داکا در حال تغییر است؛ چگونه گسترش شهر، سیمای طبیعی یک کلانشهر را دگرگون کرد؟
فرزانه جعفری همبری، توانانیوز ـ گسترش شهرها فقط به افزایش ساختمانها، جادهها و جمعیت محدود نمیشود؛ این فرایند میتواند ساختار طبیعی زمین را نیز تغییر دهد. هنگامی که زمینهای کشاورزی،...
فرزانه جعفری همبری، توانانیوز ـ گسترش شهرها فقط به افزایش ساختمانها، جادهها و جمعیت محدود نمیشود؛ این فرایند میتواند ساختار طبیعی زمین را نیز تغییر دهد. هنگامی که زمینهای کشاورزی، پوشش گیاهی و پهنههای آبی جای خود را به سطوح ساختمانی و آسفالت میدهند، تعادل حرارتی و چرخه آب در محیط شهری دستخوش تغییر میشود.
داکا، پایتخت بنگلادش، نمونهای قابلتوجه از این دگرگونی است. رشد سریع ساختوساز در این شهر طی چند دهه گذشته، پرسش مهمی را پیش روی جغرافیدانان قرار داده است: توسعه کالبدی شهر چگونه بر دمای سطح زمین و کیفیت محیط شهری تأثیر میگذارد؟
بررسی ۳۴ سال تغییرات شهری با تصاویر ماهوارهای
مطالعهای منتشرشده در اکتبر ۲۰۲۶ در نشریه علمی Discover Geoscience، تغییرات کاربری و پوشش زمین و شدت جزیره حرارتی سطحی را در محدوده شهری داکا طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ بررسی کرده است.
پژوهشگران با استفاده از تصاویر چندزمانه ماهواره لندست و تحلیل دادههای مکانی، تغییرات پوشش زمین را با روند دمای سطح زمین مقایسه کردند. نتایج نشان میدهد که در دوره بررسیشده:
• وسعت اراضی شهری حدود ۱۹۴٫۵۴ درصد افزایش یافته است.
• پوشش گیاهی حدود ۴۵٫۹۹ درصد کاهش یافته است.
• پهنههای آبی حدود ۷۵٫۵۷ درصد کاهش یافتهاند.
• در سال ۲۰۲۴، مناطقی با دمای سطح زمین بیش از ۴۰ درجه سانتیگراد، حدود ۷۰٫۰۶ درصد از محدوده بررسیشده را تشکیل میدادند.
این ارقام بیانگر تغییر گسترده سیمای زمین در داکا هستند. بااینحال، باید توجه داشت که دمای سطح زمین اندازهگیریشده از ماهواره با دمای هوای نزدیک سطح زمین یکسان نیست و این نتایج به محدوده و روش مطالعه مربوط میشوند.
چرا گسترش شهر باعث افزایش دمای سطح زمین میشود؟
سطوح طبیعی و ساختهشده رفتار حرارتی متفاوتی دارند. پوشش گیاهی با ایجاد سایه و تبخیر و تعرق، بخشی از انرژی دریافتی را به فرایندهای زیستی و تبخیر آب اختصاص میدهد. پهنههای آبی نیز از طریق ظرفیت حرارتی آب و تبخیر میتوانند بر شرایط حرارتی محیط اثر بگذارند.
در مقابل، سطوحی مانند بتن، آسفالت و برخی مصالح ساختمانی انرژی خورشیدی را جذب و ذخیره میکنند. این سطوح، بسته به ویژگیهای فیزیکی و شرایط محیطی، میتوانند دمای بالاتری نسبت به مناطق پوشیده از گیاه ایجاد کنند.

هنگامی که ساختوساز گسترش مییابد و پوشش طبیعی کاهش پیدا میکند، توازن میان دریافت، ذخیره و انتقال انرژی تغییر میکند. در نتیجه، ممکن است بخشهای وسیعتری از شهر با دمای بالای سطح زمین مواجه شوند.
البته شدت این تغییرات به عوامل دیگری مانند تراکم ساختمانها، ارتفاع بناها، جریان باد، رطوبت، فصل و ویژگیهای اقلیمی منطقه نیز بستگی دارد.
از دست رفتن پهنههای آبی؛ مسئلهای فراتر از گرما
کاهش پهنههای آبی در داکا فقط از منظر افزایش دما اهمیت ندارد. آبراههها، تالابها و سایر فضاهای آبی میتوانند در زهکشی طبیعی، ذخیره موقت رواناب و تعدیل شرایط محیطی نقش داشته باشند.
با کاهش این پهنهها و افزایش سطوح نفوذناپذیر، امکان نفوذ آب باران به زمین محدود میشود و در صورت ناکافیبودن ظرفیت شبکه زهکشی، خطر آبگرفتگی در برخی مناطق افزایش مییابد.
