توانا نیوز – پایگاه خبری تحلیلی

جنگ آمریکا و اسرائیل نتوانست اقتصاد ایران را به فروپاشی برساند؛ روایتی از مقاومت در برابر شوک‌های بی‌سابقه

جنگ آمریکا و اسرائیل نتوانست اقتصاد ایران را به فروپاشی برساند؛ روایتی از مقاومت در برابر شوک‌های بی‌سابقه

مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز، پایگاه‌های معتبر بین‌المللی از جمله بلومبرگ، رویترز، فایننشال تایمز، وال‌استریت ژورنال و صندوق بین‌المللی پول، در ماه‌های اخیر به طور مفصل به بررسی اثرات جنگ آمریکا و اسرائیل بر اقتصاد ایران پرداخته‌اند. آنچه از مجموع این گزارش‌ها استنتاج می‌شود، تصویری دووجهی است: از یک…

- اندازه متن +

مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز، پایگاه‌های معتبر بین‌المللی از جمله بلومبرگ، رویترز، فایننشال تایمز، وال‌استریت ژورنال و صندوق بین‌المللی پول، در ماه‌های اخیر به طور مفصل به بررسی اثرات جنگ آمریکا و اسرائیل بر اقتصاد ایران پرداخته‌اند. آنچه از مجموع این گزارش‌ها استنتاج می‌شود، تصویری دووجهی است: از یک سو، اقتصاد ایران با شدیدترین شوک‌های خارجی در چهار دهه اخیر مواجه شده و شاخص‌های کلان اقتصادی با کاهش‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو بوده‌اند؛ از سوی دیگر، با وجود خسارت‌های گسترده ناشی از بمباران زیرساخت‌های نفتی و صنعتی، تشدید تحریم‌ها و محاصره دریایی بنادر جنوبی، این اقتصاد توانسته از فروپاشی کامل فاصله بگیرد. صندوق بین‌المللی پول در گزارش بهار ۲۰۲۶ خود، اقتصاد ایران را در مسیر انقباض ۶.۱ درصدی در سال جاری پیش‌بینی کرده و تورم مصرف‌کننده را تا ۶۸.۹ درصد برآورد نموده است. این آمارها در کنار کاهش تولید ناخالص داخلی اسمی به حدود ۳۰۰ میلیارد دلار، ایران را در جایگاهی قرار داده که اقتصاد آن اکنون تقریباً یک‌پنجم عربستان سعودی و ترکیه و حدود ۲۰ درصد کوچک‌تر از قزاقستان است. با وجود این ارقام هشداردهنده، گزارش‌های متعدد بین‌المللی تأکید دارند که با توجه به تجربه چهاردهه‌ای ایران در شرایط تحریم و جنگ، ساختار این کشور تاب‌آوری بیشتری نسبت به بسیاری از اقتصادهای دیگر در برابر شوک‌های شدید از خود نشان داده است.

نجات‌بخش پنهان در دریاها؛ ناوگان سایه و معمای صادرات نفت

یکی از مهم‌ترین عواملی که به گفته بسیاری از تحلیل‌گران بین‌المللی، اقتصاد ایران را از فروپاشی نجات داده، شبکه گسترده و پیچیده «ناوگان سایه» یا «شادو فلیت» است. وال‌استریت ژورنال و فایننشال تایمز در گزارش‌های جداگانه‌ای به این شبکه اذعان کرده‌اند که حدود یکصد نفتکش ایرانی با بهره‌گیری از ترفندهای فریبنده‌ای چون خاموش کردن سیستم شناسایی خودکار (AIS)، تغییر مکرر پرچم و نام نفتکش‌ها و انجام انتقال محموله از کشتی به کشتی در آب‌های دور از نظاره، موفق شده‌اند سد تحریم‌ها و محاصره دریایی را بشکنند. داده‌های شرکت تحلیل دریایی کپلر که توسط نشریه نیویورک پست منتشر شده، نشان می‌دهد که در بازه اول مارس تا ۱۹ می ۲۰۲۶، حدود ۸۹۵ فروند نفتکش از تنگه هرمز عبور کرده‌اند که از این تعداد، ۳۵۸ فروند (معادل ۴۰ درصد) با خاموش کردن سیستم ردیابی خود از دید دور مانده‌اند. در ماه می به تنهایی، ۶۵ درصد نفتکش‌های خروجی از خلیج فارس از این روش استفاده کرده‌اند. نشریه اکونومیست نیز در گزارشی مفصل، این سیستم را «سیاهرگ حیاتی اقتصاد ایران» توصیف کرده و نوشته که نفت ایران همچنان به مقصد چین و برخی کشورهای آسیایی می‌رسد. بر اساس آمار شرکت کپلر، ناوگان سایه در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۷ میلیارد بشکه نفت را جابه‌جا کرده که ۶ تا ۷ درصد از جریان جهانی نفت خام را تشکیل می‌داده است. با وجود توقیف چندین نفتکش توسط فرانسه و آمریکا در ماه‌های اخیر، این شبکه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد و منبع اصلی درآمد ارزی دولت ایران را حفظ کرده است.

