قفل زمینی» ایران: توهم محاصره کامل در برابر واقعیت کریدورها
مریم حسینزاده هنزایی، توانانیوز ـ در شرایطی که آمریکا پس از ناکامی در محاصره دریایی و هوایی، اکنون با فشار بر ترکیه و پاکستان به دنبال بستن مسیرهای زمینی ایران است، واقعیتهای...
مریم حسینزاده هنزایی، توانانیوز ـ در شرایطی که آمریکا پس از ناکامی در محاصره دریایی و هوایی، اکنون با فشار بر ترکیه و پاکستان به دنبال بستن مسیرهای زمینی ایران است، واقعیتهای ژئواکونومیک نشان میدهد که «انسداد مطلق» یک کشور با ۱.۶ میلیون کیلومتر مربع وسعت و مرز مشترک با هفت کشور، بیش از آنکه یک راهبرد اجرایی باشد، یک ابزار روانی برای تشدید انتظارات تورمی است.
محاصره زمینی؛ سناریویی که در عمل با دیوار واقعیت برخورد میکند
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اخیراً از رایزنی واشنگتن با ترکیه و پاکستان برای «قطع همه مسیرهای زمینی» به ایران خبر داده است. این اعلامیه در ادامه راهبردی صادر شده که پیشتر با محاصره دریایی از ۲۴ تیر و محاصره هوایی از اول مهرماه کلید خورده بود. اما به نوشته روزنامه تعادل، بستن مرزهای سرزمینی کشوری با وسعت بیش از یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع که در شاهراه اتصال غرب به شرق و شمال به جنوب قرار گرفته و بیش از دوازده همسایه مرزی و دریایی دارد، «عملاً ناممکن و بیشتر یک ابزار روانشناختی برای تشدید انتظارات تورمی است».
شان مکفارلند، افسر بازنشسته ارتش آمریکا، نیز به تلگراف گفته که اجرای محاصره زمینی «تقریباً غیرممکن» است و با توجه به مرزهای گسترده ایران، جلوگیری کامل از ورود هرگونه کمک، «بسیار دشوار» خواهد بود. این ارزیابی با واقعیتهای میدانی همخوانی دارد: پاکستان صراحتاً اعلام کرده که این اقدام را قانونی نمیداند و در آن مشارکت نخواهد کرد.
شش محور دسترسی؛ شبکهای که هرگز بهطور کامل بسته نمیشود
ایران طی سالهای گذشته از شش محور اصلی دسترسی به کشورهای منطقه استفاده کرده است: ترکیه و مسیر اروپا، عراق و مسیر غربی، پاکستان و مسیر شرق، افغانستان و اتصال به چابهار، آذربایجان و کریدور شمال–جنوب به روسیه، و ترکمنستان و قزاقستان به آسیای مرکزی و چین.
هر یک از این محورها منطق اقتصادی خاص خود را دارد که بستن کامل آن را دشوار میسازد. ترکیه با ۵۳۴ کیلومتر مرز مشترک و حجم تجارت دوجانبه حدود ۵.۵ میلیارد دلار، از قطع رابطه زیان میبیند. وزارت تجارت ترکیه در ایام جنگ اعلام کرد که با وجود توقف تردد مسافران، عبور محمولههای تجاری از هر سه گذرگاه مرزی ادامه دارد.
پاکستان نیز از طریق گذرگاههایی مانند میرجاوه–تفتان و گبد–ریمدان مبادله تجاری دارد و در ماههای گذشته هدف رساندن تجارت سالانه به ۱۰ میلیارد دلار را مطرح کرده است. الجزیره گزارش داده که اسلامآباد شش کریدور زمینی برای انتقال محمولههای زمینگیر شده به ایران فعال کرده است.
کریدور شمال–جنوب؛ ستون فقرات راهبرد دور زدن تحریم
در قلب راهبرد ایران برای خنثیسازی فشارهای آمریکا، کریدور بینالمللی حملونقل شمال–جنوب (INSTC) قرار دارد. این شبکه چندوجهی ۷۲۰۰ کیلومتری که سنپترزبورگ روسیه را به بندر بمبئی هند متصل میکند، از سه مسیر اصلی تشکیل شده: مسیر ترانسکاسپین، مسیر غربی زمینی و مسیر شرقی.
اهمیت این کریدور برای ایران فراتر از یک مسیر تجاری است. آقای لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در دیدار با ویتالی ساویف، معاون نخستوزیر روسیه، اعلام کرد که «جمهوری اسلامی ایران تصمیم خود را برای عملیاتیسازی این کریدور اتخاذ کرده است» و تمامی اراضی واقع در مسیر آن تا پایان سال به تملک دولت درخواهد آمد. معاون نخستوزیر روسیه نیز آمادگی مسکو برای «سرعت دادن به پروژه و آغاز فرایند عملیاتی» را اعلام کرده است.
مسیر غربی این کریدور که از آذربایجان میگذرد، در سال ۲۰۲۵ شاهد رشد ۶۰ درصدی ترانزیت کانتینری بوده و ایران، روسیه و آذربایجان توافقنامهای برای تثبیت نرخهای حملونقل امضا کردهاند. قزاقستان نیز قراردادی برای ساخت مرکز لجستیک در بندر شهید رجایی امضا کرده که سالانه ۱.۵ میلیون تن محموله ترانزیتی را تضمین میکند.

هزینههای واقعی؛ وقتی مسیر جایگزین گران تمام میشود
با این حال، واقعبینی حکم میکند که انتقال تجارت از دریا به خشکی «رایگان» نیست. هزینه حمل کالا از بنادر ترکیه به ایران در کمتر از دو ماه بیش از پنج برابر شده و به حدود ۸۰۰۰ دلار رسیده است. حدود ۸۰۰۰ کامیون در گذرگاه بازارگان مرز ترکیه سرگردان ماندهاند و رانندگان ایرانی در مرز پاکستان با تأخیرهای ۲۰ تا ۲۵ روزه روبهرو هستند.
مجید رضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، برآورد کرده که انتقال تجارت ایران و چین از دریا به خشکی سالانه ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی به همراه خواهد داشت. علاوه بر این، زیرساختهای ضعیف، معطلیهای گمرکی و کمبود کامیون، چالشهایی هستند که حتی مسیرهای «بهتر تجهیز شده» مانند بازارگان–گوربولاک را نیز تحت فشار قرار دادهاند.
یک مقام اسرائیلی به تلگراف گفته که هدف نهایی محاصره زمینی، «منزوی کردن اقتصادی» ایران است تا با کاهش تابآوری مردم و سوءاستفاده از تورم و گرانی، بستر ناآرامیهای داخلی فراهم شود. اما همانطور که محمدصالح جوکار، رئیس کمیسیون امور داخلی مجلس، اشاره کرده، کشورهای همسایه بهخوبی میدانند که «آمریکا خواه و ناخواه روزی منطقه را ترک خواهد کرد و تنها کشورهای منطقه هستند که باید در کنار هم بمانند».
جمعبندی؛ محاصره ناکامل، مقاومت ناکامل
محاصره زمینی ایران نه یک «قفل کامل» بلکه یک «فشار تدریجی» است. کریدورها میتوانند جریان حداقلی کالاهای استراتژیک را حفظ کنند، اما نمیتوانند جایگزین کامل تجارت دریایی شوند. همانطور که کارشناسان تأکید کردهاند، حتی اگر ایران واردات و صادرات زمینی خود را دو برابر کند، این مقدار «جبرانکننده تجارت دریایی از دست رفته نخواهد بود». راهبرد واقعی ایران نه «شکستن محاصره» بلکه «مدیریت محاصره» است — حفظ مسیرهای حیاتی، کاهش وابستگی به دریا و اتکا به شبکهای از شرکای منطقهای که منافعشان با تداوم تجارت با ایران گره خورده است.