مریم حسین زاده هنزایی ، توانانیوز_ تنگه هرمز روزانه محل عبور نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و میعانات است که معادل ۲۰ درصد از نفت مصرفی جهان و بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی خلیج فارس را تشکیل میدهد.این جریان عظیم بهقدری است که تحلیلهای دقیق نشان میدهد جمع ظرفیت اسمی تمام خطوط لوله جایگزین موجود، بهتنهایی کمتر از ۹ میلیون بشکه در روز است؛ یعنی شکافی روزانه حداقل ۱۱ میلیون بشکهای که جبران آن عملاً غیرممکن بهنظر میرسد. با این حال، تشدید تنشهای نظامی و امنیتی، کشورهای منطقه و مصرفکنندگان بزرگ انرژی را بهاجبار به سمت یافتن مسیرهایی فراتر از هرمز سوق داده است.
مرور جامع بر مهمترین مسیرهای جایگزین
خطوط لوله (مهمترین گزینه عملیاتی)
۱. خط لوله شرق-غرب عربستان (پترولاین): بهعنوان اصلیترین گزینه مطرح است. این خط لوله ۱۲۰۰ کیلومتری، نفت را از میادین شرق عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل میکند. ظرفیت اسمی آن ۷ میلیون بشکه در روز است.با بحران اخیر، صادرات از ینبع به حدود ۴.۶ میلیون بشکه در روز رسیده و نرخ بهرهبرداری آن از ۷۵۰ هزار بشکه پیش از جنگ به بالای ۳ میلیون بشکه افزایش یافته است.
۲. خط لوله ابوظبی-فجیره (ADCOP): این خط امارات را قادر میسازد نفت خود را مستقیماً به بندر فجیره در دریای عمان، خارج از تنگه هرمز، منتقل کند. ظرفیت آن حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز است و صادرات آن از محدوده ۱.۲ میلیون به حدود ۱.۷۶ میلیون بشکه رسیده است.
۳. خط لوله عراق (کرکوک-جیهان): خط لولهای به ظرفیت ۱.۶ میلیون بشکه در روز که عراق را به بندر جیهان در ترکیه متصل میکند.اما متأسفانه در عمل تنها ۲۵۰ هزار بشکه در روز جابهجا میکند، چراکه به میادین اصلی جنوب عراق متصل نیست.
۴. خط لوله عراق-اردن: این مسیر که بخشی از زیرساختهای قدیمی است، قرار است پس از بازسازی، نفت عراق را از طریق اردن به بندر عقبه در دریای سرخ برساند.

کریدورهای زمینی و ریلی
۱. پروژه «جاده توسعه» عراق: با سرمایهگذاری ۲۴ میلیارد دلاری، یک کریدور ریلی و جادهای از بندر بزرگ فاو در عراق آغاز و از طریق ترکیه به اروپا متصل میشود؛ پیشبینی درآمد سالانه ترانزیتی حدود ۴ میلیارد دلار برای عراق دارد.
۲. بنادر جایگزین ایران: توسعه بندر چابهار و بندر جاسک در خارج از محدوده تنگه هرمز.
۳. کریدور شمال-جنوب: شبکهای از حملونقل ترکیبی (کشتی، ریلی، جادهای) که هند، ایران، آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه را به شمال اروپا متصل میکند.

