دو انتخابات، یک الگو: بنبست در اسرائیل، هشدار در آمریکا
مریم حسینزاده هنزایی، توانانیوز – در آستانه دو رویداد انتخاباتی سرنوشتساز، نظرسنجیها تصویری متناقض اما بههمپیوسته را نشان میدهند: در اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در آستانه یک...
مریم حسینزاده هنزایی، توانانیوز – در آستانه دو رویداد انتخاباتی سرنوشتساز، نظرسنجیها تصویری متناقض اما بههمپیوسته را نشان میدهند: در اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در آستانه یک بنبست سیاسی دیگر قرار دارد و هیچیک از دو بلوک اصلی توانایی تشکیل کابینه را ندارند؛ در آمریکا، دونالد ترامپ با پایینترین محبوبیت تاریخی خود، حزب جمهوریخواه را در آستانه از دست دادن کنترل کنگره قرار داده است. آنچه این دو انتخابات را به هم پیوند میدهد، فرسایش تدریجی مشروعیت رهبرانی است که بر پایه قطبیسازی و بنبست قدرتشان را تثبیت کردهاند.
در اسرائیل، انتخابات کنست قرار است روز ۲۷ اکتبر برگزار شود، اما آخرین نظرسنجیهای شبکههای ۱۲ و ۱۳ نشان میدهد که بلوک مخالفان به رهبری جدی آیزنکوت (رهبر حزب «یشار») بین ۵۴ تا ۵۶ کرسی و بلوک نتانیاهو بین ۵۰ تا ۵۱ کرسی به دست خواهند آورد؛ در حالی که برای تشکیل دولت در کنست ۱۲۰ نفره، حداقل ۶۱ کرسی لازم است . این بدان معناست که حتی اگر آیزنکوت از نتانیاهو پیشی بگیرد، نمیتواند بهتنهایی و بدون حمایت احزاب عرب (با ۱۴ تا ۱۶ کرسی) یا احزاب کوچک راست میانه، کابینه تشکیل دهد. نتانیاهو نیز متقابلاً به حمایت احزاب راست افراطی و یهودیان ارتدوکس وابسته است، اما مجموع این کرسیها هنوز به حد نصاب نمیرسد. رسانههای اسرائیلی و تحلیلگران منطقهای پیشبینی میکنند که اگر هیچیک از طرفین نتواند در مهلت مقرر کابینه تشکیل دهد، اسرائیل ممکن است برای پنجمین بار در چند سال گذشته به سمت انتخابات زودهنگام برود . قابل توجه است که نظرسنجیهای مختلف از نظر محبوبیت شخصی اختلاف دارند: برخی نظرسنجیها نشان میدهند که آیزنکوت در مورد «مناسبترین فرد برای نخستوزیری» با نسبت ۴۷٪ به ۲۷٪ از نتانیاهو پیشی گرفته است ، در حالی که نظرسنجی شبکه ۱۴ اسرائیل همچنان به نتانیاهو ۵۴٪ در برابر ۳۲٪ آیزنکوت مزیت میدهد . این شکاف نه تنها نشاندهنده تنوع روشهای نظرسنجی است، بلکه بازتابی از شکاف عمیق در جامعه اسرائیل است.

در آن سوی اقیانوس اطلس، انتخابات میاندورهای آمریکا قرار است در ۳ نوامبر برگزار شود و وضعیت برای ترامپ و حزب جمهوریخواه بسیار دشوارتر به نظر میرسد. بر اساس نظرسنجی مؤسسه Ipsos Reuters، محبوبیت ترامپ تنها ۳۲٪ است که در نزدیکی پایینترین سطح تاریخی قرار دارد؛ در حالی که ۶۶٪ از پاسخدهندگان نگرش منفی نسبت به او دارند . در «رأی عمومی کنگره»، دموکراتها با ۴۷٪ در برابر ۳۶٪ از جمهوریخواهان پیشی گرفتهاند و پیشتازی ۱۱ درصدی را حفظ کردهاند . نظرسنجی دانشگاه مارist نیز نشان میدهد که دموکراتها در میان رأیدهندگان احتمالی با ۵۲٪ در برابر ۴۴٪ پیشتاز هستند و ۴۴٪ از رأیدهندگان صراحتاً اعلام کردهاند که رأیشان «عمدتاً مخالفت با ترامپ» است . تحلیلهای مؤسسه Cook Political Report و Decision Desk HQ نشان میدهد که احتمال کسب اکثریت کرسیهای مجلس نمایندگان توسط دموکراتها به حدود ۷۸٪ رسیده است، در حالی که رقابت برای سنا نزدیکتر است اما دموکراتها همچنان برتری جزئی دارند . موضوع اصلی تعیینکننده این انتخابات، هزینههای زندگی و تورم است: ۷۳٪ از پاسخدهندگان معتقدند که مسیر هزینههای زندگی اشتباه است و از زمان حمله آمریکا به ایران در فوریه امسال، افزایش قیمت بنزین نارضایتی را تشدید کرده است .

آنچه قابل تأمل است اینکه، اگرچه دو انتخابات در فواصل جغرافیایی و نظامهای سیاسی متفاوتی برگزار میشوند، اما منطق پشت آنها به طرز شگفتآوری مشابه است. نتانیاهو با ایجاد هراس امنیتی و اتهام «همدستی چپ با احزاب عرب»، رأیدهندگان را به سمت خود میکشاند ؛ ترامپ نیز با تبدیل انتخابات میاندورهای به یک «همهپرسی» درباره خود، سعی در تحریک مشارکت پایگاه حامیانش دارد، اما در همین حال رأیدهندگان میانهرو و مستقل را از خود دور میکند . در اسرائیل، احزاب عرب به «وزنهشکن» تبدیل شدهاند، اما آیزنکوت برای جلب نظر رأیدهندگان راست، صراحتاً همکاری با آنها را رد کرده است ؛ در آمریکا نیز دموکراتها با وجود پیشتازی در نظرسنجیها، در رقابتهای سنا با مشکل ساختاری مواجه هستند و باید در ایالتهایی که جمهوریخواهان برتری دارند پیروز شوند . از منظر عمیقتر، هر دو انتخابات یک واقعیت را آشکار میکنند: زمانی که رهبران به «بقا» به عنوان بالاترین هدف سیاسی تبدیل میشوند، پارلمان و نهادهای انتخاباتی از ابزارهای حل مشکلات به میدان نبرد برای حفظ قدرت تبدیل میشوند—و هزینه آن، چه در اورشلیم و چه در واشنگتن، توسط رأیدهندگانی پرداخت میشود که از تورم، جنگ و شکاف فزاینده خسته شدهاند.