مریم حسین زاده هنزایی : توانانیوز_ افزایش بهرهبرداری از خطوط لوله عربستان و امارات، ظهور کریدور شمال-جنوب، اما کارشناسان هشدار میدهند: «حداکثر دو‑سوم نفت هرمز قابل جبران است و هیچ مسیری کاملاً امن نیست»
بسته شدن تنگه هرمز – شریان حیاتی ۲۰ درصد نفت جهان – دیگر یک سناریوی تئوریک نیست. از آوریل ۲۰۲۶، با جهش قیمت نفت به بالای ۱۲۰ دلار و توقف عملاً کامل تردد نفتکشها در این آبراهه استراتژیک، اقتصاد جهانی وارد فاز «اضطرار ژئوپلیتیک» شده است. اما سؤال این است: آیا مسیرهای جایگزین توان جبران این شوک را دارند؟
پاسخ کارشناسان قاطع است: هیچ مسیر جایگزینی نمیتواند بهتنهایی جای خالی ۱۷ میلیون بشکهٔ عبوری روزانه از هرمز را پر کند. حداکثر توان جایگزینهای موجود (خطوط لوله، کریدورهای زمینی و دریایی جایگزین) به دو‑سوم جریان پیش از بحران میرسد؛ آن هم در خوشبینانهترین حالت و با سرمایهگذاریهای فوری.
اما نکته کلیدی: بحران اخیر بهعنوان «کاتالیزور تغییر» عمل کرده و طرحهایی را که پیشتر غیراقتصادی به نظر میرسیدند، به مسیرهای حیاتی تبدیل کرده است.

۱. خط لوله شرق–غرب عربستان (پترولاین): از سوسنگرد تا ینبع
این خط ۱۲۰۰ کیلومتری که نفت را از استانهای شرقی عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ میرساند، پیش از بحران تنها با ۷۵۰ هزار بشکه در روز کار میکرد. اما در ماههای اخیر، عربستان نرخ بهرهبرداری را به بیش از ۳ میلیون بشکه در روز رسانده است – رقمی نزدیک به ۴۰ درصد ظرفیت اسمی ۷ میلیون بشکهای.
نکته عملیاتی مهم: برای جبران نقاط کور لولهکشی (مناطق فاقد اتصال مستقیم)، یک ناوگان عظیم کامیونی با هزاران تریلر نفتکش راهاندازی شده که هزینه تعمیر و نگهداری آن ماهانه بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برآورد میشود.
بهگفته منابع آگاه، چندین کشور عربی (از جمله کویت و بحرین) در حال بررسی خطوط لوله جدیدی هستند که هزینهٔ ساخت آنها بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود – رقمی که معادل تنها ۲.۵ درصد ارزش سالانه نفت عبوری از هرمز است. این ارقام نشان میدهد که توجیه اقتصادی دیگر یک مانع نیست.
۲. خط لوله ابوظبی–فجیره (ADCOP): قلب استراتژی امارات
امارات متحده عربی سالها پیش هوشمندی استراتژیک خود را با ساخت خط لوله حبشان–فجیره (۳۶۰ کیلومتر) به اثبات رساند. ظرفیت فعلی این خط بین ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز است. اما آنچه بحران کنونی را متفاوت میکند، تصمیم برای ساخت دومین خط لوله موازی با بودجهای بالغ بر چند میلیارد دلار است که تا سال ۲۰۲۷ بهرهبرداری میرسد و ظرفیت صادراتی بندر فجیره – واقع در دریای عمان و خارج از محدوده هرمز – را دو برابر خواهد کرد.
از منظر امنیت عملیاتی، فجیره امروز به یکی از امنترین نقاط صادراتی خاورمیانه تبدیل شده است، چراکه نفتکشها از آنجا مستقیماً به اقیانوس هند وارد میشوند.

۳. کریدور شمال–جنوب (INSTC): جاده ابریشم جدید انرژی
این کریدور ترکیبی (دریایی + ریلی + جادهای) که از روسیه آغاز و از طریق دریای خزر، ایران و بندرعباس به اقیانوس هند میرسد، بهتدریج به یک شاهراه حیاتی تبدیل میشود. آمارهای آوریل ۲۰۲۶ نشان میدهد:
- کاهش ۵۰ درصدی زمان حمل: از ۴۵‑۶۰ روز (از طریق کانال سوئز) به ۲۰‑۳۰ روز
- کاهش هزینه تا ۳۰ درصد نسبت به مسیرهای سنتی
- حجم ترانزیت سالانه در آستانه ۳۰ میلیون تن (عمدتاً کالاهای غیرنفتی، اما ظرفیت حمل فرآوردههای نفتی و گاز نیز در حال افزایش است)
از منظر ژئوپلیتیک، این کریدور به روسیه امکان میدهد زنجیرههای تأمین خود را بهسمت کشورهای دوست (هند، چین، ایران) تغییر دهد و از تحریمهای غربی عبور کند. اگرچه INSTC بهتنهایی نمیتواند نفت هرمز را جایگزین کند، اما بهعنوان یک مسیر مکمل برای گاز و کالاهای غیرنفتی نقشی کلیدی ایفا میکند.
تحلیل هزینه–فایده کلان – معادلهای که تغییر کرده است
۱. محرک اقتصادی اصلی: قیمت ۱۲۰ دلاری نفت
تا پیش از بحران اخیر، ساخت خطوط لوله برای دور زدن هرمز «هزینهای نامعقول» تلقی میشد.
اما با جهش قیمت نفت به بالای ۱۲۰ دلار، دوره بازگشت سرمایه برای یک خط لوله ۱۰ میلیارد دلاری از ۱۵ سال به کمتر از ۳ سال کاهش یافته است. برای نمونه، طرح خط لوله از میادین شرقی عربستان به بندر دوقم در عمان (هزینهٔ حدود ۱۰ میلیارد دلار) اکنون روی میز مذاکره جدی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس قرار دارد.

۲. هزینه بحران برای کشورهای منطقه: ۵۰ میلیارد دلار در چند ماه
تنها کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از زمان اختلال در صادرات نفت و گاز، بیش از ۵۰ میلیارد دلار درآمد از دست دادهاند. این فشار اقتصادی، برخلاف تصور عموم، خود به بزرگترین محرک سیاسی برای شتاببخشی به پروژههای جایگزین تبدیل شده است. امارات و عربستان اکنون با هر هفته تأخیر، میلیاردها دلار ضرر میکنند – انگیزهای که پیش از این هرگز وجود نداشت.
چالشهای امنیتی – «هیچ مسیری کاملاً امن نیست»
جالب آنکه خطوط لوله جایگزین و بنادر جدید، خود به اهداف مستقیم تهدیدات تبدیل شدهاند. در شش ماه گذشته:
- حمله به تأسیسات نفتی فجیره (نزدیک به خط لوله ADCOP)
- اختلال در پالایشگاه سامرف عربستان
- تهاجم پهپادی به میدان نفتی شیبه (تأمینکننده خط لوله شرق–غرب)
همه این موارد نشان میدهد که جنگ جدید، جنگ زیرساختهاست و هیچ نقطهای مصون از تهدید نیست. حتی مسیرهای دریایی جایگزین مثل بابالمندب و کانال سوئز نیز در ماههای اخیر ثابت کردهاند که بهشدت آسیبپذیر و قابل انسداد هستند.
اما یک تحول جدید: کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در حال ایجاد کریدورهای لجستیکی هستند که نه تنها از هرمز، بلکه از بابالمندب نیز عبور نمیکنند – یعنی ترکیبی از خطوط لوله + ریلی + جادهای که کاملاً در خشکی محصور است.

چهار سناریو برای آینده
بر اساس تمام شواهد، هیچ جایگزین کاملی برای تنگه هرمز وجود ندارد، اما ترکیبی از اقدامات زیر میتواند تابآوری سیستم انرژی جهان را به سطح قابل قبولی برساند:
| سناریو | افق زمانی | میزان جبران نفت هرمز | احتمال تحقق |
|---|---|---|---|
| تکمیل خطوط لوله دوم و سوم عربستان و امارات | ۳ تا ۵ سال | ۳۰ تا ۴۰ درصد | بالا (۷۰٪) |
| اتصال شبکه ریلی شرق به غرب ایران (چابهار، جاسک، بندرعباس) | ۲ تا ۴ سال | ۱۰ تا ۱۵ درصد | متوسط (۵۰٪) |
| توسعه کریدور شمال–جنوب | ۱ تا ۲ سال | ۵ تا ۱۰ درصد (عمدتاً گاز و کالا) | بالا (۸۰٪) |
| سرمایهگذاری در انرژی تجدیدپذیر برای کاهش وابستگی به نفت خاورمیانه | ۵ تا ۱۰ سال | بلندمدت | رو به رشد |
دگردیسی ژئوپلیتیک انرژی
بحران هرمز ثابت کرد که جهان برای دههها به یک نقطهٔ گلوگاهی وابسته بوده است. اما همین بحران، معماری انرژی جهان را برای همیشه تغییر خواهد داد. بازیگرانی که زودتر خود را با این واقعیت جدید وفق دهند – سرمایهگذاری در خطوط لوله، کریدورهای زمینی و انرژیهای تجدیدپذیر – در موقعیت راهبردی برتر قرن بیست و یکم قرار خواهند گرفت. آنهایی که همچنان منتظر بازگشت به وضعیت سابق هستند، در غبار ژئوپلیتیک جا خواهند ماند.
محقق: مریم حسین زاده هنزایی
وکیل دادگستری
منابع: گزارشهای آوریل ۲۰۲۶، دادههای اوپک، تحلیلهای مرکز مطالعات انرژی خلیج فارس
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