کریدورهای بلندپروازانه جدید
۱. ابتکار «چهار دریا» سوریه: طرحی عظیم بهریاست احمد شرع برای اتصال خلیج فارس، دریای مدیترانه، دریای خزر و دریای سیاه از طریق شبکه یکپارچه حملونقل و انرژی؛ بازسازی خط لوله کرکوک-بانیاس حدود ۴.۵ میلیارد دلار هزینه دارد و سوریه انتظار دارد سالانه حدود ۲۰۰ میلیون دلار از حق ترانزیت درآمد کسب کند.
۲. شاهراه جایگزین روسیه در دریای خزر: مسکو در حال تأمین کالاهای استراتژیک از جمله حدود دو میلیون تن گندم و قطعات پهپادی از طریق دریای خزر برای ایران است.
کانالهای جدید اقیانوسی
در این زمینه باید اذعان کرد که طرحهایی مانند حفر کانال در منطقه مسندم عمان بیشتر یک فرض نظری است تا گزینه اجرایی؛ چراکه عرض پل خشکی در این منطقه تنها ۲۲۸ متر است.با مقایسه با کانال سوئز (۱۹۳ کیلومتر)، این ایده عملاً غیرممکن بهنظر میرسد.
واکاوی اقتصادی؛ آیا ساخت مسیرهای جایگزین بهصرفه است؟
۱. هزینههای سرسامآور سرمایهگذاری
ساخت یک خط لوله اصلی جدید که قادر به جابهجایی حتی بخشی از جریان فعلی تنگه هرمز باشد، دستکم ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار هزینه دارد.توسعه زیرساختهای مکمل مانند ایستگاههای پمپاژ، تأسیسات ذخیرهسازی و بنادر صادراتی، دهها میلیارد دلار دیگر نیاز دارد و بسته به شرایط، ۳ تا ۵ سال زمان خواهد برد.

۲. فاصله عمیق بین ظرفیت و نیاز
واقعیت این است که هماکنون با فعالسازی حداکثری همه مسیرهای جایگزین خط لوله، جهان با کمبودی بیش از ۱۰ میلیون بشکه نفت در روز مواجه خواهد شد.این یعنی شکاف عرضهای که جبران آن در کوتاهمدت و میانمدت کاملاً غیرممکن است.
۳. آسیبپذیری ذاتی مسیرهای جایگزین
جالب آنکه خطوط لوله جایگزین، خود در معرض تهدیدات مستقیم قرار دارند؛ از حمله به تأسیسات نفتی فجیره تا میدان نفتی شیبه عربستان و اختلال در پالایشگاه سامرف.علاوه بر این، مسیرهای دریایی جایگزین نظیر بابالمندب و کانال سوئز نیز ثابت کردهاند که «بشدت آسیبپذیر، قابل انسداد و تحت تأثیر مستقیم تنشهای منطقهای هستند».
۴. تأثیر بر بازار جهانی انرژی
درصد نفت عبوری از تنگه هرمز در تجارت جهانی بسیار بالاست؛ از این رو اختلال در آن بازار انرژی و امنیت غذایی جهان را با بحران جدی مواجه کرده و قیمت نفت را از حدود ۷۰ دلار به بالای ۱۲۰ دلار رسانده است.کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در ماههای اخیر حدود ۵۰ میلیارد دلار تنها از محل اخلال در صادرات نفت و گاز متضرر شدهاند.
با بررسی همه جانبه، تحلیل کارشناسی قاطع حاکی از آن است که هیچیک از مسیرهای جایگزین موجود یا در دست مطالعه قادر به ایفای نقش کامل تنگه هرمز نیستند. در واقعیت امروز، هدفگذاری معقول و واقعبینانه نه «جایگزینی کامل» که «کاهش وابستگی و ایجاد تابآوری» است.
در این شرایط، کشورها باید روی سه راهبرد موازی متمرکز شوند:
· تنوعبخشی به کریدورهای انرژی با توسعه خطوط لوله و کریدورهای زمینی/ریلی
· سرمایهگذاری در زیرساختهای بندری خارج از تنگه هرمز (مانند چابهار، جاسک، فجیره و ینبع)
· توسعه منابع جایگزین انرژی بهویژه برای مصرفکنندگان بزرگی مانند چین، هند و اروپا
در بلندمدت، بازیگران اصلی انرژی به شدت تشویق خواهند شد تا به سمت تأمینکنندگانهای غیرخاورمیانهای و منابع تجدیدپذیر حرکت کنند؛ تغییری که میتواند معماری ژئوپلیتیک انرژی جهان را برای دهههای آینده دگرگون سازد.
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