سه سناریوی صندوق بین‌المللی پول؛ از «دشوار» تا «شدید»

صندوق بین‌المللی پول در گزارش چشم‌انداز اقتصاد جهانی آوریل ۲۰۲۶، سه سناریو برای آینده اقتصاد جهان و ایران تحت تأثیر جنگ ترسیم کرده است. سناریوی پایه که «مرجع» نامیده می‌شود، فرض می‌کند جنگ کوتاه‌مدت بوده و رشد جهانی در ۲۰۲۶ حدود ۳.۱ درصد خواهد بود، اما صندوق به صراحت اعلام کرده که «هر روزی که اختلال در تأمین انرژی ادامه یابد، جهان بیشتر به سمت پیامدهای نامطلوب سوق پیدا می‌کند.» در سناریوی موسوم به «نامطلوب» (Adverse) که تداوم طولانی‌تر اختلالات را در نظر می‌گیرد، رشد جهانی به ۲.۵ درصد و تورم به ۵.۴ درصد می‌رسد و در بدترین حالت یعنی سناریوی «شدید» (Severe) که در آن جنگ تا سال ۲۰۲۷ ادامه می‌یابد، رشد جهانی به ۲ درصد کاهش یافته و تورم به حدود ۶ درصد افزایش پیدا خواهد کرد. برای اقتصاد ایران اما تصویر حتی تیره‌تر از این برآوردهاست. برآورد صندوق از رشد ۶.۱- درصدی ایران در ۲۰۲۶، یک کاهش ۷.۲ واحد درصدی نسبت به پیش‌بینی‌های ژانویه همان سال به شمار می‌رود و این کشور را تبدیل به یکی از بزرگ‌ترین کاهش‌های رشد در میان اقتصادهای منطقه کرده است. بر اساس همین گزارش، تورم مصرف‌کننده در ایران از ۵۰.۹ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۶۸.۹ درصد در سال جاری جهش خواهد کرد و فقط در سال ۲۰۲۷ به ۳۹.۶ درصد کاهش می‌یابد.

از سوی دیگر، موسسه رتبه‌بندی مودی‌ز آنالیتیکس تخمین زده که اثرات جنگ، رشد اقتصادی منطقه آسیا-اقیانوسیه را بین ۰.۱ تا ۰.۴ درصد در سال جاری کاهش می‌دهد و توریسم خاورمیانه نیز تا ۲۷ درصد کاهش پیدا کرده است.

هزینه‌های گزاف بر سفره مردم؛ وقتی جنگ از جیب فقرا می‌گذرد

حقیقت غیرقابل انکار تمام گزارش‌های بین‌المللی این است که هزینه اصلی «فروپاشی‌ناپذیری» اقتصاد ایران، مستقیماً بر دوش مردم عادی و طبقات آسیب‌پذیر جامعه سنگینی می‌کند. خبرگزاری اسوشیتدپرس و شبکه خبری فرانس‌۲۴ در گزارش‌های میدانی خود از تهران و شهرهای مختلف ایران، تصویری از افزایش شدید قیمت مواد غذایی و کاهش فاجعه‌بار قدرت خرید مردم ارائه داده‌اند. بر اساس گزارش‌های سازمان ملل متحد که توسط روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شده، سه پیامد اصلی جنگ برای اقتصاد ایران شامل انقباض شدید اقتصادی، افزایش محسوس فقر و عقبگرد در شاخص‌های توسعه انسانی عنوان شده است. خبرگزاری اسپانیایی EFE در ژانویه ۲۰۲۶ از اعتراضات گسترده سراسری در ایران به دنبال سقوط ریال و تورم ۴۰ درصدی گزارش داده و نوشته است: «در تنها یک ماه، قیمت یک بطری روغن خوراکی دو برابر شده و به ۱۲.۵ میلیون ریال (حدود ۷.۴ یورو) رسیده، در حالی که یک کارتن تخم‌مرغ تقریباً دو برابر شده و ۳.۱۵ میلیون ریال (۱.۸ یورو) قیمت دارد.» زن ۵۷ ساله محافظه‌کاری از شرق تهران در گفت‌وگو با این خبرگزاری گفته است: «مردم هر حقی دارند که عصبانی باشند. تو نمی‌توانی این‌طوری زندگی کنی. من ماه‌هاست که گوشت نخوردم چون اصلاً نمی‌توانم بخرم.» با توجه به اینکه حداقل دستمزد ماهانه در ایران حدود ۱۰۵ میلیون ریال (۶۲ یورو) و متوسط درآمد حدود ۴۵۰ میلیون ریال (۲۶۸ یورو) است، این ارقام نشان‌دهنده عمق فاجعه معیشتی در میان اقشار کم‌درآمد جامعه است.

