشان در ادامه به تجربه شخصی خود اشاره کردند و گفتند: چند سال پیش، در ایام نوروز، فرصت یافتم چهار جلد کتاب روزها اثر دکتر اسلامی ندوشن را مطالعه کنم. این تجربه برای من بسیار آموزنده بود و آن ایام همچنان به‌عنوان عیدی پربار و ماندگار در ذهنم باقی مانده است. همه آثار دکتر اسلامی ندوشن خواندنی‌اند، اما روزها به دلیل روایت داستان‌گونه و شرح زندگی شخصی و فکری نویسنده، جایگاه ویژه‌ای دارد. مطالعه این اثر، خواننده را با شخصیت‌ها و اندیشه‌های اسلامی ندوشن آشنا می‌کند و مطالعه آن را به همه عزیزان، به‌ویژه دانشجویان، توصیه می‌کنم.

دکتر مرشدی افزودند: حاصل این مطالعه، نگارش مقاله‌ای با عنوان «سیمای فرهنگی ایران و یزد در کتاب روزهای اسلامی ندوشن» بود که در مجله فرهنگ یزد منتشر شد و در آن کوشیدم روایتی از شخصیت و اندیشه این متفکر بزرگ ارائه دهم. ایشان سپس به نکاتی اشاره کردند که به باور ایشان، امروز می‌توان از اندیشه و سلوک علمی این دو استاد آموخت و گفتند: نخستین نکته، مسئله ایران است. هم ایرج افشار و هم اسلامی ندوشن تنها از ایران سخن نمی‌گفتند، بلکه در عمل نشان دادند که ایران در جان و عمق وجودشان ریشه دوانده بود و با ذره‌ذره وجودشان گره خورده بود. آثار برجای‌مانده از آنان گواهی روشن بر این دلبستگی عمیق است. نکته دوم، اهمیت ریشه‌هاست. هر دو استاد بر این باور بودند که پرداختن به ریشه‌ها ضروری است. اگرچه دنیای امروز به دلایل گوناگون ما را از ریشه‌ها دور می‌کند، اما از نگاه آنان، هر آینده‌ای که برای ایران متصور باشیم، مستلزم بازگشت آگاهانه به گذشته و شناخت ریشه‌هاست. این ریشه‌ها نه‌تنها مانع توسعه نیستند، بلکه اگر درست فهمیده شوند، می‌توانند سکوی پرتابی برای رسیدن به آینده‌ای مطلوب باشند. دکتر مرشدی در همین زمینه به سخنی از دکتر اسلامی ندوشن اشاره کردند که ایران را «خزانه یادگارها» می‌داند و افزودند: همان‌گونه که انسان بدون خاطره و یاد گذشته، هویت خود را از دست می‌دهد، یک سرزمین نیز اگر خزانه یادگارهایش را فراموش کند، راهی برای آینده نخواهد داشت.

ایشان ویژگی مشترک دیگر این دو اندیشمند را «خودساختگی» دانستند و اظهار داشتند: به باور من، ایرج افشار و اسلامی ندوشن نمونه‌های بارز انسان‌های خودساخته‌اند. خود بنده نیز در پژوهشی با همکاری یکی از همکارانم، به مفهوم «سازگاری فعالانه» پرداخته‌ام و این دو استاد، تجلی عینی چنین رویکردی هستند. اسلامی ندوشن در حوزه حقوق و تاریخ ادبیات و ایرج افشار در عرصه ایران‌شناسی، با تلاش مستمر و پیگیر، آثاری ماندگار از خود بر جای گذاشتند.

دکتر مرشدی افزودند: این دو شخصیت، مصداق افرادی بودند که با رویکرد «آهسته و پیوسته» کار کردند و نتیجه آن، آثار اصیل و ماندگاری است که امروز در اختیار ماست. آنان همچنین نماد مسالمت‌جویی و میانه‌روی بودند؛ مفهومی ریشه‌دار در خرد ایرانی و به‌ویژه خرد کهن، که در اندیشه و رفتار این دو استاد به‌روشنی دیده می‌شود.

ایشان در پایان خاطرنشان کردند: تعادل، یکی از مفاهیم محوری در آثار و سلوک این دو اندیشمند است؛ تعادل میان علم و معنا، سنت و تجدد، وطن‌دوستی و نگاه جهانی، و نیز میان فرهنگ و اقتصاد. این نگاه متعادل، به‌ویژه برای کشوری چون ایران با پیشینه‌ای عمیق و سنت‌هایی متنوع، می‌تواند راهگشای شکل‌گیری نوعی مدرنیته ریشه‌دار باشد. نکاتی که بیان شد، درس‌هایی است که می‌توانیم از این دو استاد بزرگ بیاموزیم. امیدوارم همواره شاد و خرم باشید.

در پایان نشست، دکتر محمد کمالی ضمن تشکر ویژه از دکتر مرشدی، ایشان را از دوستداران ایران دانستند و با قدردانی از مطالب ارزشمند مطرح‌شده، از دکتر قاسمی خواستند نکات خود را  مطرح کنند.

در ادامه نشست، دکتر قاسمی با قرائت بیتی از فردوسی، سخنان خود را آغاز کرد و ضمن قدردانی از حضار و برگزارکنندگان، به اهمیت حضور دانشجویان علوم سیاسی در نشست اشاره کرد. وی توضیح داد که با وجود الزام به حضور در کلاس درس، به دلیل حساسیت موضوع و نقش مخاطبان در فهم ایرانیت، حضور در این مراسم را ضروری دانسته است.

دکتر قاسمی با تأکید بر شرایط خاص جهان معاصر، توضیح داد  که بازیابی روایت کلان و معاصر از تاریخ ایران، کاری پیچیدهو دشوار است و هرگونه بازاندیشی در امر کلی، متأثر از ادبیات  و تجربه جهان امروز است. او گفت در جهان معاصر، امر کلی  غالباً در ساحت سیاسی تفسیر می‌شود و به همین دلیل بسیاری از اندیشمندانی که امروزه به ایده ایرانیت می‌اندیشند، از متخصصان علوم سیاسی هستند.

وی افزود، هرچند دکتر اسلامی ندوشن و استاد ایرج افشار حوزه تخصصی یا علاقه مستقیم به علوم سیاسی نداشتند، اما آثار و ایده‌های آنها درباره ایران و ایرانیت، در ساحت علوم سیاسی قابل فهم و قابل استفاده است. دکتر قاسمی اشاره کرد که مواجهه با تاریخ و معاصریت در ایران اغلب با دوگانگی مواجه است؛ از یک سو، ایران تاریخی و سنتی و از سوی دیگر، معاصریت جهان غربی، و ایجاد تعادل میان این دو، کاری دشوار اما ضروری است.

برای توضیح این نسبت، دکتر قاسمی تمثیل قنات را به کار برد و گفت همان‌گونه که حفر قنات در زیر زمین نیازمند چراغ راهنماست، اندیشه و آثار اسلامی ندوشن و ایرج افشار نیز چراغ‌هایی هستند که مسیر حرکت ایران در تاریخ معاصر را روشن می‌کنند. به گفته وی، این دو بزرگوار تاریخ و معاصریت را در اندیشه خود پیوند زده‌اند و ایران را نه به‌مثابه یک مکان جغرافیایی، بلکه واقعیتی تاریخی و زنده تبیین کرده‌اند.

دکتر قاسمی همچنین تفاوت نگاه این دو استاد را تشریح کرد؛ به گفته او، استاد ایرج افشار دارای نگاهی دقیق و جزئی‌نگر به ایرانیت بود و هر رخداد مرتبط با فرهنگ و هویت ایرانی را ثبت و شرح می‌داد، در حالی که دکتر اسلامی ندوشن به تصویر کلان و جامع ایرانیت می‌پرداخت و جزئیات را کمتر مورد توجه قرار می‌داد. وی تأکید کرد که ترکیب این دو نگاه، ضرورتی اساسی برای فهم و نجات ایرانیت در جهان معاصر است.

وی در پایان سخنان خود به دانشجویان و دانشگاهیان توصیه کرد که تاریخ ایران و اصالت فرهنگی آن نباید صرفاً در گذشته باقی بماند، زیرا در این صورت ماهیتی موزه‌ای پیدا می‌کند و اثری در زندگی امروز نخواهد داشت. دکتر قاسمی یادآور شد که آثار اسلامی ندوشن و ایرج افشار چراغ‌هایی هستند که پشت سر ما قرار دارند و مسیر حرکت آینده را روشن می‌کنند، نه چیزی که جلوی روی ما قرار گیرد؛ این چراغ‌ها پشتیبان ما در ساختن جهان آینده خواهند بود و راهنمای حرکت در مسیر ایرانیت معاصر محسوب می‌شوند.

در ادامه نشست، دکتر کمالی با تشکر از جناب دکتر قاسمی ، ضمن تقدیر از مطالب غنی ایشان،و فرمودند در خدمت سخنان دکتر قاسمی مقدم هستیم.

دکتر قاسمی مقدم نیز با ابراز خوشحالی از حضور در جمع فرهیختگان، ضمن قدردانی از بیانات ارزشمند اساتید پیشین، به تحلیل ابعاد حقوقی و فرهنگی آثار دکتر اسلامی ندوشن و استاد ایرج افشار پرداخت.

وی با تأکید بر اینکه این دو استاد، علاوه بر جایگاه فرهنگی  و ایران‌دوستی، حقوق‌دانانی برجسته بودند، گفت که نگاه حقوقی  آنها صرفاً تقدم زمانی نبوده و در آثارشان جلوه‌های حقوقی،  به ویژه حقوق بشر و حق آزادی، کاملاً مشهود است.

دکتر قاسمی مقدم اشاره کرد که دکتر اسلامی ندوشن در کتاب‌هایی مانند «ذکر مناقب حقوق بشر در جهان سوم» و «ایران را از یاد نبریم» نشان داده است که ایران نه تنها ظرف ملی برای ایجاد نظام حقوقی است، بلکه بستر فکری و فرهنگی آن سهمی در بنیان‌های حقوقی جهان دارد.

وی با بیان نمونه‌هایی از آثار اسلامی ندوشن توضیح داد که در فرهنگ ایرانی، اصولی مانند وحدت و برابری حقوق بشر از طریق آثار بزرگان ادب و علم فارسی مشهود است. به گفته دکتر قاسمی مقدم ، دکتر اسلامی ندوشن بر جایگاه خرد در علم و ادب فارسی تأکید داشته و این دیدگاه، بنیان‌های حقوقی انسانی را در فرهنگ ایرانی بازتاب می‌دهد.

دکتر قاسمی مقدم همچنین به همبستگی ملی و فرهنگی به عنوان یکی از دغدغه‌های دکتر اسلامی ندوشن اشاره کرد و گفت: «دغدغه‌های استاد ندوشن در رابطه با ایران را می‌توان از مسیر ایجاد همبستگی فرهنگی در ایران بزرگ دنبال کرد.» وی افزود که این نگرش نشان‌دهنده بنیان‌های فکری برای شکل‌گیری نظام حقوقی ایرانی است و تأکید کرد که حقوق ملی بدون همبستگی فرهنگی امکان‌پذیر نیست.

وی در پایان سخنان خود تصریح کرد که آثار این دو استاد، هم در سطح ملی و هم در سطح جهانی، نشانگر ارتباط میان حقوق، فرهنگ و ایران‌دوستی است و راه بسیاری باقی مانده تا این آموزه‌ها در عمل به حقوق‌سازی مدرن ایرانی منجر شود. دکتر قاسمی مقدم ضمن آرزوی موفقیت برای حضار، بر اهمیت ادامه مسیر حقوقی و فرهنگی استادان تأکید کرد.

در ادامه نشست، دکتر کمالی ضمن قدردانی از دکتر قاسمی مقدم، به حضار اعلام کرد که دکتر صادقی نیز به دلیل محدودیت‌های زیرساخت اینترنتی، از طریق تماس تلفنی در جمع حاضر است. دکتر کمالی با معرفی ایشان، زمینه را برای ارائه نکات دکتر صادقی فراهم کرد و گفتند که حدود ده دقیقه در اختیار ایشان است.

دکتر صادقی ضمن سلام و عرض ادب به حضار و شنوندگان، به تشریح ابعاد فعالیت‌های استاد ایرج افشار پرداخت و ایشان را یکی از بزرگ‌ترین چهره‌های فرهنگی ایران معرفی کرد. دکتر صادقی با اشاره به تلاش‌های بی‌وقفه ایرج افشار در خدمت به فرهنگ، زبان، ادب، تاریخ و جغرافیای ایران، گفت که آثار متعدد ایشان از همان دوران جوانی آغاز شد و با همکاری در مجلاتی مانند «آینده» و «جهان نو» ادامه یافت.

وی افزود که ایرج افشار در دهه بیست با مجله‌ی «جهان نو» و پس از آن با مجلات مختلف ادبی و تحقیقاتی همکاری کرد و به تدریج خود به راه‌اندازی مجلاتی پرداخت. دکتر صادقی  خاطرنشان کرد که علاقه افشار به اطلاع‌رسانی در زمینه کتاب و فرهنگ ایرانی باعث شد تا نخستین مجله‌هایش، مانند «مجله‌ی سخن» و  سپس «مجله‌ی راهنمای کتاب»، به انتشار کتاب‌ها و اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان اختصاص یابد.

دکتر صادقی با بیان سابقه تاسیس «مجله راهنمای کتاب» توسط ایرج افشار و احسان یارشاطر، توضیح داد که پس از مهاجرت یارشاطر، افشار یک تنه این مجله را به مدت ۲۱ سال منتشر کرد و نقش مهمی در معرفی کتاب‌ها و متون ایران‌شناسی داشت تا نخست انقلاب اسلامی و تعطیلی مجلات در سال ۱۳۵۷.وی همچنین به تخصص‌های افشار اشاره کرد؛ از جمله پژوهش در دوره قاجار و چاپ و تحقیق درباره رجال، سفرنامه‌ها و متون ادبی کهن ایران. دکتر صادقی گفت که افشار حتی آثاری را که خارج از کشور چاپ شده یا ناقص بودند، با تحقیقات گسترده کامل کرده و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است. نمونه‌هایی از این آثار شامل «اسکندرنامه» و «خواب‌گذاری» بوده است.

