«هرمز» در محاصره کریدورها؛ آیا وعده ترامپ برای حذف تنگه هرمز به واقعیت میپیوندد؟
مریم حسینزاده هنزایی، توانیم – در سپتامبر ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با لحنی قاطع از جایگزینی تنگه هرمز با مسیرهای زمینی و لولهای جدید سخن گفت. همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری...
مریم حسینزاده هنزایی، توانیم – در سپتامبر ۲۰۲۶، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با لحنی قاطع از جایگزینی تنگه هرمز با مسیرهای زمینی و لولهای جدید سخن گفت. همزمان، اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشبینی کرد که ظرف دو سال آینده، تنگه هرمز «ارزش استراتژیک خود را از دست خواهد داد». در شرایطی که درگیریهای نظامی میان آمریکا و ایران بر سر کنترل این آبراههٔ حیاتی ادامه دارد، واشنگتن با جدیت تمام به دنبال فعالسازی کریدورهای جایگزین برای انتقال انرژی و کالا است. اما سؤال اساسی این است: آیا این کریدورها واقعاً میتوانند جایگاه تنگه هرمز را بگیرند؟ این مسیرها کدامند و چه تأثیری بر صنعت کشتیرانی جهان خواهند داشت؟ گزارش پیشرو به این پرسشها پاسخ میدهد.
۱. تنگه هرمز؛ شاهرگ انرژی جهانی در معرض تهدید
تنگه هرمز، گذرگاه باریکی میان خلیجفارس و دریای عمان، پیش از بحرانهای اخیر، حدود ۲۰ درصد از نفت و یکسوم از محمولههای نفتی دریایی جهان را عبور میداد. این آبراهه نهتنها برای کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس، بلکه برای امنیت انرژی اروپا و آسیا حیاتی بوده است. اما وابستگی شدید به این نقطهٔ استراتژیک، آن را به مهمترین «آسیبپذیری» ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل کرده است. با تشدید تنشهای نظامی و کاهش چشمگیر تردد نفتکشها، ایالات متحده به این نتیجه رسیده که دیگر نمیتواند صرفاً بر گشودگی این تنگه اتکا کند و ناچار به طراحی مسیرهای پشتیبان است.
کریدورهای پیشنهادی ترامپ؛ پنج راهکار جایگزین
ترامپ در اظهارات خود به «لولههای متعددی که در خاورمیانه در حال احداث است» اشاره کرد. در عمل، پنج کریدور مشخص توسط تیم او دنبال میشود:
**الف) کریدور سوریه؛ محور زمینی از عراق به مدیترانه**
این کریدور که بیشترین مورد توجه ترامپ است، شامل انتقال نفت از طریق کامیونهای سنگین از عراق به سوریه و سپس بارگیری در بندر بانیاس در ساحل مدیترانه میشود. برنامهٔ بلندمدتتر، احداث خط لولهای به طول حدود ۱۶۰۰ کیلومتر با سرمایهگذاری ۵٫۷ میلیارد دلاری و ظرفیت انتقال ۲ میلیون بشکه در روز است. ترامپ این طرح را «بسیار عالی» توصیف کرده است.
ب) کریدور هند-خاورمیانه-اروپا (IMEC)
این کریدور که از سوی ترامپ «بزرگترین مسیر تجاری تاریخ» نامیده شده، قرار است هند را از طریق بنادر خلیجفارس و راهآهن به اروپا متصل کند. زمان حملونقل از مسیر دریایی سوئز را تا ۴۰ درصد کاهش میدهد، هرچند که جنگ اخیر در غرب آسیا، سرعت اجرای آن را کند کرده است.
پ) کریدور شمال-جنوب (INSTC)
این شبکهٔ ترکیبی (دریایی، ریلی و جادهای) به طول ۷۲۰۰ کیلومتر، هند را از طریق ایران و دریای خزر به روسیه و اروپا متصل میکند. آمارها نشان میدهد که در چهار ماه نخست ۲۰۲۶، صادرات روسیه به ایران از این مسیر ۵۶ درصد افزایش یافته است. البته عبور این کریدور از خاک ایران، در شرایط کنونی تنشآمیز، چالشهای سیاسی جدی پیش رو دارد.
**ت) کریدور میانی ترکیه و پروژه صلح و شکوفایی ترامپ (TRIPP)**
ترکیه با معرفی «کریدور میانی» خود را به عنوان یک «گزینهٔ باثبات» برای اتصال چین به اروپا مطرح کرده است. پروژهٔ TRIPP که با حمایت آمریکا از خاک ترکیه، قفقاز و ارمنستان عبور میکند، زمان حمل کالا از چین به اروپا را به ۱۲ تا ۱۵ روز کاهش میدهد، در حالی که مسیر دریایی حداقل ۴۰ روز زمان نیاز دارد.
ث) شبکهٔ خطوط لولهٔ چندجهته ARAM Express
یک طرح جامع برای ایجاد شبکهٔ لولههای نفت، گاز و پتروشیمی به سمت دریای سرخ، مدیترانه و دریای عرب که با مشارکت سرمایهگذاران اروپایی و آسیایی دنبال میشود.

۳. آیا این کریدورها میتوانند جایگزین هرمز شوند؟
در نگاه راهبردی، این کریدورها دو دستاورد بزرگ دارند:
کاهش وابستگی به یک گذرگاه واحد**، که همانطور که نمایندهٔ آمریکا در سازمان ملل تأکید کرده، کشورهای شورای همکاری خلیجفارس را به تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی خود ترغیب کرده است.
بازآرایی نقشهٔ ژئوپلیتیک منطقه؛ سوریه به یک هاب ترانزیتی تبدیل میشود، ترکیه نقش «جزیرهٔ ثبات» را بازیابی میکند، و هند ابزاری برای رقابت با ابتکار کمربند-راه چین به دست میآورد.

اما در کوتاهمدت، جایگزینی کامل تنگه هرمز تقریباً غیرممکن است
ظرفیت انتقال خط لولهٔ سوریه روزانه تنها ۲ میلیون بشکه است، در حالی که تنگه هرمز پیش از بحران حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز عبور میداد.
-*زمان اجر؛ احداث خط لولهٔ سوریه حداقل دو سال و نیم زمان میبرد و برخی پروژهها مانند IMEC ممکن است تا یک دهه به طول انجامند.
-ریسکهای امنیتی کریدور سوریه از مناطق ناآرام عبور میکند، INSTC از خاک ایران میگذرد، و IMEC تحت تأثیر جنگهای منطقهای قرار دارد.
تأثیر بر کشتیرانی جهانی؛ تغییری تدریجی اما اجتنابناپذیر
اگرچه این کریدورها در کوتاهمدت تهدیدی برای کشتیرانی دریایی نیستند، اما **روند تنوعبخشی به مسیرهای حملونقل** کاملاً جدی و غیرقابلتوقف است. دولت آمریکا هماکنون با پنج کشور خاورمیانهای برای هدایت بخشی از محمولهها به مسیرهای زمینی هماهنگ میکند. این به معنای رشد حملونقل ترکیبی (جاده، ریل و لوله) در کنار کشتیرانی سنتی است. بهویژه برای محمولههای با ارزش افزوده بالا و کالاهای فوری، مسیرهای ریلی و جادهای گزینههای رقابتیتری خواهند شد.

نتیجهگیری:
تنها چند سال پیش، تنگه هرمز به عنوان «تنها گزینه» برای صادرات انرژی خلیجفارس شناخته میشد. اما امروز، ترکیبی از فشارهای نظامی، سیاستهای جدید آمریکا و تمایل کشورهای منطقه به کاهش ریسک، در حال شکلدهی به یک الگوی چندمسیره در ترانزیت انرژی است. ترامپ در سخنان خود حق داشت که «گزینههای زیادی» در دسترس است؛ اما تبدیل این گزینهها به زیرساختهای عملیاتی، نیازمند سالها زمان، سرمایهگذاری کلان و ثبات سیاسی است. از این رو، در میانمدت، هرمز همچنان اهمیت راهبردی خود را حفظ خواهد کرد، اما آینده از آنِ شبکهای از مسیرهای مکمل خواهد بود که صنعت کشتیرانی را نیز به سمت انعطافپذیری بیشتر سوق میدهد.