محاصره دریایی و زخم کهنه تحریم‌ها؛ دو روی یک سکه

محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران توسط نیروی دریایی آمریکا، یکی از مهم‌ترین ابزارهای فشار بر اقتصاد ایران بوده که از اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) عملیاتی شده است. گزارشی از شرکت مشاوره «یونایتد اگنست نیوکلیر ایران» که در نشریه بلومبرگ منعکس شده، نشان می‌دهد که ایران در ماه می ۲۰۲۶ نتوانسته بسیاری از محموله‌های نفت خام خود را از محاصره عبور دهد و حجم قابل توجهی از نفت و فرآورده‌های پتروشیمی در پشت خط محاصره باقی مانده است. با این حال، به گفته رویترز، ایران با استفاده از پیشنهاد پرداخت عوارض تا سقف ۲ میلیون دلار برای هر نفتکش، راهکاری برای «عبور امن» از تنگه هرمز ارائه داده است. داده‌های شرکت کلپر نشان می‌دهد که با وجود محاصره، میانگین کاهش صادرات نفت در ماه اول جنگ حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز بوده، اما در ماه می این رقم به ۷۱۰ هزار بشکه در روز رسیده است. نشریه وال‌استریت ژورنال همچنین به این نکته اشاره کرده که تحریم‌های تازه آمریکا و اتحادیه اروپا با هدف مختل کردن فعالیت ناوگان سایه و همچنین تحریم افراد و واحدهای سپاه پاسداران به اتهام تهدید آزادی دریانوردی در تنگه هرمز، فشارها را بر ایران افزایش داده است. اتحادیه اروپا در ۸ ژوئن ۲۰۲۶ (۱۸ خرداد ۱۴۰۵) دو فرد ایرانی و یک واحد از سپاه پاسداران را به دلیل تهدید آزادی ترافیک دریایی در تنگه هرمز تحریم کرده که این اقدام نشان‌دهنده عزم جدی غرب برای خشکاندن منابع ارزی ایران است. اما با وجود تمام این فشارها، اقتصاد ایران نه‌تنها فرو نپاشیده، بلکه بنا به تحلیل موسسه چتم هاوس، رژیم ایران موفق شده با طرح شعار «مقاومت» و وحدت ملی در برابر تهدید خارجی، ضمن حفظ انسجام نسبی اجتماعی، به حیات خود ادامه دهد.

اقتصاد در تخت بیمارستان؛ چشمانداز بازسازی و معادلات سیاسی

کارشناسان معتقدند که فروپاشی‌ناپذیری اقتصاد ایران ناشی از یک عامل واحد نیست، بلکه ترکیبی از مکانیسم‌های تاب‌آوری چون تنوع‌بخشیدن به مسیرهای تجاری، استفاده از بنادر شمالی (دریای خزر)، گسترش مبادلات پایاپای با کشورهای همسایه و مهم‌تر از همه، تجربه تاریخی چهار دهه تحریم است که نوعی «اقتصاد جنگی» نانوشته را در ساختار مدیریتی ایران نهادینه کرده است. این ساختارها هرچند از فروپاشی کامل جلوگیری کرده‌اند، اما هزینه آن را مردم با کاهش شدید رفاه و قدرت خرید پرداخته‌اند. به نوشته نشریه بلومبرگ، برآورد اولیه دولت ایران از خسارت‌های شش هفته نخست جنگ حدود ۲۷۰ میلیارد دلار بوده، رقمی که تقریباً معادل کل تولید ناخالص داخلی سالانه ایران پیش‌ازجنگ است. سخنگوی دولت ایران به خبرگزاری روسی ریانووستی اعلام کرده که غرامت‌های جنگی یکی از خواسته‌های اصلی ایران در مذاکرات با آمریکا در اسلام‌آباد بوده است.

کارشناس ارشد موسسه چتم هاوس در لندن معتقد است: «برای ایران، پیروزی در این جنگ بقای رژیم و دستیابی به توافقی بین‌المللی است که در آن توقف دائم خصومت‌ها همراه با برخی امتیازات اقتصادی تضمین شود.» با چنین محاسباتی، به نظر می‌رسد پایان جنگ، بیش از آنکه از طریق فروپاشی اقتصادی یک طرف رقم بخورد، از مسیر مذاکرات پرپیچ‌وخم و توافق‌های سیاسی عبور خواهد کرد. اما آنچه مسلم است، صرف‌نظر از سرنوشت جنگ و مذاکرات، اقتصاد ایران برای بازگشت به شرایط عادی و جبران عقب‌ماندگی‌های انباشته شده در چهار دهه اخیر، به نسلی کامل زمان نیاز دارد.

درباره نویسنده

مریم حسین زاده هنزایی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *