مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ پرسش کلیدی که همواره در مذاکرات هستهای مطرح بوده، تجربه تلخ نقض برجام از سوی آمریکاست. قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت اگرچه چارچوب حقوقی برجام را تأیید کرد، اما نتوانست از خروج یکجانبه آمریکا در ۲۰۱۸ جلوگیری کند. اکنون در پیشنویس تفاهم احتمالی جدید، تضمینهایی فراتر از آن مدل پیشبینی شده که این گزارش به تحلیل آنها میپردازد.
سه سطح تضمین در توافق جدید
۱. قطعنامه شورای امنیت؛ لازم اما ناکافی
کارشناسان معتقدند صرف تکیه بر قطعنامه شورای امنیت دیگر اعتمادساز نیست، زیرا سابقه نقض برجام نشان داد اراده سیاسی آمریکا میتواند بر تعهدات بینالمللی غلبه کند. از این رو در معماری جدید، قطعنامه تنها یک لایه از تضمینهاست.
با وجود آنکه قطعنامه شورای امنیت (مانند قطعنامه ۲۲۳۱ در برجام) یک سند حقوقی بینالمللی و الزامآور برای همه اعضای سازمان ملل محسوب میشود و پایهای برای مشروعیت یک توافق هستهای ایجاد میکند، تجربه خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ نشان داد که یک دولت قدرتمند و ماجراجو میتواند با نادیده گرفتن این قطعنامه، نه تنها از تعهدات خود شانه خالی کند، بلکه با اعمال مکانیسم ماشه (اسنپبک) عملاً سایر طرفها را نیز با خود همراه سازد یا آنها را خلع سلاح کند. از آنجا که شورای امنیت فاقد ضمانت اجرای مستقل و غیرسیاسی برای وادار کردن آمریکا به پایبندی در برابر یک قطعنامه است، این اسناد صرفاً «لازم» هستند تا چارچوب حقوقی توافق را تأمین کنند، اما به دلیل نبود ضمانت در برابر نقض عهد از سوی یک قدرت بزرگ، به تنهایی «ناکافی» بوده و باید با اهرمهای عملی و متقارن دیگر (مانند گامهای متناظر یا اهرمهای ژئوپلیتیکی) همراه شوند.

بدعهدیهای ایالات متحده آمریکا در پایبندی به تعهدات بینالمللی
بدعهدیهای ایالات متحده آمریکا در پایبندی به تعهدات بینالمللی خود طی چهار دهه اخیر در قبال ایران عبارنتد. از مداخلات نظامی و نقض حاکمیت کشورها گرفته تا خروج یکجانبه از توافقات چندجانبه بینالمللی، آمریکا سابقهای طولانی در بیاعتنایی به اصول بنیادین حقوق بینالملل دارد. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق، نقض بیطرفی در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران (ایرباس) در تیرماه ۱۳۶۷، خروج از پیمان منع موشکهای هستهای میانبرد (INF) در ۲۰۱۹، خروج از توافق اقلیمی پاریس (۲۰۱۷ و ۲۰۲۵)، و مهمتر از همه، خروج یکجانبه از برجام در ۲۰۱۸ علیرغم تأیید مکرر پایبندی ایران توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی، تنها گوشهای از این بدعهدیهاست.

۲. مکانیزم «گامهای متناظر و پیششرط اقدام عملی آمریکا»
نوآوری کلیدی در پیشنویس، حذف اجرای یکطرفه تعهدات از سوی ایران است. بر اساس این بند:
· هیچ گامی از سوی ایران برداشته نمیشود مگر پس از انجام اقدامات اعتمادساز مشخص از سوی آمریکا.
· در عمل، ابتکار عمل اجرایی در دست تهران قرار میگیرد و آمریکا باید نخست حسننیت خود را اثبات کند.
· این سازوکار یادآور منطق «اقدام در برابر اقدام» در برخی توافقات بینالمللی است و از تکرار سناریوی برجام که ایران پیش از دریافت منافع، به تعهدات خود عمل کرد، جلوگیری میکند.

۳. کمیسیون نظارت با ترکیب جدید (حضور چین، روسیه، پاکستان)
برخلاف برجام که کمیسیون مشترک عمدتاً زیر سلطه آمریکا و اروپا بود، در پیشنویس جدید به پیشنهاد ایران، سه کشور چین، روسیه و پاکستان قطعاً در کمیسیون نظارت حضور خواهند داشت. این ترکیب:
وزن ژئوپلیتیکی شرق را در برابر غرب متوازن میکند.
احتمال صدور گزارشهای سیاسی و یکجانبه علیه ایران را کاهش میدهد.پاکستان به عنوان همسایه شرقی ایران، نقش میانجی و ناظر قابل قبولی برای تهران دارد.
در پیشنویس توافق احتمالی، کمیسیون نظارت بر اجرا نسبت به مدل برجام دستخوش تغییرات اساسی شده است. در برجام، کمیسیون مشترک عمدتاً متشکل از ایران و گروه ۱+۵ (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، بریتانیا، آلمان) بود که عملاً اروپا و آمریکا وزن سنگینی در آن داشتند و پس از خروج آمریکا، این کمیسیون کارایی خود را از دست داد. اما در طراحی جدید، به پیشنهاد ایران، حضور چین، روسیه و پاکستان در این کمیسیون قطعی و تضمینشده در نظر گرفته شده است. هدف از این ترکیب، خنثیسازی سلطه غرب بر فرآیند نظارت و گزارشدهی است؛ بهگونهای که هیچ گزارش خلاف واقع یا تحریم جدیدی بدون حضور و رأی این سه کشور امکانپذیر نباشد. پاکستان به عنوان یک کشور مسلمان و همسایه شرقی ایران، نقش بالانسی را ایفا میکند که میتواند میان ایران و بلوک غرب میانجیگری کند. این تغییر ترکیب، کمیسیون نظارت را از یک نهاد عمدتاً غربی به بازوی اجرایی توازن قوای بینالمللی تبدیل میکند و تضمین میدهد که هیچ طرفی نتواند به تنهایی روند اجرا را مختل کند.

۴. اهرم راهبردی تنگه هرمز؛ تضمین نهایی
قویترین تضمین ایران، ابزار جغرافیایی منحصربهفرد کنترل تنگه هرمز است. بر اساس پیشنویس:
· مدیریت تردد در این آبراه حیاتی در اختیار ایران باقی میماند.
· در صورت نقض عهد از سوی آمریکا، ایران «در مدیریت تردد تجدید نظر خواهد کرد» – عبارتی که به صراحت تهدید به اختلال در ترانزیت انرژی جهانی را در خود نهفته دارد.
· این اهرم یک قابلیت بازدارنده بینظیر است که نه در برجام وجود داشت و نه در هیچ توافق دیگری با آمریکا.

توافق احتمالی، تضمینپذیرتر از برجام؟
با جمعبندی چهار سطح تضمین (قطعنامه + گامهای متناظر + کمیسیون شرقی + تنگه هرمز)، الگوی جدید تفاهم دو ویژگی اساسی دارد:
۱. پیشگیری از اجرای یکطرفه تعهدات از سوی ایران
۲. وجود اهرمهای متقارن و حتی نامتقارن (تنگه هرمز) برای پاسخ به هرگونه نقض
اگرچه هیچ توافق بینالمللی به طور مطلق نقضناپذیر نیست، اما معماری پیشنهادی به گونهای طراحی شده که هزینه نقض عهد برای آمریکا را به طور قابل توجهی بالاتر از برجام میبرد. تجربه تلخ گذشته، درسهای عملی را به تیم مذاکرهکننده ایران داده است؛ تضمین واقعی نه در کاغذ قطعنامه، که در توازن قوا و مکانیزمهای اجرایی گام به گام و اهرمهای راهبردی نهفته است.
###مریم حسین زاده هنزایی
###وکیل پایه یک دادگستری
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