از دیدگاه جغرافیای شهری، این موضوع اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تغییر کاربری زمین میتواند چند مسئله را بهصورت همزمان تشدید کند. منطقهای که پوشش گیاهی و آبهای سطحی خود را از دست میدهد، ممکن است علاوه بر تغییر شرایط حرارتی، با مشکلات مدیریت رواناب نیز روبهرو شود.
بااینحال، برای تعیین میزان اثرگذاری کاهش پهنههای آبی بر سیلابهای داکا، باید اطلاعات مربوط به بارش، توپوگرافی، شبکه زهکشی و توسعه کالبدی نیز بهطور جداگانه تحلیل شوند.
نقش سنجشازدور و سامانه اطلاعات جغرافیایی
یکی از ارزشمندترین جنبههای این پژوهش، استفاده از تصاویر ماهوارهای برای بازسازی روند تغییرات شهری در یک دوره طولانی است.
تصاویر ماهوارهای لندست امکان مقایسه پوشش زمین در سالهای مختلف را فراهم میکنند. پژوهشگران میتوانند با طبقهبندی تصاویر، محدودههای ساختهشده، پوشش گیاهی و پهنههای آبی را شناسایی کنند و تغییرات آنها را در طول زمان بسنجند.
همچنین، دادههای حرارتی ماهوارهای امکان تهیه نقشه دمای سطح زمین را فراهم میکنند. با ترکیب این نقشهها با اطلاعات کاربری زمین، تراکم جمعیت و ویژگیهای کالبدی شهر در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، میتوان مناطق دارای گرمای شدید و کمبود پوشش طبیعی را شناسایی کرد.

چنین تحلیلهایی به مدیران شهری کمک میکنند تا مشخص کنند کدام مناطق به حفاظت از فضاهای آبی، توسعه پوشش گیاهی یا اصلاح الگوی ساختوساز نیاز بیشتری دارند.
چه درسهایی برای برنامهریزی شهری دارد؟
تجربه داکا نشان میدهد که برنامهریزی شهری نباید تنها بر افزایش ظرفیت ساختوساز و توسعه شبکه حملونقل متمرکز باشد. حفاظت از عناصر طبیعی و مدیریت هوشمندانه تغییر کاربری زمین نیز باید بخشی از سیاستهای توسعه شهری باشند.
اقدامات زیر میتوانند در شهرهای در حال گسترش مورد توجه قرار گیرند:
۱. حفاظت از تالابها، آبراههها و پهنههای آبی در برابر تغییر کاربری نامناسب.
۲. توسعه پوشش درختی و فضاهای سبز در مناطق پرتراکم و کمبرخوردار از پوشش گیاهی.
۳. استفاده از مصالح مناسب و طراحی کالبدی متناسب با شرایط اقلیمی.
۴. حفظ مسیرهای طبیعی جریان آب و افزایش امکان نفوذ رواناب در زمین، متناسب با شرایط محلی.
۵. پایش منظم تغییرات پوشش زمین و دمای سطحی با استفاده از دادههای ماهوارهای و GIS.
اجرای این اقدامات باید بر اساس ویژگیهای محلی هر شهر انجام شود؛ زیرا نسخه واحدی برای مدیریت گرما و آب در تمام اقلیمها وجود ندارد.
جمعبندی
بررسی تغییرات داکا در فاصله سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۴ نشان میدهد که گسترش کالبدی شهر با کاهش چشمگیر پوشش گیاهی و پهنههای آبی همراه بوده است. همزمان، مناطق دارای دمای بالای سطح زمین نیز گسترش یافتهاند.
این نتایج بر اهمیت نگاه یکپارچه به جغرافیای شهری تأکید میکنند؛ نگاهی که در آن کاربری زمین، ساختار کالبدی، پوشش طبیعی، شرایط حرارتی و مدیریت آب جدا از یکدیگر بررسی نمیشوند.
توسعه شهری زمانی میتواند پایدارتر باشد که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جمعیت، ظرفیتهای طبیعی محیط را نیز حفظ کند. تصاویر ماهوارهای و تحلیلهای مکانی این فرصت را فراهم میکنند که تغییرات پیش از تبدیلشدن به بحرانی گسترده شناسایی شوند و تصمیمهای شهری بر پایه شواهد دقیقتری شکل بگیرند.
منابع
۱. پژوهش «پویاییهای زمانی ـ مکانی شدت جزیره حرارتی سطحی و عوامل مؤثر بر آن در داکا، بنگلادش، با استفاده از سنجشازدور مکانی»، منتشرشده در نشریه علمی Discover Geoscience، اکتبر ۲۰۲۶.
۲. دادهها و روشهای سنجشازدور ماهواره لندست برای بررسی تغییرات کاربری و پوشش زمین و دمای سطحی.
۳. مطالعات جغرافیای شهری درباره ارتباط گسترش سطوح نفوذناپذیر، کاهش پوشش گیاهی، تغییرات حرارتی و مدیریت رواناب شهری.