توانا نیوز – پایگاه خبری تحلیلی

وعده «توافق بهتر» ترامپ؛ فرصتی دیپلماتیک یا مقدمه‌ای برای گزینه نظامی؟

وعده «توافق بهتر» ترامپ؛ فرصتی دیپلماتیک یا مقدمه‌ای برای گزینه نظامی؟

مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در روزهای اخیر با لحنی خوش‌بینانه از نزدیک شدن به توافقی با ایران خبر داده است. او ضمن تأکید بر اینکه هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، از بازگشایی قریب‌الوقوع تنگه هرمز در صورت امضای…

- اندازه متن +

مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در روزهای اخیر با لحنی خوش‌بینانه از نزدیک شدن به توافقی با ایران خبر داده است. او ضمن تأکید بر اینکه هرگز اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، از بازگشایی قریب‌الوقوع تنگه هرمز در صورت امضای توافق سخن به میان آورده است. اظهارات ترامپ که با هدف ترسیم توافقی «بهتر از برجام» و در تضاد با میراث هسته‌ای دولت اوباما مطرح می‌شود، در شرایطی مطرح می‌گردد که کارزار نظامی چند ماهه اخیر نتوانسته است افق دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را به طور چشمگیری به عقب براند. در این گزارش، ضمن بررسی ابعاد مختلف تاکتیک فشرده‌سازی زمانی ترامپ و تناقض‌های آشکار مواضع او، این سؤال اساسی مورد واکاوی قرار می‌گیرد که آیا رویکرد کنونی کاخ سفید یک استراتژی واقع‌بینانه برای حل بحران از طریق دیپلماسی است یا تنها سناریویی برای تأمین زمان لازم جهت تکمیل آمادگی‌های نظامی و فشار حداکثری بر تهران.

اظهارات کلیدی و چشم‌انداز فوری توافق

ترامپ در تازه‌ترین اظهارات خود در تاریخ ۹ ژوئن ۲۰۲۶، مدعی شد که واشنگتن در «مراحل نهایی» دستیابی به توافقی با ایران قرار دارد و افزود که احتمالاً طی «دو یا سه روز آینده» به یک ایده در مورد توافق نهایی خواهند رسید.

جزئیات سخنان ترامپ در این زمینه عبارتند از:

  1. ادعای خلع سلاح کامل هسته‌ای: رئیس‌جمهور آمریکا تأکید کرده است که توافق حاصله به هیچ وجه اجازه دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را نخواهد داد و حتی پیش‌نویس این توافق، ممنوعیت «توسعه، خرید، کسب یا در اختیار داشتن» سلاح هسته‌ای را برای ایران قائل شده است.
  2. بازگشایی فوری تنگه هرمز: ترامپ بازگشایی فوری تنگه هرمز را منوط به امضای این توافق دانسته و گفته است: «تنگه بلافاصله پس از امضا باز خواهد شد».
  3. تأکید بر اولویت فشار اقتصادی: او در توجیه خوش‌بینی خود نسبت به کسب توافق، کارآمدی محاصره دریایی و تحریم‌های اقتصادی را بیش از بمباران هوایی مؤثر ارزیابی کرده و گفته است که اقتصاد ایران «به شدت در حال رنج است و آن‌ها به توافق خواهند رسید».

دیپلماسی «Better Deal» در برابر گزینه نظامی تمام‌عیار

تحلیل اظهارات و اقدامات کاخ سفید نشان می‌دهد که تیم ترامپ در حال طی کردن دو مسیر موازی اما ظاهراً متضاد است:

الف) دیپلماسی «توافق بهتر از برجام»:

ترامپ که در اولین دوره ریاست‌جمهوری خود، برجام را «بدترین توافق تاریخ» خواند، اکنون تحت فشار این میراث سیاسی، نیازمند دستیابی به توافقی است که از برجام «بهتر» یا «قوی‌تر» باشد. این تعهد، روند مذاکره را به دلیل ترس از مقایسه با توافق اوباما، به شدت پیچیده کرده است. از جمله موارد اختلافی در این مسیر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مقاومت در برابر غرامت مالی مستقیم: تیم ترامپ به شدت نگران آن است که هرگونه پرداخت نقدی مستقیم یا آزادسازی زودهنگام دارایی‌های ایران، وجهه «بهتر بودن» توافق جدید را خدشه‌دار کند. به همین دلیل، پیشنهاداتی مانند تشکیل یک صندوق سرمایه‌گذاری توسط کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس (به ارزش ۳۰۰ میلیارد دلار) برای بازسازی ایران در صورت توافق نهایی، جایگزین آزادسازی مستقیم منابع شده است.
  • اختلاف بر سر غنی‌سازی صفر: دولت ترامپ بر ممنوعیت کامل هرگونه غنی‌سازی اورانیوم در خاک ایران به عنوان یک «خط قرمز» تأکید دارد که با موضع اعلامی تهران مبنی بر «حق غنی‌سازی برای اهداف صلح‌آمیز» در تضاد کامل است.

ب) تشدید همزمان آمادگی‌های نظامی:

در نقطه مقابل رویکرد دیپلماتیک، ترامپ به وضوح بر حفظ و حتی تقویت گزینه نظامی علیه ایران تأکید می‌کند. شواهد متعددی در این زمینه وجود دارد:

  • تصمیم‌گیری سخت میان دو گزینه: ترامپ به صراحت اعلام کرده که اکنون در «دوراهی تصمیم‌گیری» قرار دارد: «یا توافق را امضا می‌کنیم یا راه دیگر را پیش می‌گیریم… راه دیگر خوشایند نیست».
  • ادامه حضور نظامی گسترده: دولت ترامپ تأیید کرده است که هیچ برنامه‌ای برای خروج حدود ۵۰,۰۰۰ نیروی نظامی مستقر در منطقه ندارد و این نیروها تا «حصول نتیجه نهایی» در منطقه باقی خواهند ماند.
  • طرح بازیابی فیزیکی مواد هسته‌ای: در تازه‌ترین نشانه از آمادگی برای سناریوی نظامی، ترامپ اعلام کرده است که آماده است تا با اعزام نیروهای زمینی، مواد اورانیوم غنی‌شده ایران را “بدون هماهنگی با تهران” خارج یا منهدم کند. او گفته است: «ما با تجهیزات خودمان می‌رویم و آن را خارج می‌کنیم… چه آن‌ها باشند چه نباشند».

زمان: واقعیت «شکاف هسته‌ای»

یکی از مهم‌ترین عواملی که تحلیل‌ها را به سمت ترجیح گزینه توافق سوق می‌دهد، ارزیابی‌های اطلاعاتی ایالات متحده درباره زمان دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای (Breakout Time) است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سوی منابع مطلع (از جمله رویترز و سی‌ان‌ان)، علیرغم انجام حملات گسترده هوایی و عملیات‌های خرابکارانه در تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان، زمان لازم برای ساخت یک بمب اتم توسط ایران همچنان بین ۹ تا ۱۲ ماه تخمین زده می‌شود.

این واقعیت تلاش‌های نظامی صورت گرفته تا کنون را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که گزینه نظامی نه تنها قادر به حذف کامل برنامه هسته‌ای ایران نیست، بلکه حتی قادر به عقب انداختن قابل توجه آن نیز نمی‌باشد. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی و دیپلماسی، به جای حمله نظامی گسترده، به عنوان تنها مسیر عملی برای جلوگیری از دستیابی فوری ایران به سلاح اتمی تلقی می‌شود.

موانع و چالش‌های پیش‌روی توافق

با وجود اظهارات خوش‌بینانه و نیاز استراتژیک به توافق، موانع قابل توجهی در مسیر آن وجود دارد:

  • اختلافات داخلی در آمریکا: سناتورهای جمهوری‌خواه جنگ‌طلب (مانند راجر ویکر و لیندسی گراهام) نسبت به هرگونه توافقی که به ایران اجازه ادامه غنی‌سازی یا حفظ توان موشکی و حمایت از گروه‌های نیابتی را بدهد، هشدار داده و آن را فاجعه‌بار خوانده‌اند.
  • موضع اسرائیل و اختلافات ترامپ-نتانیاهو: بنیامین نتانیاهو اخیراً علیرغم هشدارهای ترامپ، دستور حملاتی را علیه ایران صادر کرده که نشان از شکاف راهبردی میان دو طرف دارد. با این حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که پس از تماس تلفنی تند، نتانیاهو از انجام یک حمله بزرگ عقب‌نشینی کرده است.
  • بی‌اعتمادی متقابل: تناقض‌گویی‌های رفتاری ترامپ (تهدید به بمباران تمدن یک تمدن در توئیتر و در همان لحظه اعلام آمادگی برای آتش‌بس) باعث شده است که دولت او فاقد اعتبار لازم برای ارائه تضمین‌های قابل قبول به تهران باشد. تحلیلگران نشریه فارین افیرز معتقدند که همین رفتارهای دوگانه، قانع کردن ایران به خلع سلاح را بسیار دشوار کرده است.

نتیجه‌گیری

در پاسخ به سؤال اساسی این گزارش مبنی بر اینکه آیا ترامپ واقعاً به دنبال توافق است یا از آن به عنوان مقدمه‌ای برای بازسازی نظامی استفاده می‌کند، شواهد نشان دهنده یک استراتژی دوگانه است:

  1. اولویت فعلی: کسب یک توافق دیپلماتیک. تحلیل شواهد میدانی (ادامدار بودن حملات، کشته شدن نظامیان آمریکایی و ناتوانی در عقب راندن زمان دستیابی ایران به بمب) نشان می‌دهد که مسیر نظامی بن‌بست تاکتیکی و هزینه‌بر است. ترامپ برای جلوگیری از تبدیل شدن بحران به یک ناکامی بزرگ انتخاباتی، به شدت به یک پیروزی دیپلماتیک نیاز دارد.
  2. لحن تهدیدآمیز و تجهیز نظامی: اهرم فشار برای چانه‌زنی. تشدید لفاظی‌های نظامی، نگهداشت ۵۰ هزار نیرو در منطقه و مطرح کردن سناریوی بازیابی فیزیکی اورانیوم، در وهله اول تاکتیکی برای افزایش فشار بر ایران و امتیازگیری حداکثری در پای میز مذاکره طراحی شده است.

با این حال، خطر اصلی در «ناحیه خاکستری» نهفته است. اگر مذاکرات به دلیل اصرار ترامپ بر «توافق بهتر از برجام» و بسته بودن دست‌اویزهای مالی به شکست بینجامد و اقتصاد ایران با وجود تحریم‌ها فرو نپاشد، گزینه نظامی – احتمالاً در مقیاس محدود و با هدف تخریب زیرساخت‌های خاص – به یک گزینه محتمل تبدیل خواهد شد. در واقع، رفتار ترامپ در روزهای آتی مشخص خواهد کرد که «آمادگی برای گزینه بد» صرفاً یک تاکتیک چانه‌زنی است یا این بار قصد اجرای آن را دارد.

درباره نویسنده

مریم حسین زاده هنزایی

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *