ائتلاف مکه در باتلاق یمن: چرا هیچکس نمیخواهد وارد این جنگ شود؟
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی که در سال ۲۰۱۵ با هدف بازگرداندن دولت به قدرت در یمن شکل گرفت، امروز پس از یازده سال به یکی از ناکامترین پروژههای نظامی...
مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی که در سال ۲۰۱۵ با هدف بازگرداندن دولت به قدرت در یمن شکل گرفت، امروز پس از یازده سال به یکی از ناکامترین پروژههای نظامی منطقه تبدیل شده است. این ائتلاف نهتنها نتوانست انصارالله را شکست دهد، بلکه با فروپاشی جبهه داخلی خود و امتناع متحدان بینالمللی از پیوستن به آن، ریاض را در یک بنبست استراتژیک عمیق قرار داده است.
فروپاشی میدانی؛ از مخا تا بابالمندب
آخرین ضربه به ائتلاف سعودی، سقوط سریع مواضع نیروهای مورد حمایت ریاض در ساحل غربی یمن بود. نیروهای انصارالله توانستند حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از شش شهرستان در استانهای تعز و الحدیده را تصرف کنند و شهرهای راهبردی مخا و ذباب و جزایر مهم دریای سرخ را به کنترل خود درآورند. این پیشروی، یکی از حساسترین گلوگاههای تجارت جهانی یعنی تنگه بابالمندب را در اختیار نیروهای همسو با صنعا قرار داده است.
فرماندهی ائتلاف از ابتدا با یک مشکل ساختاری روبهرو بود: این جبهه مجموعهای ناهمگون از گروههای وابسته به حامیان و فرماندهان مختلف بود. نیروهای طارق صالح، تیپهای غولهای جنوبی و عناصر مرتبط با حزب اصلاح، اهداف و وفاداریهای یکسانی نداشتند و همین چندپارگی، عقبنشینی را به فروپاشی کامل تبدیل کرد. گزارشها حاکی از آن است که در کمتر از یک هفته بیش از ۱۰۰ هزار نفر از این نیروها کشته، فراری یا تسلیم شدند. در ائتلاف تحت رهبری عربستان هیچ همبستگی سیاسی دیده نمیشود و فرماندهی یکپارچهای وجود ندارد.
شکست استراتژیک؛ وقتی ائتلافسازی به استیصال تبدیل میشود
ریاض در ماههای اخیر تلاش کرد با دعوت از نزدیک به ۵۰ کشور برای شرکت در یک نشست نظامی در ریاض، ائتلافی جدید علیه یمن تشکیل دهد. اما برخلاف انتظارات، این ائتلاف پیش از آنکه شکل بگیرد، فروپاشید و جز بقایای شبهنظامیان پراکنده در یمن و سودان، چیزی از آن باقی نماند. عربستان حتی از آمریکا و انگلیس درخواست مداخله مستقیم کرد، اما پاسخ منفی دریافت کرد. این شکست در یارگیری، عمق انزوای ریاض را آشکار میکند.

چرا هیچ کشوری وارد این جنگ نمیشود؟
۱. قدرت بازدارندگی انصارالله: یمنیها در سالهای اخیر توانایی خود را برای هدف قرار دادن هر کشتی در خاورمیانه به اثبات رساندهاند. این توانمندی، حتی قدرتهای بزرگی چون آمریکا و بریتانیا را از رویارویی مستقیم بازداشته و کشورهای اروپایی نیز از تجربه «جهنم یمنی» در بابالمندب و دریای سرخ درس گرفتهاند. انصارالله اکنون دارای موشکهای بالستیک، کروز و پهپادهایی است که میتواند تا کشورهای خلیج فارس و اسرائیل برسد.
۲. امتناع آمریکا؛ محاسبات انتخاباتی و کمبود مهمات: دونالد ترامپ از ورود به جنگ مستقیم در یمن خودداری کرده است. این امتناع ناشی از عدم آمادگی ارتش آمریکا برای باز کردن جبهه جدید، کمبود شدید مهمات و موشکها، و نارضایتی و روحیه پایین سربازان است. علاوه بر این، نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، ترامپ را با این دوگانه روبهرو کرده که نمیخواهد شاهد باز شدن جبهه جدیدی در خاورمیانه باشند.
۳. پیمان مکه؛ توافقی که فعال نشد: پیمان دفاع مشترک مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه که قرار بود در صورت تجاوز به هر یک از اعضا، سایرین وارد عمل شوند، در عمل فعال نشد. پاکستان صراحتاً اعلام کرد که در حال حاضر هیچ بحثی درباره اقدام نظامی در چارچوب این پیمان در دستور کار ندارد. محدودیتهای ساختاری پاکستان از جمله مرز طولانی با ایران و سیاست داخلی پیچیده مذهبی، هرگونه ماجراجویی نظامی را برای اسلامآباد پرهزینه میکند.
۴. رقابت پنهان ابوظبی و ریاض: یکی از عوامل کلیدی در ناکامی ائتلافسازی، رقابت امارات متحده عربی با عربستان است. امارات که خود از ستونهای اصلی ائتلاف اولیه بود، اکنون به عنوان یک «ائتلاف قوی موازی» عمل میکند و با نقش رهبری عربستان در منطقه مخالف است. این رقابت پنهان، اعتماد کشورهای منطقه به اثربخشی هر ائتلاف جدید تحت رهبری ریاض را تضعیف کرده است.
نتیجهگیری
ائتلاف مکه در یمن نه تنها به اهداف اعلامی خود نرسید، بلکه به نمادی از شکست استراتژیک عربستان سعودی تبدیل شده است. ترکیب قدرت بازدارندگی انصارالله، امتناع قدرتهای بزرگ از مداخله، اختلافات درونی ائتلاف، و رقابتهای منطقهای، فضایی ایجاد کرده که هیچ کشوری حاضر نیست هزینه ورود به این باتلاق را بپردازد. ریاض اکنون ناچار است به جای پیروزی نظامی، به دنبال راهحلی دیپلماتیک برای خروج آبرومندانه از جنگی باشد که هر روز هزینههای اقتصادی و امنیتی آن بر اقتصاد نفتی این کشور سنگینتر میشود.