دکتر صادقی در پایان سخنان خود، یاد و خاطره استاد ایرج افشار و پدر بزرگوار ایشان را گرامی داشت و افزود که خانه پدری افشار به سالن سخنرانی و اجتماعات فرهنگی تبدیل شده و هر ساله جوایز علمی به کسانی که در حوزه زبان و ادبیات فارسی فعالیت دارند اهدا می‌شود.

دکتر کمالی در خاتمه با تشکر از دکتر صادقی، فیض بردن از مطالب ایشان را یادآور شد و با آرزوی سلامتی و موفقیت برای ایشان، نشست تلفنی را به پایان رساند.

در پایان نشست، دکتر جعفری ضمن تشکر از حضار، تاکید کرد که هدف اصلی جلسه،  آشنایی دانشجویان علوم سیاسی با نظریات و اندیشه‌های دو استاد بزرگوار، ایرج افشار و دکتر اسلامی ندوشن بود. وی با اشاره به روند روشن‌فکری در ایران گفت که تاریخ نشان  می‌دهد جریان‌های روشنفکری در کشور ما اغلب حول محور ایران متمرکز نبوده‌اند؛ نه جریان چپ پیش از انقلاب و نه جریان روشنفکری دینی پس از انقلاب.

دکتر جعفری توضیح داد که جریان روشنفکری چپ بیشتر به دنبال گسترش اندیشه‌های سوسیالیسم و امپریالیسم جهانی بود و ایران برای آنها اهمیت چندانی نداشت، و جریان روشنفکری دینی نیز محوریت ایران را در دستور کار خود قرار نداده بود. وی افزود که تنها در انقلاب مشروطه، مفهوم ایران و ایرانیت بر سایر افکار غلبه یافت و اگر مشروطه با شکست مواجه شد، علت آن از بین رفتن محوریت ایران در اندیشه‌های حاکم بوده است.

به گفته دکتر جعفری، بعد از سال ۱۳۲۰ و با ظهور حزب توده، این ایده اساسی که می‌توانست ایران مدرن را بر پایه سنت ایرانی بنا کند، به حاشیه رانده شد. در این شرایط، استادانی مانند ایرج افشار و دکتر اسلامی ندوشن و دیگر ایران‌دوستان، با قلم زدن و آثار خود، تلاش کردند محوریت ایران را زنده نگه دارند. وی افزود که این استادان اگر یک قرن برای ایران قلم زدند، به این دلیل بوده که باور داشتند ایران با ایده‌ی اساسی ایرانیت باقی خواهد ماند.

دکتر جعفری در پایان ابراز امیدواری کرد که این جلسه بتواند انگیزه‌ای برای ترویج این ایده در دانشگاه ایجاد کند و یادآور شد که دانشگاه زمانی موفق است که در مطالعات و پژوهش‌های خود بر محور ایران و ایرانیت تمرکز داشته باشد. او با این سخنان، نشست را به پایان رساند.

در جمع‌بندی پایانی، دکتر کمالی ضمن تقدیر از حضور همه حضار و سخنرانان، تاکید کرد که نام ایران با نام دو استاد بزرگوار، ایرج افشار و دکتر اسلامی ندوشن پیوند خورده است. به گفته دکتر کمالی، ایران به تعبیر اسلامی ندوشن مانند یک قنات است که پناهگاه ملت محسوب می‌شود و همانند ققنوس ممکن است در طول تاریخ دچار آسیب، آتش و خاکستر شود، اما همواره دوباره سرپا ایستاده و تجدید حیات می‌کند؛ روایتی که در ادوار مختلف تاریخ کشورمان به روشنی نشان داده شده است.

وی همچنین از تلاش‌های انجمن علوم سیاسی برای برگزاری این جلسه تشکر کرد و با قدردانی از تمامی سخنرانان و شرکت‌کنندگان، پایان رسمی نشست را اعلام نمود.

در پایان این نشست، سخنان اساتید چون چراغ‌هایی بودند در مسیر تاریخ و فرهنگ ایران، چراغ‌هایی که راه را برای نسل جوان روشن کردند و یادآور شدند که ایران، همچون قنات پرآب و پرعظمت، همیشه زنده و جاری است؛ اگرچه گاهی از باد و آتش و گذر زمان خسته شود، اما باز سرپا و پابرجا برمی‌خیزد.

گزارشگران: زهرا امیرطاهری افشار/فرزانه گرجی

عکاس: وحیدرضا زارع بیدکی

درباره نویسنده

مریم حسین زاده هنزایی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *